Loveمن کجا هستی تا باز هم شرح حالم رابگیری که Present illness ام همچونPast history ام دردناک است.
ای کاش بودی تاEKGقلب مرامیگرفتی و میفهمیدی ازکدامینPainبزرگ رنج میبرم!!!فکر کنم میوکاردیت گرفتم!!
ای کاش بودی تا میدیدی عضلات پاپیلاری دریچه ی میترال و تریکوسپید قلبم آن قدر از برایت منقبض شدندکه سرانجام دچار chf گشت!!!
بنگر که چگونه قلبم رابا انفوزیون دکستروز50%زنده نگه داشته ام!!!ای کاش زودتر بیایی و این آنژیوکت فراق را از شریان کرونرقلبم D.S کنی!!!
...بیا و بنگر که حتی لحظه ای غدد لاکریمال پلک فوقانی ام ازفعالبت باز ناایستاده است و در فراقت، چشمانم دچاردیپلوپیاشده است!!!
هرگاه به یادت می افتم, قلبم دچار تاکیکاردی و نفسهایم دچار تاکیپنه میشود
بیا و بار دیگر مرا پروفن و ناپروکسن باش !!! بیا که در فراقت محتاج سیتالوپرام ومیدازولام ها شده ام!!!ای کاش می دانستم که در کدامین بخش این جهان پذیرش شده ای تا با آمبولانس به آنجا می شتافتم و برگه ی ترخیصت را امضا مینمودم!!!
اما افسوس که عضلات چهار سررانم از بس به دنبالت منقبض منبسط شدند از رمق افتاده اند و یون کلسیم موجود در شبکه سارکوپلاسمیشان آزادنمیشود!!!
نمی دانم که آیا تو هنوز به یاد من هستی یا خیر!؟!اما این را بدان که من همچنان آن عکس رادیولوژی ای را که با هم انداخته بودیم زیر نور فلوروسنت نگاه میکنم و به یاد تو اشک می ریزم!!!
سخن کوتاه میکنم تا سرت را بیش ازاین دچار میگرن نکنم. قسم به آنژیوکت و هرآنچه کاتتر میشود,قسم به نیدل تیزی که از وسط قلب عاشقم گذشته است,و قسم به جان دانشجوی پرستاری که در آرزوی پاس کردن واحدهایش است؛که Heart Rate قلب کوچکم تنها از برای تو((سمع))میشود و ریه های خسته ام تنها از برای تو((دق))میشوند!!!
پس بیا و هر چه سریعتر v/sام را بگیر که عن قریب است در فراقت اَرِست کنم......
قاسم پورمرادیان/دانشجوی پرستاری 89