سخن مدیر مسئول

عاشق شوید.برادرها، خواهرها ، عاشق شوید.زندگی به عشق است.عقل به آدم زندگی نمی دهد.عقل به آدم حساب می ده که چه جور بهتر بخوره،چه جور بهتر بخوابه،چه جور بهتر پلاسیده بشه،چه جور بهتر دل مرده باشد.عشق است که در درون انسان آتش زندگی،شعله زندگی برمی فروزاند. (شهید بهشتی)
سلام،اگر علت ذکر جمله ی بالا را می پرسید،می گویم: این راه و رسم پرستاری است.پرستاری که عاشق خدمت نباشد، زیان دیده؛ چه بسا پرستاری که بی هیچ میلی به مراقبت از مریض میپردازد و در این نحوه مراقبت هم خود را زجر میدهد و هم بیمار را.پرستار در مراقبت از مریض فقط با یک نیت قربت الی الله کاری را میکند که آن علامه شهیر،علامه طباطبایی،حاضر است حاصل هفتادسال عبادتش را با آن معاوضه کند.این چه حکمتی است که خداوند این اجر عظیم را در شغل تو نهاده است؟! شاید اگر عاشق باشی و در خدمت به بیماران،اقتدا کنی به پرستار زخمهای کربلا،مصداق آیه یا ایتهاالنفس المطمئنه گردی . . .
شاید در این برهه از زمانر، کمتر کسی ارزش شغل تو را بداند و تو را فقط مجری دستورات پزشک تصور کند، ولی بدان شخصی که باید ارزش کار تو را درک کند، خودش خوب حواسش هست، چرا که او عالماً به کل امور است و بدجوری هوای تو و شغلت را دارد،بطوری که پیامبرش نوید میدهد که اگر در رفع نیازهای بیماران اهتمام بورزی،بلیط سریع السیر عبور از صراط را برای تو صادر می کند؛ پس خدایی که اینجوری برای تو پارتی بازی می کند، تو نیز رضایتش را جلب کن که آن هم کاری ندارد، فقط با یک نیت ساده!!!
چیزی که قابل انکار نیست، لزوم وجود واحد بهداری در هر سپاه و لشگری است،پس بطور قطع لشکر صاحب الامر نیز از این قاعده مستثنی نیست.مژده میدهیم به تمام عاشقان خدمت که جهت آزمون استخدامی آماده شوید، که روز موعود نزدیک است.موارد امتحانی هم برونر و سودارث نیست،بلکه مهرعلی،ایمان حسینی،مرام اباالفضلی و خوی زینبی است و اگر تا به الآن این واحدها را پاس نکرده اید، هرچه سریعتر پاس کنید زیرا که اگر کمی  دقیق شویم،بوی ظهور را حس می کنیم.
و کلام آخر، نشریه بینش پرستار که اینک وارد پانزده سالگی خود می شود،در حالی شماره 60 خود را تقدیم شما عزیزان پرستار و دانشجوی پرستار می کند که مسیری بس طولانی و سخت را پیموده است و از سال 78 که شروع به انتشار کرد، هیچگاه خود را جدای از دانشجو ندانست و به تمجید و مدح هیچ مسئولی نپرداخت و هیچ مسئله ای از دانشکده را از نظر دور نداشت؛ بینش تا زمانی که هست (و خواهد بود) خود را بلندگوی دانشجو می داند.
در پایان لازم می دانم از تمامی دوستان عزیزم که در هیئت تحریریه بدون هیچ چشم داشتی مشغول به فعالیت اند،کمال تشکر را داشته باشم و نوید دهم که اجر شما إن شاالله، عندالله محفوظ است چرا که حقیقتاً زنده کننده کلام امیرالمومنین هستید آنجا که فرمود:لکل شیء زکات و زکات علم،نشره.

ومن الله التوفیق
مصطفی قزوینیان

حدیث عشق

پیشگفتار:
فطرت اجتماعي بشر از آغاز آفرينش به نوع دوستي و همدلي و مهرباني با همنوعان گرايش داشته است. اين نوع دوستي و احساس پيوند و تعلق خاطر به يكديگر ، همگام با زندگي اجتماعي بشر در خانواده، قبيله و اجتماعات بزرگتر ظهور چشمگير يافته است. بر اين اساس، آدميان از آغاز حيات تا واپسين روزهاي زندگي، خود را بي نياز از اين روابط و همدلي ها نمي بينند و سلامت جسم و جان خود را نيازمند مراقبت، پرستاري و همدلي ديگران مي يابند.اديان الهي به ويژه اسلام، مؤمنان و جامعه ايماني را در پيوند، احسان و مهرورزي نسبت به يكديگر همانند پيكر واحدي مي داند كه هر فرد عضوي از آن محسوب ميشود و هرگاه يكي از اعضاء دستخوش بيماري شود، قرار و آرامش از ديگر عضوها مي ربايد.در این رابطه امام صادق(علیه السلام) مي فرمايند:« مؤمنان در احسان و نيكي به يكديگر و مهرورزيدن و مهرباني به هم، به سان پيكري هستند كه هرگاه عضوي از آن به درد آيد، اعضاء ديگر نيز به بي خوابي و تب با او همدردي مي كنند.»
همیشه در میدان است. سربازی است که در سخت‌ترین شرایط نیز مشکلات را می‌پذیرد و به بیماران و دردمندان رسیدگی می‌کند و اجازه می‌دهد تا همه بیماران صعب‌العلاج،‌ بیماران عفونی و واگیردار،‌ بیمارانی که شعله‌های آتش چهره‌شان را متلاشی کرده است و کسی طاقت دیدن آنها را ندارد، در وسعت دست‌های آسمانی‌اش، آرامش یابند. این، حرفه او است. حرفه‌ای که پرستار با قلبی سفید و قدمهایی سبز در آن گام برمی‌دارد.
امروره با گذشت زمان و پیشرفت علم و تکنولوژی، حرفه پرستاری یک رشته علمی است و متخصص این رشته باید علوم بسیاری را فرا بگیرد و کاربرد آنها را در ارتباط با مریض بیاموزد. از سوی دیگر باید توجه داشت که وظیفه یک پرستار تنها مراقبت از بیمار در بیمارستان نیست بلکه یک پرستار با مراقبت از افراد در تمام مراحل زندگی آنها از پیشگیری از بیماری‌ها گرفته تا مراقبت در هنگام بیماری و توانبخشی پس از بیماری‌ها سر و کار دارد. زیرا بسیاری از بیماری‌ها ریشه در عادت‌های غلط و شیوه نادرست زندگی دارد. برای مثال زمینه بسیاری از سکته‌های قلبی از مدتها قبل فراهم می‌شود و دلیل آن نیز نوع غذای فرد، وزن او و مقدار فعالیت بدنیش می‌باشد. حال این پرستار است که با آموزش‌های لازم در مورد نوع غذا،‌نحوه و مقدار فعالیت بدنی و نحوه جلوگیری از فشار خون و افزایش چربی سعی می‌کند تا از بیماری پیشگیری کند یا افراد را با علایم و اختلالات بیماری آشنا سازد تا بیمار به موقع و پیش از پیشرفت بیماری به دکتر مراجعه کند.در کل می‌توان گفت که پرستار یک‌ عضو مهم‌ در تیم‌ مراقبت‌ بهداشتی‌ است‌ و نقش‌های‌ گسترده‌ای‌ از جمله‌ نقش‌ مراقبتی‌، حمایتی‌، درمانی‌، هماهنگی‌، مشورتی‌، مدیریتی‌ و تحقیقاتی‌ دارد. به‌ این‌ معنا که‌ پرستار وظیفه‌ مراقبت‌ و حمایت‌ از بیمار، هماهنگی‌ بین‌ بیمار و پزشک‌ ، بیمار و خانواده‌ بیمار (انتقال‌ دهنده‌ خواست‌ها و نیازهای‌ بیمار یا مددجو)، مسؤولیت‌ مدیریت‌ بخش‌ (اولویت‌بندی‌ برای‌ رسیدگی‌ به‌ بیماران‌ و تصمیم‌گیری‌ به‌ موقع‌ در مورد بیماران‌ اورژانسی‌)، آموزش‌ به‌ بیمار در جهت‌ تطابق‌ با مشکلات‌ و ناراحتی‌های‌ پیش‌آمده‌، تحقیق‌ درباره‌ روش‌های‌ مراقبتی‌ که‌ اعمال‌ کرده‌ است‌ و تحقیق‌ بر روی‌ نحوه‌ کاهش‌ تعداد روزهای‌ بستری‌ یک‌ بیمار را برعهده‌ دارد.

پرستار و دانشجوی‌ پرستاری‌ باید عاشق‌ انسان‌ و انسانیت‌ باشد تا بتواند در شرایط‌ سخت‌ و بحرانی‌ حتی‌ زمانی‌ که‌ خسته‌ است‌ یا آمادگی‌ جسمی‌ و روحی‌ لازم‌ را ندارد، به‌ دیگران‌ کمک‌ کند. او‌ باید فردی‌ منظم‌ و دقیق‌ باشد و بداند که‌ نظم‌ و سختگیری‌ اساس‌ کار رشته‌ پرستاری‌ است‌ و در ضمن‌ باید از سلامت‌ کامل‌ جسمانی‌ برخوردار باشد تا به‌ یاری‌ دید قوی‌ بتواند کارهای‌ ظریف‌ و دقیق‌ پرستاری‌ را به خوبی‌ انجام‌ دهد. در کل‌ باید گفت‌ که‌ پرستاری‌ علم‌ و هنر است‌؛ برای‌ همین‌ یک‌ پرستار باید علاوه‌ بر دانش‌ لازم‌، از آمادگی‌ روحی‌ و روانی‌، صبر و حوصله‌، روابط‌ عمومی‌ خوب‌ و قدرت‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ بالا برخوردار باشد. به‌ عبارت‌ دیگر یک‌ پرستار نمی‌تواند تنها با تکیه‌ بر دروس‌ دانشگاهی‌، در کار خود موفق‌ شود بلکه‌ باید از دانش‌ خود در شرایط‌ مختلف‌ و متفاوت‌ به‌ درستی‌ استفاده‌ کند و این‌ نیاز به‌ قدرت‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ خوب‌، سرعت‌ عمل‌ و آمادگی‌ روحی‌ و روانی‌ دارد.
 
تاریخچه پرستاری نوین
واژه پرستار به معنای پرستنده؛ غمخوار و حافظ می‌باشد. و در فرهنگ لاتین پرستار از لغت Nutricious گرفته شده است كه به معنای پروردن؛ تغذیه كردن و پرورش دادن است. با توجه به این معنا هرگونه مراقبت و مواظبتی كه فرد از فرد دیگری اعم از بیمار یا سالم به عمل آورد پرستاری نامیده می‌شود.
در اواسط قرن نوزدهم (1858 میلادی) پرستاری به نام "فلورانس نایتینگل" در دنیای پرستاری قد علم كرد و شیوه پرستاری نوین را ابداء و پایه گذاری كرد. و انقلابی عظیم در تربیت و آموزش پرستاران ایجاد كرد. او هدف از انجام خدمات پرستار را قرار دادن بیمار در بهترین شرایط ممكن به نحوی كه طبیعت بتواند اثرات خود را اعمال نماید تعریف نمود. وی در سال 1860 اولین مدرسه پرستار نایتینگل را در بیمارستان سنت توماس تاسیس نمود.
مجمع پرستاران كانادا (C.N.A )پرستاری را اینگونه تعریف می‌كند:
حرفه پرستاری در پاسخ به نیاز جامعه به وجود آمده است و در رابطه با سلامت انسان در طول زندگی ایده‌آل‌هایی را مد نظر دارد. پرستاران در جهت پیشبرد؛ حفظ و بازگرداندن سلامت و پیشگیری از بروز بیماری؛ تسكین دردها تلاش می‌كنند.
رهبران پرستاری این حرفه را به عنوان یك علم و هنر تلقی كردند. با این وجود؛ تعریف حرفه پرستاری به مرور زمان تغییر كرده است. انجمن پرستاران آمریكا ( A.N.A. ) در بیانیه‌ای در سال 1995 پرستاری را تشخیص و درمان پاسخ‌های انسان به سلامتی و بیماری تعریف نمودند.


موقعیت‌ شغلی‌ در ایران
در کشور ما با این‌ که‌ پرستاران‌ جایگاه‌ واقعی‌ خود را نیافته‌اند و در چند سال‌ اخیر نیز با تعداد قابل‌ توجهی‌ فارغ‌التحصیل‌ رشته‌ پرستاری‌ از دانشگاه‌ آزاد و دانشگاه‌های‌ علوم‌ پزشکی‌ و خدمات‌ بهداشتی‌ درمانی‌ روبرو هستیم‌ اما هنوز مراکز بهداشتی‌ ـ درمانی‌ به‌ پرستارانی‌ متخصص‌، مجرب‌ و توانمند نیازمندند و در واقع‌ بازار کار برای‌ فارغ‌التحصیل‌ خوب‌ این‌ رشته‌ وجود دارد. چون‌ پرستاران‌ علاوه‌ بر کار در بیمارستان‌ها و مراکز بهداشتی‌ درمانی‌ می‌توانند در صنعت‌ برای‌ مراقبت‌ از سلامت‌ و بهداشت‌ کارکنان‌ صنایع‌ مختلف‌، در سازمان‌ تربیت‌ بدنی‌ و مراکز ورزشی‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از اعضای‌ اصلی‌ تیم‌ مراقبت‌ پزشکی‌ و در آموزش‌ و پرورش‌ فعالیت‌ نمایند.حتی‌ یک‌ پرستار می‌تواند به طور مستقل‌ فعالیت‌ کند؛ یعنی‌ با تأسیس‌ مرکز بهداشت‌ خصوصی‌ به‌ ارزیابی‌ وضعیت‌ سلامت‌ افراد جامعه‌ بپردازد یا مهدکودک‌ دایر نماید.

پرستاری در فرهنگ اسلامی
در فرهنگ اسلامی و تعابیر قرآنی، آن هنگام كه پرستار برای یاری انسان نیازمندی تلاش می‌كند و نیازهایش را برمی آورد، ‌مثل آن است كه او را از مرگ رهایی بخشیده و بدین كار، موجبات خرسندی خداوند را فراهم كرده است؛ زیرا پرستاری كه با تلاش خویش جان مجروح یا بیمار ناتوانی را نجات می‌دهد و برای بهبودی وی فعالیت می‌كند، به یقین او را زنده كرده است و هر كه فردی را زنده كند و به جامعه باز گرداند، مثل آن است كه خدمتی شایان به همه مردمان كرده است. قرآن كریم در آیه 32 سوره مائده در این باره می‌فرماید: "و هر كس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، ‌چنان است كه گویی همه مردم را زنده كرده است."
پیامبر گرامی نیز در این زمینه می‌فرماید: هر كس برای برآوردن نیاز بیماری بكوشد چه آن را برآورده سازد و چه نسازد، از گناهانش پاك می‌شود مانند روزی كه از مادر زاده شده است.
سیره رهبران الهی نیز همواره بر این بوده كه در میدان انجام كارهای پسندیده، گوی سبقت را از همه انسان‌ها بربایند و انسان كامل عصر خویش و الگو برای آیندگان باشند تا بدین ترتیب، بزرگ‌ترین مشوق انسان‌ها در عمل به نیكی‌ها گردند. یكی از كارهای نیك ، پرستاری از بیماران است و رهبران الهی نیز بدان همت می‌گماردند.

پرستاری در اسلام
آغاز پرستاری در اسلام با شروع جنگ‌های مسلمین و جهاد بوده است. در این جنگ‌ها؛ هم بانوان خاندان پیامبر صلی ‌الله علیه و آله و هم سایر زنان مسلمان در مراقبت از مجروحان جنگی شرکت داشتند. باید تاریخ پرستاری در اسلام را از پرستاری حضرت فاطمه علیهاالسلام دانست،ایشان در جنگ احد از پدر بزرگوارش پرستاری نمود و با چهارده تن از زنان مسلمان از زخمی‌ها پرستاری میكردند.
از نام آوران و ستارگان آسمان پرستاری در صدر اسلام میتوان از: ام عماره(انیسه)؛ میمونه؛ رفیده؛ ام سلمه؛ ام عطیه و حضرت زینب كبری (كه از پنج امام در زمان‌های مختلف پرستاری نمود) نام برد.
نکته!!
حیف است زینب سلام الله علیها را تنها پرستار بیمار بخوانند زیرا پرستارى از بیمار یكى از كوچك‏ترین مسؤولیت‌‏هاى حضرت زینب (سلام الله علیها) بود، و هر چند پرستارى وظیفه سنگین و ارزشمندى است ولى با این حال ‏مقام زینب كبرى آن ‏قدر والا و عظیم است كه باید ایشان را "پرستار انقلاب حسینى" بنامیم، زیرا این پرستارى به مراتب مهم‏تر و سرنوشت‏ سازتر از پرستارى بیمار بود. زینب نقش نگهدارى از قیام خون بار حسینى را بر عهده داشت كه ‏قطعا اگر او این بار را بر دوش نمى‏گرفت، خون سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین صلوات الله علیه پایمال مى‏شد و بسیار دشوار بود كه نهضت ابى‌عبدالله علیه السلام به مردم‏ اعلام و ابلاغ گردد.

پرستاری در ایران
در سال 1294 شمسی نخستین آموزشگاه پرستاری در ایران گشایش یافت كه دوره آموزشی سه ساله جهت علاقه‌مندان این رشته برگزار می‌كرد. در سال 1314 در شهرهای تبریز؛ مشهد و شیراز آموزشگاه‌های پرستاری تاسیس شد. در سال 1320 آموزشگاه پرستاری دانشگاه تهران افتتاح شد. و در سال 1335 وزارت بهداری برای تدوین برنامه‌های آموزشی پرستاری از كارشناسان بین‌المللی پرستاری استفاده نمود و اولین كنفرانس بزرگ پرستاری را در تهران برگزار كرد.
از آنجایی كه نیروی انسانی تعلیم یافته پرستاری جوابگوی نیاز جامعه نبود در سال 1338 به منظور جبران این كمبود اولین آموزشگاه بهیاری تاسیس شد.و اینک تعلیم پرستاران با مهارت‌های روز پرستاری جهان تا مقطع دكترای پرستار در ایران انجام می‌گیرد و همه ساله خیل مشتاقان به این سفید جامگان می‌پیوندند.

پرستار مهربان زندگی من...
در خاتمه شایسته است از پرستاران فداكار و بی‌توقعی یاد كنیم كه همواره از مهربانی و دلسوزیشان بهره‌مند بوده‌ایم؛ به مادرانی كه همواره در زندگی به شیر زنانی همچون زینب علیهاالسلام تاسی نموده‌اند تا در رویارویی با مصائب و دشواری‌های زندگی مرهمی بر دل‌های مجروحمان گذارند.مادرم، ای كه هر روز و شب با اخلاق نیكویت، با دست مهربانت و با چشم دل سوزت به پرستاری از من همت می‌گماری و در ایام بیماری،‌ بی‌درنگ و سرگردان به دنبال التیامم می‌گردی و آسایش من را به همه دنیا ترجیح می‌دهی، این روز را به تو نیز تبریك می گویم،‌ ای پرستار بی توقع زندگی من.

نسرین رحمانی – دانشجوی کارشناسی پرستاری89

متن ادبی

نامت را همنشین نام آسمانی زینب(س) کرده اند تا آسمانی شوی.مهربانیت را به مهرش پیوند بزن.آبی باش تا خداوند سبزینه حیات را در دستانت بگمارد.آدمی را زنده نگه دار با گرمیِ قلبت تا عالمی را زنده کرده باشی.

چه لطفی است درپناه خداوند شافی بودن وچه لذتی است درهمنشینی با دوستان آفریدگار؛ که  بیماران را دوستان خدا نامیده اند.

قلبت زنده باد به گستردن نوع دوستی.

سپیدار وجودت را آیینه ی ساحت مقدس زینبی کن.

بازهم می شمارم،امسال چندمین تولد زینب گونه ی توست؟

هرسال چقدر بیشتر قد کشیده ای؟ دستانت به آسمان رسیده است؟

آن سوی آسمان دستی منتظرتوست...


فائزه کاظمی دانشجوی کارشناسی پرستاری89



رسول الله صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :
المَرضى أحِبّاءُ اللّه‏ِ .
پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :بیماران ، دوستان خدایند .

الفردوس ، جلد ۳ ، صفحه ۱۵۷ ، حدیث ۴۴۲۴ عن دانش نامه احادیث پزشکی : ۱ / ۱۴۸



سفیدپوش صبور

سفیدپوش صبور
شبی به نم نم باران، هوا مصفا بود        فضای شهر پر از عطر ربّناها بود
کریمه ای در شهر چون ستاره ای پرنور        صفادهنده ی جانها، امید دلهابود
سفیدپوش صبور بادلی سفید از مهر        برای بیمارش در حال مداوا بود
به همدلی با بیمار لحظه ها بگذشت        و بینشی که پرستار داشت والابود
دلش هوای حرم کرد، دل به باران داد        نگاه مضطربش هم چقدرگویا بود
کنار پنجره ی بخش ایستاد و به لب        سلام داد به آن گنبدی که بی تا بود
دلی به وسعت یک آسمان آبی داشت        چراکه الگویش بانوی شکیبا بود
همان که بانویی جاودانه تا ابد است        درست نام قشنگش زینب کبری بود
همیشه قلبش آکنده از محبت وعشق        برای خدمت خلق، همواره مهیا بود
دوباره رفت که شرحی زحال بیماران        بگیرد و بدهد مرهمی، چه زیبا بود
علی عظیمی-پرستاری89
متخلص به عدنان

اخبار

مسابقه پوستر روز پرستار 
مسابقه پوستر روز پرستار امسال که با شعار «سبک زندگی، عدالت وکارآمدی و سلامت خانواده»  طراحی شده، برگزار می شود.
 مدیر روابط عمومی سازمان نظام پرستاری با تبریک میلاد حضرت زینب و روز پرستار گفت: مراسم روز پرستار امسال 22 اسفند با حضور مسئولان کشور در تهران برگزار می شود، شعار امسال روز پرستار نیز «سبک زندگی، عدالت و کارآمدی و سلامت خانواده» تعیین شده است که پوستری نیز با همین مضمون برای این مراسم طراحی شده است. وی گفت: در پوستر روز پرستار امسال یک نکته نهفته است که به 10 نفر از افرادی که بتوانند این نکته را در این پوستر کشف و به شماره 20001023 پیامک کنند، به قید قرعه در مراسم روز پرستار جوایزی اهداء می شود. 


دبیر بورد پرستاری وزارت بهداشت خبر داد: تدوین برنامه درسی  «پرستار خانواده»، «پرستار انفورماتیک»   و «پرستار قانونی» 
 دبیر بورد پرستاری وزارت بهداشت گفت: تدوین برخی برنامه های درسی جدید کارشناسی ارشد پرستاری ازجمله پرستار خانواده، پرستار انفورماتیک و پرستار قانونی در  کمیته های تخصصی در دست بررسی است.  برنامه درسی «پرستاری سنتی/ مکمل»، «پرستاری قانونی»، «پرستاری انفورماتیک»، «پرستاری سرطان (انکولوژی)»  و «پرستاری تسکینی» نیز در کمیته های تخصصی در دست بررسی است. وی ادامه داد: البته تهیه کوریکولوم آموزشی پرستاری دستگاه گوارش نیز پیشنهاد شده است که در دست بررسی است. دبیر بورد سیاستگذاری پرستاری وزارت بهداشت با بیان اینکه هم اکنون شماری از گرایش های کارشناسی ارشد بالینی پرستاری نیز تصویب و در برخی دانشکده ها در حال اجراست، افزود:«پرســـــتاری مراقبت های ویژه»،  «پرستاری مراقبتهای ویژه نوزادان»، «پرستاری سالمندان»،«پرستاری توانبخشی» و «پرستاری نظامی» از آن جمله است. همچنین مقطع کارشناسی و دکترای پرستاری نیز در مرحله بازنگری است و جلسات کمیته های تخصصی پرستاری و جلساتی نیز با حضور صاحبنظران گروه پزشکی در خصوص بازنگری برنامه درسی پرستاری در مقطع کارشناسی برگزار شده است. 


100هزار پرستار كشور به صورت  قراردادي كار مي‌كنند.
 عضو شوراي عالي نظام پرستاري گفت: به علت به روز نبودن چارت بيمارستان‌هاي كشور، بيش از 100 هزار نفر از پرستاران كشور به صورت قراردادي فعاليت مي‌كنند و از امنيت شغلي برخوردار نيستند ضمن اينكه بايد با اصلاح چارت سازماني بيمارستان‌ها تعداد پرستاران كشور حداقل 3 برابر شود.
 كمبود شديد نيروي پرستار در بيمارستان‌ها مانع از بازنشسته شدن پرستاران مي‌شود و از طرفي با خارج شدن هر پرستار از سيستم درماني تلاش مي‌شود نيروي جوان طرحي جايگزين شود تا موقتاً مرهمي بر زخمشان باشد. وي با بيان اينكه حداقل 3 برابر نيروهاي موجود به پرستار نياز داريم. با وجود افزايش ساخت و احداث بيمارستان‌هاي جديد در كشور، به تناسب آن شاهد افزايش چارت و نيروي انساني مورد نياز نبوده‌ايم. با وجود افزايش تعداد بيمارستان‌ها هيچ تعيير چارتي در بيمارستان‌ها نداشته‌ايم، بنابراين مراكز درماني براي تأمين نيروي انساني ناگزيرند پرستاران را به صورت قراردادي و شركتي جذب كنند. اين در حالي است كه بنابر دستور رئيس جمهوري هر گونه استخدام شركتي در دانشگاه‌ها ممنوع است. وي به وجود بيش از 100هزار نيروي پرستار قراردادي در سراسر كشور اشاره كرد و افزود: اين ميزان نيروي قراردادي به علت نداشتن چارت تشكيلاتي لازم در بيمارستان‌ها است.  عضو شوراي عالي سازمان نظام پرستاري كشور، گفت: هم‌اكنون شمار فراواني از پرستاران نه به علت فرار از كار بلكه به علت نداشتن توان كار متقاضي بازنشستگي پيش از موعد هستند؛ اما با وجود قانون مبني بر بخشودگي خدمت و بازنشستگي پيش از موعد هيچ يك از دانشگاه‌ها به علت كمبود نيروي جايگزين توان اجراي آن را ندارند. با وجود مصوبات قانوني براي بازنشستگي پيش از موعد براي پرستاران، متأسفانه بخشنامه‌هاي صادر شده پس از اين مصوبات مانع از اجراي قانون مي‌شود

مصاحبه با دکتر عباسی

جناب آقای دکتر محمد عباسی دارای مدرک کارشناسی پرستاری از دانشگاه علوم پزشکی گیلان و مدرک کارشناسی ارشد پرستاری از دانشگاه ایران هستند.همچنین ایشان در حال تحصیل در رشته دکترای پرستاری در دانشگاه تهران هستند. تدریس عملی را در سال 1380 از دانشکده پرستاری و مامایی تهران آغاز کرده اند و مولف چندین کتاب در زمینه پرستاری می باشند.
نشریه بینش پرستار این افتخار را داشت تا به مناسبت روز پرستار با ایشان گفت و گویی داشته باشد.
با ما همراه باشید:
در خانواده شما افرادی هستند که در  زمینه علوم پزشکی فعالیت داشته باشند؟
بلی- همسر بنده پرستار هستند.

زوج پرستار بودن چه مزیت هایی دارد؟
شاید تعامل دو طرفه یکی از مهمترین مزیت هایی باشد که به نظر می رسد بعضی از مسایل بدین شکل در محیط بالین پیش نمی آید.

آیا زوج پرستار بودن رسیدن به اهداف را برایتان هموار کرده است؟
زوج پرستار یک مسئله جدا از رسیدن به هدف است. شاید انسان اهدافی را انتخاب کند که ارتباطی با پرستاری و پرستاری نداشته باشد؛ الزاما زوج پرستار بودن به معنای رسیدن به اهداف نیست.

آیا موافق ازدواج دانشجویی هستید؟
با توجه به اهداف عالیه ازدواج که در دین ما تاکید فراوانی شده است، که هر چه زودتر این امر مهم صورت بگیرد، در صورت اینکه زمینه های آن از هر جهت فراهم باشد امر نیکویی است .

تاثیرگزارترین و بهترین استاد شما چه کسی بوده است؟
بنده بطور کلی از همه اساتید مطالب متنوعی یاد گرفتم و در حال حاضر هم یاد می گیرم. به نظر بنده استاد باید راهنما و مشاور دانشجوی خودش باشد و راه و روش زندگی و کلا اصول کار را یاد بدهد نه اینکه سر ساعت کلاس حاضر شود و فقط مطالب علمی یاد دهد. بهترین استاد بنده همانی بود که راه را به من یاد داد و من فهمیدم که شاید راه را اشتباهی ادامه می دهم.

از یاد گرفتن کدام درس بیشترین لذت رو برده اید؟
کلا بنده کلاس های پرستاری ویژه را بیشتر در دوران کارشناسی دوست داشتم. مثل بقیه های دانشجویان ما که علاقه بیشتری به قلب و عروق  و ویژه دارند. بنده هم این درس ها را بیشتر دوست داشتم و دارم...

کدامیک از مباحثی را که  تاکنون خوانده اید در زندگی شخصیتان بیشترین کاربرد را داشته است؟
بنده همیشه خدمت دانشجویان عزیز هم عرض می کنم پرستاری علمی کاربردی است  و در زمینه های مختلف کاربرد دارد.

چرا از بالین خارج شده و به دانشگاه آمده اید؟
بنده به هیچ عنوان از بالین خارج نشده ام، بلکه تا چند مدت پیش همزمان در هر دو  فعال بودم و اگر فرصتی دست دهد دوباره علاقه دارم در بالین هم حضور داشته باشم.

به کدام بیشتر علاقه دارید؟ بالین یا دانشگاه؟ مراقبت یا تدریس؟
اگر زمینه فعالیت فراهم شود اصلاً بالین با دانشگاه دو معقوله جدا از هم نیستند که یکی را به دیگری ترجیح دهم. زمانی که بالین بودم واقعا لذت می بردم و الان هم که به تدریس مشغول هستم  به هیچ وجه احساس خستگی نمی کنم. هر کدام جذابیت خاص خودش را دارد، درست نیست این ها را جدا از هم در نظر بگیریم.

بزرگترین اتفاق زندگی شما چه بوده است؟
هنوز اتفاق بزرگی رخ نداده. بزرگترین اتفاق زندگی این است که انسان هر روز روی به کمال دارد و در کاروان هستی رو به پیشرفت. یه برنامه در زندگی شخصی ام دارم شاید آن بزرگترین اتفاق زندگی هم خواهد بود اگر خدا بخواهد.

دلیل موفقیت شما در زمینه شغلی و تحصیلی چه بوده است؟چه کسانی به شما کمک کرده اند؟
هنوز بنده خودم را انسان موفقی تلقی نمی کنم. چه در زمینه شغلی و در سایر زمینه ها.

برنامه ای برای آینده دارید؟
برنامه بنده ادامه تحصیل است اگر خدا کمک کند و زمینه فراهم باشد.

به رویاهایی که داشته اید رسیده اید؟
خیر، هنوز نرسیده ام.

آرزوی شما در زمینه شغلی و تحصیلی چیست؟
بنده هم آرزو دارم هر کاری را که انتخاب می کنیم واقعا با جان و دل کار کنیم و به اصطلاح ادای آن کار را در نیاوریم. موفقیت همه
دوستان آرزوی ماست.

فکر میکنید نظر دانشجویان در مورد شما چه باشد؟
بهتر بود از خود دانشجویان پرسیده شود. ان شالله همانی باشد که ما لیاقتش را داریم.

مصاحبه با آقای یاسر غلامی

1.    از شغلتون راضی هستید؟
رضایت مطلق از همه ی جوانب خیر، ولی نیازهای روانی، روحی، اقتصادی و اجتماعی بنده را تا حد مورد نیاز که بشود نفسی کشید، دم و بازدمی انجام داد، قوت لایموتی خورد و علایم حیاتی برقرار باشد برآورده کرده، خدا رو شاکرم آب باریکه ای ایجاد شده...
2.    نظر خانواده تان نسبت به انتخاب شغل و رشته ی تحصیلی شما چه بود؟
قاعدتا انتخاب به مفهوم واقعی در مورد بنده هم مثل بسیاری از افراد جامعه صدق نمی کند، ولی با توجه به شرایط روحی بنده، وقتی که متوجه شدند پرستاری قبول شده ام و می بایست وارد محیط بیمارستان بشوم، ناراحت شدند...
3.    اگر پرستار نمی شدید چه شغلی را انتخاب می کردید؟ 
دوست دارم پرستار بالینی باشم و در کنارش آموزش را هم داشته باشم در غیر این صورت باز هم پرستار بالینی باشم و در کنارش یک کار آزاد هم داشته باشم. نسبت به شغل خاصی علاقه و حسرت ندارم ولی اعتقاد پیدا کردم که شغل آزاد داشتن بهتر از کارمند بودن است ...
4.    یک پرستار باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ کدام ویژگی از همه مهمتر است؟
دانش علمی، مهارت عملی، اخلاق، نظم و به نظر من مهمترین ویژگی آن است که بتواند همه ی این ویژگی ها را در بالین بیمار به اجرا دربیاورد و اعتماد مردم را نسبت به پرستاری بالا ببرد. جدایی این ویژگی ها پرستار خوب می بایست برای احقاق حقوق فراموش شده اش هم فعالیت کند حداقل در حد اعتراض کلامی ...
5.    آیا رشته پرستاری را به دیگران توصیه می کنید؟
پرستاری در حد مقطع کارشناسی را هم به آقایان و هم به خانم ها بله، مقطع کارشناسی ارشد رو فقط برای آقایان مناسب می دانم، آن هم به شرطی که1) بالین را کنار نگذارند 2)پس از چند سال سابقه ی کار اگر دیدند تناقضی با ماهیت پرستاری دارند،ادامه بدهند. 3)حتماً  مقطع دکترا را مدنظر داشته باشند و یا هدف پرستاری بالینی که هیئت علمی دانشگاه بشوند،ادامه بدهند.
. ولی به نظر من در جامعه و در تمام سطوح، فقر مطلق احساس مسئولیت وجود دارد...
6.به نظر شما کدام یک در پرستار قوی تر باشد؟علم ومهارت ؟ یا معنویت و حس انسان دوستی؟
تصور بنده این است که هر پرستاری که یکی از این ویژگی ها را دارد،ناخودآگاه ویژگی دیگر را در خودش پرورش میدهد و معمولاً پرستار خوب هر دو ویژگی را دارد.ولی باز اگر اصرار دارید یکی از این ها را انتخاب کنم گزینه ی علم و مهارت را ترجیح میدهم.
7.فکر میکنید در مراقبت از بیماران احساس مسئولیت وجود دارد؟
هیچ وقت نباید سعی کنیم همه ی سازمان ها را  بدون خطا و سیستم پرستاری را سرشار از خطا تلقی کنیم، معمولاً دوستان پرستار سعی می کنند  ایرادهای یکدیگر را نشان بدهند و نقاط قوت و قدرت را نبینند، لذا جواب مستقیم به سوال شما نمیدهم
به نظر من پرستاری بیشتر از آن چیزی که به آن بها میدهند در حال حاضرارائه خدمت است و بعنوان خط مقدم درمان خیلی از ضعف های سیستم درمان را پوشش میدهد.
8.دید بیماران را نسبت به پرستار چگونه ارزیابی می کنید؟
سوال سخت و حساسی است .اجازه دهید وارد جزئیات نشوم ولی امیدوارم خودمان این دید را عوض کنیم.
9.فکر می کنید در عرصه ی کار و حرفه چقدر با استانداردها فاصله داریم؟
احتمالاً مثل همه ی رشته ها و حرفه ها فاصله محسوس و معنی داری وجود دارد ...
10. جایگاه پرستاران در کشور ما چگونه است؟
از آنجایی که پرستاران عزیز(یعنی خود ما ) جایگاه درون فردی و درون گروهی مناسبی را برای خودشان طراحی نکرده اند، قاعدتاً کسی دلش برای پرستاری نمی سوزد و جایگاه مناسبی برایشان ایجاد نمی کند، تا وقتی که خودمان برای خودمان احترام قائل نشویم و دنبال حق و حقوقمان نباشیم با فریب " یک شب پرستاری برتر از هفتاد سال عبادت است" حق ما را می خورند و با این شعار که "پرستار اسوه ی صبر و فداکاری است" و باید برای خدا کار کرد نه برای...(اجازه بدهید ادامه ندهم حرف هایی است در دل برای نگفتن!) "خیلی تلخ، خیلی شیرین"، "خیلی دور، خیلی نزدیک"
11. به نظر شما دانشجویان پس از فارغ التحصیلی از مهارت کافی در مراقبت از بیماران برخوردارند؟
به نظر من مثل همه ی رشته های دیگر کمبودهایی احساس می شود ولی جای تعجب و تاسف دارد که به راحتی می شود پرستاران ماهرتری را تحویل داد ولی چون انگیزه ها در جامعه و دانشگاه بیدار نیستند، این چنین مسئله ای عملی نمی شود...
12. کار بالین را بیشتر دوست دارید یا کار آکادمیک در دانشگاه؟
ترجیح میدهم هر دو را داشته باشم ولی اگر باز هم بخواهید یک گزینه را انتخاب کنم ترجیح می دهم پرستار بالین باشم...
13. به نظر شما پرستار نمونه کیست؟
نظر من زیاد مهم نیست، ولی چقدر خوب است به جای مسئولین ، بیماران از پرستار راضی باشند، وقتی از پیششان می روند برایشان دعا کنند ، وقتی می بیننشان خوشحال بشوند (ببخشید خیلی ساده و ابتدایی گفتم) 
14. به عنوان یک پرستار خدوم از مردم و مسئولین چه انتظاری دارید؟
به عنوان یک پرستار از مردم و مسئولین انتظار خاصی ندارم، چون ما خودمان هستیم که به مردم و مسئولین می گوییم چه تصوری از ما داشته باشند و چه برخوردی با ما داشته باشند (از ماست که بر ماست)
15. یک خاطره ی ناب از دوران خدمتتان بفرمایید.
واژه ی ناب قدری جواب دادن را سخت کرده، اجازه بدهید به روش دیگری جواب بدهم
سوال جالب و غم انگیز یک بیمار:" بیمار صد در صد سوختگی:  جایش می ماند؟! "
و "هنوز میکروست باب نشده بود، آمدم آنتی بیوتیک 6 صبح بیمار را بریزم با سرم در حال اتمامش برود، اتاق نسبتا تاریک بود، یک دفعه بیمار از خواب پرید ، متوجه شدم سرم مچاله شده بود نوک سوزن از آن طرف بیرون زده بود و آمپول روی صورت بیمار ریخت."

16 . یک توصیه به مخاطبان بینش پرستار:
از آنجایی که بینش پرستار طیف وسیعی از مخاطبان را دارد شاید اگر بخواهیم یک خواهش کوچک از آن ها داشته باشیم، این باشد که با بینش پرستار همکاری بیشتری داشته باشند، البته خود شما باید پا پیش بگذارید. به عنوان یک مخاطب هم از بینش پرستار خواهش دارم مطالب سیاسی، دینی، فرهنگی، اجتماعی را حذف کند و مطالب علمی و اخبار حرفه ی پرستاری را بیشتر کند، اگر می شد در حد یک پاراگراف هم که شده از آنچه در تحصیلات تکمیلی میگذرد بیاورد تا دانشجویان واقع بینانه تر تصمیم بگیرند. مطالب ساده و کاربردی خیلی زیادی هست که دانشجوها و حتی پرستاران نسبت به آن ها ضعف دارند، شاید بهتر باشد به جای بعضی مطالب نادر و انتزاعی از این مطالب استفاده شود، بینش پرستار باید دنبال اجرای یک همایش علمی دانشجویی هم باشد...

شناخـتی؟!

من «آقـای دکتر» هستم، هرگاه مادربزرگـم مـرا در روپـوش سفید می بیـند و مدام قربان صدقه ام می رود.

من «کلیه ی پرسنل تـیم درمانی» هستم، هرگاه از بلنـدگو کد 99 اعلام می شود و برای احیـای قلبی ریـوی یک بـیمار می شتابم.

من «کارشناس نرسینـگ» هستم، هرگاه مادرم در مراسم خواستـگاری مـرا به خانواده ی عروس معـرفی می کند.

من «تلاشگـرِ بی منـّت» هستم، هرگاه وزیـر بهداشت در مراسم بزرگداشت روزِ مان، به ایــراد سخنـرانی می پردازد.

من «فرشته ی بهـره مند از پاداش اخروی» هستم، هرگاه بر سر حق و حقـوقم با این و آن می جنـگم.

من «بی غیرت» هستم، هرگاه تصمیـم به ازدواج با یکی از همکارانِ مؤنـث خویش می گیــرم.

من «زنی با لباس سراسر سفید» هستم، هرگاه از بینـندگانِ رسانه ی ملی کشورم می خواهم، حرفـه ام را توصیف کنند.

من «بـرج زهرمار» هستم، هرگاه بعد از یک شیفتِ 24 ساعتـه ی پر کار محل کارم را ترک می کنم و به کسی محـل نمی دهم.

من «آمپول زن»، «پانسمانـچی» و «بخیـه کش» هستم، هرگاه روزانه خدمتِ چندیـن و چند آدم عامی می رسم.

من «نیروی تـازه نفس» هستم، وقـتی مرا برای شروع دوره ی طرحـم به جایی انـتقال می دهنـد که ناجور تریـن بخش یک بـیمارستان است.

 

سعیــد خلیلی زاده 

فارغ التحصیل کارشناسی پرستاری (ورودی 86)

خاطرات کارآموزی و پرستاران

 دریادل
آقای 65 ساله با تشخیص پای دیابتی بستری شده بود.دیابت کاملا عروق پا رو درگیر کرده بود و انگشت های پا هم نکروز شده بود. پزشک معالج هم تشخیص داده بود که پای بیمار باید آمپوته (قطع) شود. من داشتم پانسمان پا تعویض میکردم که هدنرس محترم بالا سر بیمار اومد و دست هایش روی شانه های پیرمرد گذاشت و گفت پدر جان الان قراره به اتاق عمل بری حق داری که بدونی دکتر گفته احتمالا ممکنه پاتو قطع کنند مشکلی نداری؟؟پیرمرد با آرامش زاید الوصفی که در چهره داشت گفت نه راضی هستم به رضای خدا. هدنرس دوباره تاکید کرد گفت پدر جان ممکنه حتی تا بالای مچ ،پاتو قطع کنند ایرادی نداره؟؟باز هم با همون آرامش پاسخ داد،گفت نه هرچی خدا بخواد همون میشه راضی هستم به رضای خدا هر کاری که درسته انجام بدید... من فقط با تعجب و بهت تمام به پیرمرد دریا دل نگاه می کردم که با اینکه میدونست قراره پاشو قطع کنند اما با آرامش فقط میگفت:  راضی هستم به رضای خدا. خدایی خیلی دل بزرگی میخواد و ایمان قوی ای ...  مصطفی قزوینیان – دانشجوی کارشناسی پرستاری 89
--------------------------------------------------------------

پرستار مهربانم
خیلی وقت بود از دوستم (خانم پرستار ث) خبری نداشتم، بهش زنگ زدم کمی صداش ناراحت و آمیخته به درد بود؛ تو مطب دکتر بود و گفت بعدا زنگ میزنه... نگرانش شدم زنگ زدم به یکی از دوستان مشترکمون و احوالشو پرسیدم؛ خانم پرستار ل گفت : موقعی که شیفت شب بوده بچه ای موقع خواب غلت میخوره و از تخت  می افته اما قبل از اینکه به زمین برسه می افته رو دستای خانم پرستار ث و از عوارض سقوط از تخت در امان میمونه اما ...  این همون دستی است که موقع احیای مریض ضرب دیده و شکسته بود، البته جان مریض با شکستن دست خانم پرستار ث تضمین شد و حالش خوب شد و مرخص شد.  الان هم همون دست دچار آسیب شدید (تاندونهای مچ دست) شده ...  چند هفته بعد رفتم بیمارستانشون بچه ها میگفتن بعد از فیزیوتراپی هنوز هم کارهای شخصیش رو با سختی زیاد انجام میده و استعلاجی میاره و کسی که همیشه فعال بوده مجبوره خونه بمونه از همه دردناکتر اینکه مسئولین پرستاری میگن چرا نمیاد شیفت بده؟ استعلاجیش مورد قبول نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (مهتا)

-----------------------------------------------------------------------

آیدا
وارد اتاق شدم مثل گروه سنفونیک همه بیماران با دیدن روپوش سفید من شروع به گریه کردن کردند.بیمار من دختر 6 ساله ای به نام آیدا بود .خیلی گریه می کرد و اصلا اجازه نمیداد که سرم برایش وصل کنم.حدود 20 دقیقه با آیدا صحبت می کردم؛ بعد متوجه شدم که قرار بوده که آخر هفته از طرف پیش دبستانی به پارک ارم برود.  من: خاله جان بذار سرمتو بزنم که دوستات میخوان برن پارک تو هم باهاشون بری آیدا: نمیخوام بزنی،من نرم  پیش ممستانی (پیش دبستانی) اونا هم نمیرن پارچ (پارک)  من: خاله جان بذار دارو بزنم که زود زود خوب بشی؛ بعد رفتی پارک با دوستات بازی کنی،تازه آمپول که نمیخوام بزنم...  آیدا: اگه آمپول بهم بزنی من میزنمت ( با گریه ) من: باشه خاله اگه آمپول زدم تو منو بزن.من میخوام زودتر خوب بشی بری پارک  آیدا: آقا جونمم قول داده منو ببره پارچ(پارک) نمیذارم بزنی( گریه و جیغ ) من: خاله مگه نمیخوای بری پارک؟! بذار زودتر خوب بشی رفتی پارک بهت خوش بگذره؛ بری بازی کنی سوار ترن بشی، سورتمه، آبشار، تاب، ماشین و... بعد بری با دوستات پفک ،پشمک ، چیبس  و بستنی بخوری... آیدا: (با فریاد ) من نمیخوام چیپس پفک بخورم، نمیخوام، اصلا بستنی نمیخوام من: چرا خاله جان؟؟ آیدا: چیپس پفک ضرر داره، موشمک (نوشمک) هم رنگ داره، نمیخوام دوباره بستنی (بستری) بشم من:!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دوستم: آبرو پرستار و پرستاریو بردی... من:[نیشخند] به این میگن یک آموزش پرستاری موفق [نیشخند]  بالاخره بعد 25 دقیقه موفق شدم یک سرم وصل کنم. خدایی اگه قرار بود اورست فتح کنم زودتر موفق میشدم. والااااااااااااا  ---------------------------------------------------------------------------
موبایل
گاهی اوقات برای اکثر ما اتفاق افتاده که وقتی سر کلاس نشته ای (بالجبار) واقعا حوصله گوش کردن به سخنان گهربار استاد محترمو نداری (خیلی بده آدم حوصله استاد نداشته باشه) اما چند راه وجود دارد که کمتر خسته بشوی: 1. عاقلانه ترین راه این است اگر غیبت نداری از کلاس بیرون بروی 2. بخوابی 3. با دوستان بلوتوث بازی کنی 4. با هندزفری آهنگ گوش کنی 5. نقطه بازی کنی (البته من این روش توصیه نمیکنم .زخم خورده این روش هستم) 6. ... یک روز من و دوستم به اتفاق حوصله استادو اصلا نداشتیم، احساس میکردیم استاد خیلی صحبت می کند و صحبت هایش اصلا به درد ما نمیخورد.(!!!!) ما هم گزینه گزینه سوم رو انتخاب کردیم .گوشی دوستم  فوق العاده گوشی بی جنبه ای بود، اگر بر روی یک فایل صوتی مدتی کوتاه توقف میکردی به صورت خودکار شروع به پخش موزیک می کرد؛ من هم از این قابلیت گوشی کاملا بی خبر(!!!!) گوشی دوستمو گرفتم و شروع کردم به دیدن عکس ها؛ از آنجایی که شانس بسیار قشنگی دارم به محض اینکه روی یک فایل صوتی رفتم احساس کردم استاد نگاهم می کند مثلا برای اینکه تابلو نشم به نگاه استاد کردم که یکدفعه گوشی با صدای بلند شروع به خوندن کرد:  تویی که عطر نفس هات نفس ماه بریده / خدا مثل تو عزیزم هیچ کس نیافریده .... 
--------------------------------------------------
طفره کم و بیش برای همه ما اتفاق افتاده است که بیمار یا همراهیانش از ما سوالی بپرسند که از جواب دادن به سوال ناتوان و عاجز باشیم. اگر از کنار بیمار بی تفاوت بگذریم اصلا جلوه خوبی ندارد و اگر هم به او بگوییم نمیدانم باز هم زیاد جالب نیست.گاهی اوقات ما از ترفند هایی برای «در رفتن» برای پاسخ دادن به جواب سوال استفاده می کنیم.من و دوستانم هم گاهی از این قاعده مستثنی نیستیم مثلا: من و دوستانم در حیاط بیمارستان بودیم که یکی از همراهیان بیمار جلو دوستم را گرفت و گفت ببخشید خانم اینجا چی نوشته؟؟ دوستم نگاهی به برگه انداخت و از انجایی که پزشک محترم بسیار خوش خط تشریف داشتند، نتوانست بخواند؛ با اعتماد به نفس کامل رو بیمار کرد و گفت ببخشید آقا من اجازه ندارم به شما بگم. مرد بیچاره که از شدت بهت شوکه شده بود پرسید چرا؟؟دوستم هم بدون اینکه خدشه ای به اعتماد به نفس کاذبش وارد کند، گفت چرا نداره دیگه. (بیچاره  فکر کنم، فکر کرده چه مریضی صعب العلاجی داشته....) یکی دیگر از دوستانم نیز مهارت زیادی در پیچاندن بیمارها داشت، هنگامی که سوالی از او میپرسیدند که پاسخ آن را نمیدانست بیمار را بمباران اطلاعاتی مربوط و نامربوط به سوال بیمار می کرد و بحث را به سمتی دیگر سوق میداد... خانم مسنی ، بیمار دوستم بود و به معنای واقعی کلمه دوستم را گیر آورده بود تا می توانست سوال می پرسید؛ دوستم هم هر چه در چنته داشت رو کرد اما دیگر داشت کفگیرش به ته دیگ اطلاعاتش می خورد که با کلی ایما و اشاره طوری که بیمار متوجه نشود به من اشاره کرد که صدایش کنم قیافه ای بسیار دیدنی پیدا کرده بود.حسی درونی به من اجازه نمی داد که این صحنه زیبا را از دست بدهم و اصلا به روی خودم نمی آوردم و گذاشتم بیمار تا جایی که میتواند سوال بپرسد.... (البته دوستم بعداً حسابی از خجالتم در آمد)
خاطرات از حمیده عبداللهی  فارغ التحصیل کارشناسی پرستاری (ورودی 87 آزاد قم)
-----------------------------------------
درس آخر
  تا به نکات درس اول نگاهی می اندازم، نکات درس دوم را فراموش می کنم. و چون درس دوم را هم مرور می کنـم، ریز نکته های درس سوم از ذهن من پر می کشد. بی خیالِ مروز نکته ها و سوالات شده، جزوه و دفـترچه ها را می بندم و منـتظر تقدیری می مانم که با امتـحان سخت استاد مقدر خواهد شد. همیشه انـزجار خاصی از این گونه فضا ها داشتـم. فضای اضطراب آلود آمیخـته با ترس. ترس از امتحان شفاهی، تـرس از افتادن از آخرین کارورزی تـرم. آن هم کارورزی CCU که گـروه های قبل، از امتحان پایان دوره ی استـادش با نام «روز قـتل عام» یاد می کردند. دقایقی بـیش به برگزاری امتـحان نمانده است. رنگ رخساره ی همگروهی ها خبر می دهـد از آشوب و توفان درونـشان. تمام این حالات یک معنی دارد: «تـقلا برای پاس کردن»...      استاد بی هیچ صحبـتی وارد کلاس می شود. مثل همیشه در چشم های عسلی اش نوری از جدیّـت می درخشد. یک صندلی را در کنار تـخته می گذارد و ردیف آخر کلاس را برای نشستنِ خود انـتخاب می کند. دست های گره کرده در میـان روپوش سپید، فـرم زیـبایی به اندامش می دهد. استرس ِبچه های کلاس شعله می گیرد. هرکـدام به یک دیگر صندلی مذکور را نشان می دهند و با اشاره به هم می فهمانند کـه: «این به معنای واقعی کلمه، همان صندلی داغ است!» استاد سخن خود را شروع می کند: «اولیـن داوطلب برای امتحان بـره روی صندلی بشیـنه» همه یکدیگر را نظاره می کنند. با گذشت ثانیه ها هیچ داوطلبی نمی رود روی صندلی بنشیند. روشن بود که توی دل ها چـه خبر است.    از میان جمـع، ناگهان یک نفر دل به  دریا می زند و می رود به سمت صندلی داغ. در دل حلوا حلوایـش می کنم که توانستـه در این وانفسا قلب دوستانـش را نسبتـاً شاد کند! همکلاسی جوانـمرد روی صندلی می نشیند و انـتظار شنیدنِ اولین سوالِ استاد را می کشد. تا این که استاد می گویـد: «حالا برو سر جای اولـت بشیـن!» تا چشم بچه ها از این حرکت او حالتِ گرد به خود می گیرد، ادامه می دهـد: «همین مهم ترین درس امروز بـود...»      ... حال، مدتی از آن خاطره می گذرد. عاقبت نسخه ی کارورزی آن استاد با نمره ی 15 پیچیده شد. اما هر موقع از کنار اتاقش در دانشکده ی پرستاری عبور می کنـم، پژواک صدایش در گوشم می پیچید: «همین مهم ترین درس امروز بـود...» نه تـنها مهم ترین درس برای آن روز کــه برای تک تک دقایق زندگی ِ من و آنـهایی که خواستند یک عمر حرفه ی پر استـرس ِخود را با عشق سپری کنند. اما نمی دانستـند عشق کافی نیست! شاید این درس یک کلیـد طلایی بود برای ورود به دنیای درونی پرستاری و دست یافتـن به این حقیقت که:  «شهامت» مکملِ اصلی عشق است و لازمه ی اصلی پرستاری.  آری... «همین مهم ترین درس امروز بـود...»  سعیــد خلیلی زاده   فارغ التحصیل کارشناسی پرستاری (ورودی 86)
--------------------------------------
از آمپول میترسی؟!
اورژانس چندان شلوغ نبود ولی با تمام این وجود به کادر-که ما بین شان بازار اس ام اس و موبایل داغ بود- گفتم که در امور بیماران اورژانسی باید سریع مثل ، جت اقدام کنند تا کار بیمار زمین نماند . آنقدر این حرف ها رو گفتم که تمامی موبایل ها و اس ام اس بازی ها تعطیل شد. در این اثنا یک بیمار که دستش شدیداً متورم بود به اورژانس آمد و خانم پرستار تریاژ و منشی اورژانس ، بیمار را به عنوان عقرب زدگی پذیرش کردند. خواستم قدرت مانور و عمل خود را نشان دهم رو به پرستاران کردم گفتم بچه ها الان وقت اش است که خودتان را نشان بدهید و دستورات زدن آمپول دگزامتازون، واکسن ضد عقرب، آمپول ضد درد ترامادول و آمپول ضد حساسیت کلرفنیرامین و آمپول ضد کزاز را یک جا صادر کردم . بچه های پرستار یک دفعه غیرتی شدند هر کدام یکی ازآمپول هایی رو که گفته بودم جدا جدا به سرنگ ها کشیدند و بالای سر بیمار رفتند،  من نیز به آنها پیوستم تا این عقرب زده را از نزدیک ببینم . بله دیدم که دست بیمار ورم کرده و بیمار از درد دستش ناله می کند ولی با تمامی این حال ، دیدم که رنگ بیمار مثل گچ سفید شده است.  بچه ها به بیمار گفتند آقا زود بخواب روی تخت تا آمپول هایت را بزنیم . بیمار با ترس و لرز گفت آمپول ، آمپول، کدام آمپول؟ بابا من که چیزیم نشده فقط...   بچه ها نگذاشتند ادامه بدهد وگفتند آقا دراز بکشید که ما وقت نداریم . دکتر گفته تا این آمپول ها را به شما بزنیم تا خدایی نکرده دچار عوارض نشوید . ما نه از شما دفترچه ای خواستیم و نه گفتیم برو قبض و دارو بگیر، این کارها را گفتیم، که بعد میتوانی انجام بدهی پس می بینی که به نفع شما کار می کنیم . . . بیمار که اشکهایش در آمده بود، گفت بابا من اومدم فقط عکس دست  از من بگیرن، من که چیزیم نیست مگه قبل عکس گرفتن این همه آمپول می زنند!!!!! یکی از پرستارها گفت راستشو بگو از آمپول میترسی نه ؟! متاسفانه چون تو را عقرب زده ما مجبوریم به خاطر سلامتی شما این آمپول ها را تزریق کنیم، حالا دیگه پسر خوبی باش و دراز بکش تا آمپول هایت را بزنیم .مریض که دیگر اشک ریختنش به گریه بلند تبدیل شده بود گفت بابا منو عقرب نزده من از درخت افتادم و دستم دچار ضربه شده و تورم اونم بخاطر افتادن از درخته ؛ ترسیدم که شکسته باشه، برای اطمینان اومدم که از دستم عکس بگیرن ! حالا که میبینم قبل عکس گرفتن این همه آمپول باید بزنم !! از خیرش گذشتم، خداحافظ .... بیمار که بلند شد برود ، من تازه به اشتباه خود و دیگر پرستاران مخصوصا اشتباه پرستار تریاژاورژانس پی بردم و بعد از پوزش از بیمار بخاطر اشتباهمان ، او را از نزدیک معاینه و به گرافی ساعد دست فرستادم . و به این نتیجه رسیدم که در اورژانس سرعت عمل مهم است ولی دقت و معاینه از نزدیک و عدم اطمینان کامل به گفته اطرافیان مهم تر است.  ع. شریفی مقدم
-------------------------------
خاطره ای از کارآموزی
با صدای مامانم از خواب بیدار شدم: "پاشو پسر، باز دیرت میشه ها" چشامو که باز کردم به اولین چیزی که نگاه کردم ساعت بود: 7:15 یه لحظه ترسیدم. یاد حرف دیروز استادمون افتادم که بهم گفت:  "اگه یه بار دیگه دیر بیای یا حتی یه دقیقه تاخیر داشته باشی کل واحدو حذفت میکنم" استاد خیلی سخت گیریه. 3 هفته هم باهاش داریم. همه باید راس ساعت 7:30 آماده تو بخش باشن. منم اصلا دوس ندارم 9ترمه شم. سریع از جام پریدم و لباسامو پوشیدم. کیفمو برداشتمو کاملا NPO از خونه زدم بیرون! همچین تا سرکوچمون دویدم که هرکی منو میدید یاد بازی دیشب رئال و استارت های کریس رونالدو می افتاد! خلاصه رسیدم و از شانس خوبم به اولین تاکسی که گفتم " دربست بهشتی"؛ نگهداشت. بدون چک و چونه سوار شدم. راننده پرسید:"بیمارستان بهشتی دیگه؟" گفتم:"بله اگه میشه یکم سریعتر".  نگام به ساعت روی داشبورد افتاد: 7:23 کلی استرس داشتم. به این فکرکردم که بیشتر وقتا استاد ساعت 7:35 میومد تو بخش، همین 5دقیقه یکم بهم آرامش داد! رسیدیم. ساعت دقیقا 7:30 بود. کرایه رو دادم و با سرعت دویدم داخل بیمارستان. دیگه سمت پاویون نرفتم و مستقیم رفتم داخل آسانسور و دکمه طبقه 4 رو زدم. تو همون آسانسور روپوشمو از کیف درآوردم و پوشیدم! در آسانسور که باز شد و تابلوی داخلی مردان رو که دیدم یه نفس راحت کشیدم. کیفمو گذاشتم تو قفسه ای که بیرون بخش هست و خودم رفتم داخل. ساعت7:35 بود. ولی خبری از بچه ها نبود! تریتمنت و استیشن و همه اتاقارو نگاه کردم، نه خبری از استاد بود نه بچه ها! با خودم گفتم شاید هنوز نیومدن، شاید تو پاویونن، شاید تاکسی گیرشون نیومده، ولی... ولی فلانی که همیشه7:25 تو بخشه! (فلانی از بچه های خییییلی درسخون کلاسه) خلاصه تو همین فکرا بودم که گوشیم زنگ خورد. اِ خود فلانی بود! چه حلال زادس. جواب دادم: -    سلام. چطوری فلانی؟ پس کجایی؟ -    سلام. تو کجایی؟ بیا دیگه... میخای امروزم مثل دیروز حالت گرفته شه؟!! بدو بیا. منتظرته. خدافظ ! ! اوه اوه . . . تازه فهمیدم چی شده! امروز سه شنبه بود و باید میرفتم نکویی...!!!
علی کبیری پور
-----------------------------------------------------------

در عصر روز هشتم محرم بنده در بخش سوختگی بیمارستان نکویی شیفت بودم و در استیشن پرستاری نشسته بودم که دیدم یکی از بیماران بستری در بخش که آقایی حدودا شصت ساله بود و خالکوبی هایی نیز بر روی بدنش داشت از سمت سالن ملاقات وارد بخش شده و در حال عبور از جلوی استیشن بود.یه ماشین ریش تراشی هم دستش بود. بهش گفتم که "این چیه دستته؟؟!!". گفت:"هیچی،میخوام یه صفایی به صورتم بدم". من در حالیکه لب خود را گاز گرفته بودم با تعجب پرسیدم"شب تاسوعا؟".او سکوت کرد و به سمت اتاقش رفت ...
حدود لحظه بعد دیدم که با عجله از جلوی استیشن رد شد و به سمت سالن ملاقات داره میره.صدایش زدم و گفتم:"کجا با این عجله؟". در حالی که به سمت در خروجی می رفت گفت:" داداش حرفت خیلی روی من تاثیر گذاشت؛ پشیمون شدم و میخوام این ماشین ریش تراشی رو بدم همرام ببره تا نرفته ...".
نتیجه اخلاقی: بیماران به رفتار و گفتار پرستاران خیلی اهمیت می دهند و صحبت های پرستار تاثیر زیادی بر روی بیمار می گذارد. پرستار بایستی از این فرصت استفاده کرده و نکات آموزنده به بیمار آموزش دهد و در زمینه های بهداشتی-درمانی وهمچنین موضوعات دیگر مثل مسایل اعتقادی ،تربیتی ،اجتماعی و  ... راهنما ، مشاور و الگوی خوبی برای بیمار باشد.
خاطره از: ثاراله شجاعی (دانشجوی دکترای آموزش بهداشت وارتقاء سلامت، فارغ التحصیل پرستاری از دانشگاه علوم پزشکی قم)
----------------------------------
در دوران تحصیلم دریکی از کارآموزی ها در بیمارستان کامکار بودم که یه پیرمرده اومد بهم گفت: یه سری دارو که دکتر اورژانس برام نوشته رو الان از دارو خونه گرفتم، بی زحمت ببینین درسته؟ نسخه شو نگاه کردم و گفتم: داروهاتون درسته اما از این قرص یه بسته بهتون کم داده. دست مشت کرده شو باز کرد و بسته قرصو از توش درآورد و گفت: آفرین!!!!
محمدحسین یزدانی پناه – فوق لیسانس پرستاری داخلی جراحی
--------------------------------------------

با دوستم فاطمه از استاد اجازه گرفتیم که همراه مریض بریم اتاق عمل تا نحوه سزارین شدن رو ببینیم.بعد از اینکه سزارین تموم شد، اولین نفری که از اتاق خارج شد من بودم (متاسفانه ماسکی رو که زده بودم هم گره اش باز نمیشد و نمیتونستم درش بیارم).
همینکه اومدم بیرون یهو همه واسم بلند شدن و خسته نباشید گفتن (طفلکی ها فکر کردن من جراحی کردم!)....
 منو میگی، چشمام 4 تا شده بود ( نمیتونستم تحمل کنم نخندم ،خیلی سخت بود، فک کنم یه ذره بیشتر طول میکشید، لو میرفتم).
به مرده گفتم:خانومه شما بودن؟! اونم گفت:"بعله"
منم کم نیووردم و گفتم: حال مادر و بچه خوبه... و سریع جیم فنگ شدم...
Zeinab

مسابقه

1.از عوامل اصلی خطرزایی بیمار آرترواسکلروز عروق کرونر، کدام است؟
1.تیپ شخصیتی          2.سبک زندگی با فعالیت بدنی کم            3.مصرف سیگار            4.مصرف قرص ضد بارداری

2. مناسب ترین پوزیشن برای بیمار پریکاردی، جهت کاهش درد و برقراری راحتی کدام است؟
1.خوابیده به پشت          2. نشسته کمی خمیده به جلو          3. خوابیده به پهلو           4. حالت نیمه نشسته
 
3. به علت محدودیت زمانی در زمان ایست قلبی- تنفسی، کدام دارو را می توان از طریق لوله تراشه به بیمار داد؟
1.لیدوکایین            2.اپی نفرین            3.مورفین            4.نیفدیپین

4. شایعترین تشخیص پرستاری در بیمار، قبل از عمل جراحی قلب کدام مورد زیر است؟
1.کاهش برون ده قلب            2.کمبود آگاهی            3.اضطراب            4.عدم تحمل فعالیت

5. بیماری درCCU به دلیل انفارکتوس میوکارد بستری می باشد، ناگهان دچار افزایش CVP شده است، اقدام مناسب پرستاری کدام است؟
1. دادن مایعات بیشتر به بیمار            2.دادن داروهای وازوپرسور به بیمار           3. قراردادن بیمار در وضعیت خوابیده به پشت            4. دادن دیورتیک به بیمار و کاهش حجم مایعات

6. مهمترین اقدام مراقبتی از بیماری که تحت ترومبولیتیک تراپی (استرپتوکیناز) قرار دارد، کدام است؟
1.کنترل درجه حرارت و کاهش تب            2.کنترل و پیشگیری از خونریزی            3.اکسیژن تراپی و پوزیشن مناسب          4.آماده سازی پروتامین سولفات

7. از نقطه نظر پرستاری بهترین مداخله ی مراقبتی بعد از بروزMI کدام مورد زیر است؟
1.کنترل رگ و اکسیژن تراپی            2.CV/S و شروع ترومبولیتیک تراپی            3.کنترل ؟؟؟ و ارسال نمونه خون به آزمایشگاه           4.استراحت مطلق و آرامش دادن

8. در حین انجامCPR پزشک دستور تزریق 1 میلی گرم آدرنالین (یک در هزار با حجم 1 میلی لیتر) را صادر می کند. شما به عنوان پرستار چه مقدار از دارو را تزریق می کنید؟
1.نصف آمپول            2.تمام آمپول            3.یک دهم آمپول            4.یک هزارم آمپول

9. علائمی چون برجستگی پیشانی، چشم منگولی، بینی پهن و افزایش فاصله چشم ها، از ویژگی های کدام بیماری خونی می باشد؟
1.تالاسمی ماژور            2.آنمی داسی شکل            3.فقرآهن            4.آنمی پرنشیوز

10. به منظور انفوزیون 100 میکروگرم نیتروگلیسرین (5 میلی گرم در 100 میلی لیتر میکروست)، چند قطره میکروست در دقیقه تنظیم می نماید؟
1. 18 قطره            2. 6 قطره            3. 60 قطره            4. 12 قطره 

11. از نظر پرستاری، کدام عامل زیر می تواند در بروز بحران آنمی داسی شکل مؤثر باشد و باید به همراه بیمار آموزش داده شود؟
1.مصرف مایعات زیاد و محرک            2. فعالیت و بازی با همسالان          3. بی حرکتی و کم آبی            4. تب و کم آبی

12. در حین CPR ، کنترل نبض....... از اهمیت بیشتری برخوردار است؟  
1.فمورال             2.رادیال            3. بازویی             4. کاروتید   

13. در کدام مورد زیر ، تزریق ترومبولیتیک در MI کنتراندیکاسیون مطلق دارد؟
1.سابقه ی زخم اثتی عشر            2.دورهی خونریزی قاعدگی             3. CPR که بیش از 10 دقیقه طول کشیده باشد           4.سابقه ی سکته مغزی در یک سال اخیر 
14. آقای 48 ساله که به علت HTN  تحت درمان می باشد، اخیرا دچار ژنیکوماستی شده است. عارضه ی فوق مربوط به مصرف کدامیک از دارو های زیر است؟
1. هیدروکلروتیازید            2. فروزماید            3.اسپیرونولاکتون            4. تریامترن H

15. علت بیشترین صدمات وارده بر سیستم گوارش پس از شیمی درمانی کدام مورد زیر است؟
1.رشد سریع سلول های اپی تلیال            2.مصرف غالب داروها از راه خوراکی            3. بی اشتهایی ناشی از پیشرفت بیماری    4. اختلال آب و الکترولیت ها

16. دارویی که نمی توان از طریق TPNتزریق کرد و باید از طریق ورید محیطی تزریق شود، کدام است؟
1.کلسیم            2.انسولین            3.دیگوکسین            4.بی کربنات سدیم     

17.چنانچه در حین شستشوی کلستومی، بیمار علائم درد و کرامپ شکمی را اظهار نماید:
1.جریان شستشو را قطع می کنیم            2.جریان مایع شستشو را بیشتر می کنیم             3.جریان مایه شستشو را کم می کنیم   4.مایع وارد شده را تخلیه می کنیم 
18. مناسب ترین وضعیت برای بعد از جراحی گاسترکتومی چیست؟
1.Supine            2.Fowler           3.Flat          4.Lateral

19. به منظور پیشگیری از تورم لنفاوی دست پس از درمان سرطان پستان، کدام مورد صحیح است؟ 
1.استفاده از حمام سونا          2.استفاده از ورزش مناسب            3.استفاده از حرکات چرخشی ناگهانی            4.محدودیت مصرف مایعات 

20. در تزریق فراوان مایعات وریدی که حاوی الکترولیت نیستند، (از قبیل سرم قندی5%)، احتمال اختلال در کدام الکترولیت بیشتر است؟
1. پتاسیم            2.سدیم            3.کلسیم            4.فسفر 


طراحی: سعید شاهی- دانشجوی کارشناسی پرستاری89

تاجر عشق

تاجر عشقیم وکالای وفا داریم ما                             اصلا ای اهل عالم کیمیا داریم ما
بارش مهریم بر درمانده ها و دردمند                          چشم یکسانی بر فقر و غنا داریم ما
سرو ایستاده بپائیم تا بخوابد مهر وماه                     چشم ما نرگس ندارد، ادعا داریم ما
شام تاریک است و درد سنگین و ما درد آشنا                   اندر آن تاریکی ظلمت خدا داریم ما
با صدای پای ما، خورشید برخیزد زخواب                          با نماز صبح بیماران، صفا داریم ما
مونس ما آه یلدا و حدیث درد و رنج                              همنشینی با نوای بینوا داریم ما
پای هرتختی دمی درد دلی باید شنید                      گوش عادت کرده ای با لهجه ها داریم ما
نیستی ای دوست تا اشکش ببینی در سپاس                 ما چنین دردانه را اشک خدا داریم ما
این سجایا را پرستار از برای خود نگفت                 این اقلی بود درتقدیر ایشان که رجاء داریم ما
    

شبتاب همدانی