X
تبلیغات
نشریه بینش پرستار - :: فرهنگی
 
 
تاريخ :  شنبه یکم تیر 1392
نويسنده :  دبیر

درود و سلامی به سرسبزی بهار و رایحه گل های بهاری، تقدیم به همه دوستان و همراهان خوبم در بینش پرستار

زمستان کوله بارش را بست و زمین لباس سپیدش را از تن درآورد.نوروز هر ساله یادآور این است که هیچ زمستانی ماندنی نیست. فرارسیدن سال نو، نوید بخش افکار نو، کردار نو، تصمیم های نو برای آینده وآغاز فصل بهار،حیات دوباره زمین را به همه شما عزیزان تبریک میگویم.در سال جدید امیدوارم سلامتی،سرور،سبزی،سعادت،سیادت،سروری،سرزندگی هفت سین سفره زندگیتان باشد.

و اینک در موسم گل و بلبل، باشد که تمام امیدمان را به دعای تحویل سال گره بزنیم و اندیشه هایمان را متحول کنیم، به فضای اطرافمان جان ببخشیم و درحالی که خورشید ایمان گرمابخش دلهایمان است و عاطفه مان از سرچشمه عاطفه زینبی جاریست  به طریقی شایسته عمل کنیم، تا در این وانفسای قحطی محبت هیچ چشمی گریان نشود و در آسمان رضایت خدا پرواز کنیم.

سخن آخرمن این بار خداحافظی است خداحافظی از تمام لحظه های زیبایی که با بینش سپری شد.

از اعضای محترم هیئت تحریریه و کلیه عزیزانی که در دوران خدمت بنده همراهیم کردند و به اینجانب ابراز لطف داشته اند سپاسگزارم و امید به ادامه راهی که به حق، به سختی طی شده است دارم. برای بزرگواری که از این پس عهده دار این مسئولیت است آرزوی موفقیت و سربلندی را از خدای منّان خواهانم.

شماره 61 بینش پرستار تقدیم شما...

بینش پرستار پذیرای تمامی نظرات شما سروران گرامی است.بیان نظرات و ایده های نوین شما به غنی تر شدن نشریه تان کمک میکند.

بینشتان افزون

نسرین رحمانی

 



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 61
تاريخ :  شنبه یکم تیر 1392
نويسنده :  دبیر

پرستار چون فرشته ای سپید پوش با خوش خلقی و خوش رفتاری خویش، بهبود بیماران را سرعت می بخشد و به درستی به این توصیه ی امام صادق(ع) جامه عمل می پوشاند که: " تلین جانبک و تطیب کلامک و تلقی اخاک ببشر حسن :حسن خلق، آن است که برخوردت را نرم کنی و سخنت را پاکیزه سازی و برادرت را با خوش رویی دیدار کنی". همواره دین مقدس اسلام پیروان خود را به نرم خویی و خوش خلقی در تعامل با دیگران فرا می خواند و آنان را از درشتی و تندخویی باز می دارد. در قرآن کریم درباره ی ستایش پیامبر اکرم(ص) می خوانیم: "انک لعلی خلق عظیم؛ به درستی که تو به اخلاق پسندیده و بزرگی آراسته شده ای (قلم:4). حسن خلق وگشاده رویی، در جلب محبت دیگران بسیار موثر است. به همین جهت خدای مهربان نیز پیامبران و سفیران خویش را انسان های عطوف و نرم خو قرار داده است. این مردان بزرگ برای دستیابی به اهداف الهی، با آراستگی به حسن خلق و شرح صدر، چنان با گشاده رویی با مردم روبه رو می شدند که نه تنها هر انسان حقیقت جویی را به آسانی شیفته ی خود می ساختند و او را از زلال هدایت سیراب می ساختند، بلکه گاهی دشمنان را نیز شرمسار و دگرگون می کردند. قرآن کریم این فرصت گران بهای اخلاقی را عنایتی بزرگ از سوی خداوند برای پیامبر برشمرده است و آمده:" فبما رحمه من الله لنت لهم ولو کنت فظا غلیظ القلب لانفضو من حولک.(آل عمران:195)

در پرتو رحمت و لطف خدا با آنان مهربان و نرم خو شده ای و اگر خشن و سنگدل بودی، از گردت پراکنده می شدند. پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز همگان را به خوش خلقی سفارش کرده وآن را شرط ورود به بهشت دانسته و فرموده است:" اکثر ما تلج به امتی الجنه تقوی الله و حسن الخلق: بیشترین امتیازی که امت من به سبب داشتن آن به بهشت می روند، تقوای الهی و حسن خلق است. بنابراین پرستاران با پیروی از رسول خدا، بهترین اسوه ی اخلاق و به کارگیری دستورات او، رابطه ی صمیمانه ای با بیماران خواهند داشت.

چه بسیار پرستارانی که با اخلاق نیک خود، بیماران را از محبت خویش سیراب نموده و پایه های دوستی بین خود را پایدار می سازند و بدین گونه، به روند بهبود بیمار سرعت می بخشند. وعده ی این ثبات و پایداری در روابط دوستانه، در سخن پیامبر اسلام(ص) به خوبی ترسیم شده است: " حسن الخلق یثبت المؤده : خوش خویی دوستی را پایدار می نماید". در سایه سار خوش خلقی، ناراحتی ها، نکوهش ها و بی صبری های بیماران که گاهی بی اختیار صورت می گیرد، رنگ می بازد و به مهر محبت تبدیل می شود. یک پرستار گشاده رو، راحت تر می تواند با ناسازگاری های بیماران روبه رو شود. در صورتی که پرستار نیز مانند بیمار، تحمل درد را نداشته باشد، لحظه ها و ساعت های ناآرامی برای بیمار و پرستار در پیش خواهد بود. امام علی در تاثیر حسن خلق بر تعادل روحی آدمی و هموار سازی مسیر زندگی می فرماید: "من حسن خلقه سهلت له طرقه: هرکس خلقش نیکو شد،  راه های زندگی برایش هموار می گردد. خوش رفتاری افزون بر گشایش امور دنیوی، درجات اخروی نیز به همراه دارد؛ چنان که پیامبر اسلام به آن وعده داده و فرموده:" ان العبد لیبلغ بحسن خلقه عظیم درجات الاخره و اشرف المنازل و انه ضعیف العباده: بنده در سایه ی خوش خلقی خود به درجات بزرگ و مقام های بالایی در آخرت می رسد؛ با آن که عبادتش ضعیف است." از دیگر آثار خوش خلقی، گشایش و فزونی روزی است. کسانی که رفتار خود را با گشاده رویی و اخلاق نیکو سامان می دهند، گنجینه های روزی و برکت را به سوی خود می گشایند؛ چنان که علی (ع) می فرمایند: " من سعه الاخلاق کنوز الارزاق ؛ گنجینه های روزی در نرم خویی و گشاده رویی است.

روزنامه ی آرمان- اخلاق-شماره ی 1605

طاهره رمضانی دانشجوی کارشناسی بهداشت



:: موضوعات مرتبط: :: ادبی، :: فرهنگی، :: شماره 61
تاريخ :  شنبه یکم تیر 1392
نويسنده :  دبیر

آموزش بالینی مهم ترین بخش در آموزش پرستاری است، زیرا در این مرحله از آموزش است که آموخته ها به معرض ظهور گذاشته می شوند ، مهارت های پرستاری آموزش داده می شوند و دانشجویان، دانشِ نظری خود را با مشاهدات بالینی درهم می آمیزند. و در نهایت اینجاست که واقعیت های موجود در محیط کار به فراگیران تفهیم می شود.

از آنجا که ارتقای آموزش بالینی موجب تربیت پرستاران باکفایت در حیطه های مختلف بالینی می شود؛ در این مکتوب سعی کردیم بسان گذشته به چالش های کارآموزی بپردازیم اما این بار از زاویه ای دیگر؛ زاویه ای که معطوف است به مشکلات محیط کارآموزی که باعث دلسردی بسیاری از دانشجویانِ عزیزِ محصل در این رشته شده است.

در این شماره با یاری استاد محترم سرکار خانم حیدری سعی نمودیم تا به گوشه ایی از این مشکلات و مسائل بپردازیم؛ با ما همراه باشید:

از اولین موارد می توان به عدم توجه کافی به اهمیت آموزش بالینی در مراکز درمانی نسبت به آموزش تئوری در دانشکده ها اشاره نمود.

 به علت عدم تفکیک بخش های بیمارستانی و نبود بخش های تخصصی مثل بخش غدد، قلب و عروق، ریه، سرطان و ... امکان مواجهه دانشجویان با کیس های بالینی مرتبط با محتوی کارآموزی وجود ندارد.

بیشترین نارضایتی دانشجویان از کیفیت آموزش بالینی به شکاف بین دانش تئوری و عملی و عدم بکارگیری اطلاعات آموخته شده می باشد که موجب بی علاقگی بسیاری از آنها شده است.از عمده ترین علل این شکاف میتوان به عدم تسلط مربی به محتوی کارآموزی، شلوغی بخش ها، تخصصی نبودن بخش ها، فاصله زمانی بین واحد نظری یک درس و واحد عملی مربوط به آن، کمبود امکانات بیمارستانی برای انجام اقداماتی پرستاری اصولی اشاره کرد.در نهایت این شکاف باعث فراموشی برخی از مطالب تئوری و حتی عدم انجام اقدامات پرستاری به شکل صحیح و اصولی، کاهش مراقبت پرستاری، کم اهمیت جلوه نمودن رشته پرستاری و مطالب تدریس شده در کلاس های درس و نهایت بی انگیزگی دانشجویان و پرستاران و عدم رضایت  بیماران می شود.

همچنین برخی از مربیان در دوره کارآموزی فقط به آموزش اقدامات بالینی می پردازند و برخی دیگر فقط به آموزش تئوری می پردازند، که عدم تعادل بین این دو مقوله آموزشی تئوری و عملی از دیگر مشکلات است.

مسئله دیگر مشخص نبودن اهداف کارآموزی است که نیاز به برنامه ریزی دقیق وهدفمند دارد به گونه ای که اگر در آغاز هر دوره اهداف آموزشی مشخص گردد فراگیران از وظایف خویش و مواد آموزشی در کارآموزی خود آگاهی داشته و برای آن برنامه ریزی می کنند. که این مسئله را میتوان با Log Bookبرطرف نمود؛البته به شرطی که هر دو طرف جریان آموزش یعنی دانشجو و دانشکده، دانشجو در پرکردن صحیح Log Book و دانشکده در ارزیابی داده ها، سهل انگاری نکنند.

در برخی از مراکز درمانی عدم همکاری پرسنل با دانشجویان و مربی باعث اتلاف وقت دانشجویان و عدم انجام بسیاری از پروسیجرهای درمانی می شود. البته با تدوین برنامه ای جهت به کارگیری پرسنل و سهیم نمودن آنها در امر آموزش این مشکل نیز مرتفع می شود.این همکاری بین دانشجو و پرسنل دو طرفه است و میتواند به صورت مبادله دانش روز از دانشجویان به پرستاران و در اختیار قرار دادن تجربه ایشان به دانشجویان باشد.

جایگاه مدرس پرستاری در بخش ها مشخص نبوده و گاهی پیش آمده که مربی مربوطه تسلطی به بخش ندارد.

در پایان به عدم خودباوری دانشجویان اشاره می شود که یکی از دلایل آن فاصله تیم پرستاری از تیم پزشکی در مراکز درمانی است و این درحالی است که کار آنها مکمل یکدیگر بوده و اهداف مشترکی را دنبال می کنند.

نباید از نظر دور داشت که با برطرف نمودن چالش های کارآموزی و بهبود وضعیت آموزش بالینی، دانشجویان از خویشتن رضایت بیشتری داشته، نقش حرفه ای خود را پیدا کرده و با انگیزه بیشتری در محیط بالینی حضور خواهند داشت. به امید ان روز . . .

نسرین رحمانی

دانشجوی کارشناسی پرستاری 89



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 61
تاريخ :  شنبه یکم تیر 1392
نويسنده :  دبیر

پروين ملکي هستم. سال هزار و سيصد و شصت و سه در شغل آموزگاري در يکي از استان‌هاي غربي کشور مشغول به‌کار بودم. هميشه تلاش مي‌کردم براي دانش آموزانم دوست خوبي باشم و تا حد توانم حين ارائه‌ي خدمت، احترام و نيازهاي آن‌ها را مورد توجهم قرار بدهم. همان‌سال حين سپري کردن دوران بارداري‌ام به مشکلات بهداشتي زنانه‌اي برخوردم که باعث نگراني‌ام شد. درد و خونريزي شروع شد و سريعاً خودم را به درمانگاه بيمارستان زنان شهرم رساندم. متأسفانه، من در آن تاريخ مجبور به سقط کامل شدم چون تقريباً جنينم را از دست داده بودم و در مدتي که در بيمارستان حضور داشتم با رفتارهاي غيراخلاقي و بي‌اعتنايي و توهين‌هاي شديدي مواجه شدم طوري که با قلبي شکسته و ذهني پريشان از وضعيت بهداشت و درمان، بيمارستان را ترک کردم. اين حادثه به حدي روي روان من تأثير گذاشت که به محض برگشت از بيمارستان تصميم گرفتم به اين حوزه وارد شوم و به‌قدر سهم خودم فضا را تغيير دهم. شروع به درس خواندم کردم و همان‌سال در کنکور شرکت کردم و در رشته‌ي مامايي پذيرفته شدم. بعد از سپري شدن دوره‌ي دانشجويي‌ام براي تقسيم دوره‌ي طرح به مرکز مربوطه رفتم و با اصرار زيادي درخواست کردم که مرا به همان بيمارستاني که اين حادثه بر من گذشته بود بفرستند. واقعاً تصميم داشتم فکري بکنم. دلم نمي‌خواست زنان ديگري روز تلخ من را در آن بيمارستان تجربه کنند. در اداره‌ي تقسيم نيروي طرحي، در مورد آن مرکز درماني، نظر خوبي نداشتند حتي به من گفته شد: مي‌داني اين بيمارستان معروف به بيمارستان ظالمان است؟! من اما، تصميم نداشتم نظرم را به اين دلايل تغيير بدهم چون انگيزه‌ي من براي اعزام به آن‌جا همين بود. موفق شدم و در مرکز مربوطه مشغول به‌کار شدم. حدود بيست و دو سال است که در اين بيمارستان در شغل مامايي مشغول به‌کار هستم. خوب شرايط کاري، نيروهاي کاري، امکانات، بخش‌ها، بيماران، بيماري‌ها، همه چيز در اين مدت تغيير زيادي کرده است اما من هنوز هم به کرات شاهد رفتارهاي غيراخلاقي تيم پزشکي و پرستاري در مورد مراجعان هستم. از بي‌اعتنايي تا فريب، از توهين تا خشونت فيزيکي. به تشويق يکي از دوستانم خانم رحيمي تصميم گرفتيم اين مطالب واقعي را به‌صورت نامه‌ي سرگشاده‌اي به تيم پزشکي مکتوب کنيم و براي ارائه‌ي آن در اين کنگره* آماده شويم شايد که باب آن باز شود تا از اين پس تريبون را در بخشي از زمان کنگره‌ها و همايش‌هاي پزشکي در اختيار بيماران و مراجعان بگذارند تا پزشکان و جراحان و ماماها و پرستاران عزيز، کلام صادقانه‌ي آن‌ها را نيز بشنوند. به امید ان روز ...

 

*سومین کنگره سالیانه اخلاق پزشکی کشور با موضوع اخلاق در سلامت باروری- اسفندماه 91

مجله اخلاق و تاریخ پزشکی،دوره پنجم،ویژه نامه سوم،خلاصه مقالات،صفحه 42

Rahimi_zozo2003@yahoo.com



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 61
تاريخ :  شنبه یکم تیر 1392
نويسنده :  دبیر

پرستاران در کشورهای توسعه یافته در بخش های مختلف سیستم بهداشتی درمانی به ارائه خدمت می پردازند. پرستاران متخصص با عناوینی مانند "پرستار خانواده"، "پرستار بهداشت حرفه"، " پرستار مدرسه" در سطح جامعه مشغول فعالیت هستند. پرستاریِ پیشرفته در بیماری های خاص مانند "پرستار متخصص مراقبت از بیماران سرطانی" تنها مثال هایی از فعالیت تخصصی پرستاران در این کشورهاست. در این کشورها نقش پرستار در سطوح مختلف نظام سلامت تعریف شده  است.

اول به این سوال پاسخ دهیم که دقیقا پرستاری چیست؟

مجمع بین المللی پرستاری (ICN) پرستاری را اینگونه تعریف کرده است:"پرستاری ارائه مراقبت به صورت مستقل یا با همکاری سایر اعضاء تیم بهداشتی به افراد بیمار یا سالم، در تمام سنین، خانواده ها، گروه ها، و جوامع و در تمام محیط ها و مکان هاست.  فعالیتهای پرستاری شامل ارتقاء سطح سلامت، پیشگیری از بیماری ها و مراقبت از افراد بیمار، ناتوان و بیماران در حال مرگ است. ارائه مشاوره و آموزش به افراد، انجام تحقیقات مرتبط با سلامت و مشارکت در شکل دهی و اداره نظام های ارائه مراقبت های بهداشتی از وظایف مهم پرستاران است."

تا قبل از قرن نوزده میلادی که از آن می توان با عنوان دوره  پرستاری سنتی نام برد، پرستاری بیشتر با انگیزه های مذهبی انجام می شد. حرفه پرستاری مسیر پیشرفتِ خود را به عنوان یک دیسیپلین علمی و رشته  ی دانشگاهی در قرن بیستم آغاز کرد.  بطوری که اولین دوره کارشناسی ارشد پرستاری در سال 1930میلادی و اولین دوره دکتری پرستاری در سال 1960میلادی ایجاد شد.اولین موسسه پژوهشی پرستاری با هدف توسعه بدنه دانش پرستاری در سال 1936 میلادی شروع به کار کرد.

یکی دیگر از سوالات شایعی که از فارغ التحصیلان پرستاری به طور مکرر پرسیده میشود این است که مرز رشته پرستاری با سایر حرفه های بهداشتی و بخصوص پزشکی چیست؟

آنچه شاخه های مختلف  دانش را از هم جدا میکند، نوع نگاه و یا به عبارتی"لنز"ی است که آنها از دریچه  آن به موضوعات مشترک نگاه  میکنند. حرفه پرستاری دارای رویکرد و نگاه خاص خود به موضوعات مرتبط با سلامت است. در ابتدا باید بدانیم که پرستاری با «انسان» به عنوان یک «کل واحد» برخورد می کند.  به عبارتی پرستاران با "بیماری" کار نمی کنند، بلکه با «بیمار» به عنوان یک "کل انسانی" کار می کنند. برای روشن شدن موضوع برای شما مثالی ذکر می کنم؛ یک خانم مبتلا به سرطان روده را تصور کنید که جهت درمان بیماریِ خود تحت عمل جراحی قرار گرفته است و بخشی از روده او به سطح پوست آورده شده و به طور دائمی نحوه دفع او را تغییر داده است.  بیماریِ این فرد تحت کنترل است و با انجام موفقِ اقدامات درمانی، هم اکنون فقط لازم است بیمار جهت انجام معاینات خاص به پزشک مراجعه کند. اما این فرد درگیر مشکلات فراوانی است.  وضعیت جدید، تمام زندگی او را دستخوش تغییر کرده است. این زن به عنوان یک مادر و همسر دارای وظایفی است که با شرایط جدید، ایفایِ همه  این نقش ها برای او دشوار شده  است.  در این مورد یک پرستار به این فرد به عنوان یک کل انسانی نگاه میکند، او چگونه باید خود را با شرایط جدید سازگار کند؟ مرکزِ توجهِ یک پرستار برخورد با یک بیماری با نام " سرطان روده بزرگ" نیست، بلکه به حداقل رساندن اثرات نامطلوب این بیماری بر سبک زندگی عادی این فرد است.

مشخصه بعدی حرفه­ ی پرستاری "عملکرد محور" بودن آن است. یک پرستار در برخورد با این بیمار، به علت دارا بودن مهارتهای عملکردی در مراقبت از زخم بیمار و مراقبت از مسیر مصنوعی، به شکل عملی به بیمار کمک می­کند که با وضعیت جدید سازگار شده و نحوه مراقبت از خود را بعد از مرخص شدن از بیمارستان بر عهده بگیرد. به عبارتی دانش پرستار از وضعیت جسمی و روانیِ بیمار به همراه مهارتِ پرستار در انجام مراقبتهای تخصصی موجب می­شود که بیمار با شرایط جدید سازگار شده و تا حد معمول سبک زندگی عادی داشته باشد.مشخصه بعدی حرفه ی پرستاری "عملکرد محور" بودن آن است. یک پرستار در برخورد با این بیمار، به علت دارا بودن مهارت های عملکردی در مراقبت از زخم بیمار و مراقبت از مسیر مصنوعی، به شکل عملی به بیمار کمک می کند که با وضعیت جدید سازگار شده و نحوه مراقبت از خود را بعد از مرخص شدن از بیمارستان بر عهده بگیرد. به عبارتی دانش پرستار از وضعیت جسمی و روانیِ بیمار به همراه مهارتِ پرستار در انجام مراقبتهای تخصصی موجب می شود که بیمار با شرایط جدید سازگار شده و تا حد معمول سبک زندگی عادی داشته باشد.

پخش سریال پرستاران یکی دیگر از زمینه های سوال و جواب ها در مورد حرفه پرستاری در ایران است. بارها افرادی از من پرسیده اند که چرا نقش پرستاران در فرایند مراقبت و درمان در ایران شفاف و روشن نیست؟

 

پرستاران در کشورهای توسعه یافته در بخش های مختلف سیستم بهداشتی درمانی به ارائه خدمت می پردازند. پرستاران متخصص با عناوینی مانند "پرستار خانواده"، "پرستار بهداشت حرفه"، " پرستار مدرسه" در سطح جامعه مشغول فعالیت هستند. پرستاریِ پیشرفته در بیماری های خاص مانند "پرستار متخصص مراقبت از بیماران سرطانی" تنها مثال هایی از فعالیت تخصصی پرستاران در این کشورهاست. در این کشورها نقش پرستار در سطوح مختلف نظام سلامت تعریف شده  است و مردم در تعاملات خود با نظام سلامت، با پرستاران برخورد داشته و از خدمات آنها بهره مند می گردند، در حالیکه  برنامه ی مدوّنی در این زمینه در کشورمان هنوز تدوین نشده است.

 

در ایران سابقه  حرفه ی پرستاری به عنوان یک رشته ی دانشگاهی به 30 سال قبل میگردد. هم اکنون بیش از 12 دانشگاه دولتی دارای دوره کارشناسی ارشد پرستاری هستند و نزدیک به 10 دانشگاه نیز داری دوره Ph.D پرستاری هستند. پرستاران در پنج گرایش اطفال، بهداشت جامعه، داخلی-جراحی، و روانپرستاری دوره کارشناسی ارشد را پشت سر میگذراند. با وجود اینکه در سی ساله اخیر رشد علمیِ پرستاری در ایران داری پیشرفت قابل توجهی بوده، اما هنوز می بینیم که جامعه از دستاوردهای علمی این حرفه بی بهره است.  در ایران ساز و کار مدیریتیِ رشته پرستاری به عنوان یک زیر شاخه از «معاونت درمان» در وزارت بهداشت فعالیت می کند.  در نتیجه همه ی توان جامعه پرستاری در شاخه درمان خلاصه شده است.  در حالی که در کشورهای پیشرفته (مثل استرالیا و بسیاری دیگر از کشورها) نقش پرستاران در حیطه ارتقاء سلامت، درمان و توانبخشی تبیین شده است. متاسفانه شاهدیم که در ایران با وجود اینکه بیش از 20 سال است که «پرستار بهداشت جامعه» در مقطع فوق لیسانس تربیت می شود، هنوز جایگاه این افراد در نظام سلامت مشخص نشده است. این امر باعث شده که پرستاران تحصیلکرده در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری بیشتر در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی فعالیت کنند و لذا جامعه از خدمات این افراد بی بهره باشد. 

 چالش دیگر نحوه مدیریت مراقبت ها در سیستم های بهداشتی است. انواعی از روشهای ارائه مراقبت های پرستاری در دنیا وجود دارد؛ در کشورهای پیشرفته، روشهایِ سازماندهی مراقبتهای پرستاری به گونه ای است که مسئولیت مراقبت از یک بیمار، از ابتدای پذیرش تا زمان ترخیص به عهده یک پرستار است. این امر سبب می شود بیمار رابطه مراقبتی روشنی با یک پرستار در طول مدت درمان خود داشته باشد.  در ایران هنوز از شیوه های سنتی در ارائه مراقبت های پرستاری استفاده می شود. بــهینه سازی روش های ارائه مراقبت های پرستاری نیازمند نگاهِ مدیریتی تخصصی در اداره نظام سلامت است. امید است مدیران سلامت تنها به تقدیر از جنبه  های عاطفی و احساسیِ حرفه ی پرستاری اکتفا نکرده و با استفاده از پرستاران متخصص در سطوح مختلف مدیریت سلامت، زمینه ی بهره  مند ساختن جامعه از توانمندی های علمی و کاربردی این حرفه را فراهم سازند.

دکتر فاطمه حشمتی نبوی/استادیار گروه بهداشت و روان دانشکده پرستاری و مامایی مشهد



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 61
تاريخ :  شنبه یکم تیر 1392
نويسنده :  دبیر

 بی مقدمه:

ممکن است فکر کنید ما خیلی راحت و آسوده و کاملاً کلیشه ای یک صفحه از سخنان آقا را برای پر کردن صفحات مجله می آوریم.اگر اینطور است سخت در اشتباه اید. برای انتخاب این جملات کلی زحمت کشیده شده، کلی فکر شده و بر اساس نیازسنجی ای که بچه های هئیت تحریریه از دانشگاه کرده اند، آورده شده است. سخنان آقا چراغ راه ماست و برای اینکه بتوانیم بهترینش را متناسب با نیازها بیاوریم کل سخنان آقا رو در اینترنت و نرم افزارهای مربوطه زیر و رو کرده ایم و سعی کردیم در قالبی جدید ارائه کنیم.خواهشاً جملات زیر را با دقت بخوانید؛


قابل توجه همه!!!!

بااولويت‌ترين كارها عبارت است از مسئله‌ى علم و فناورى؛ اين در كشور لازم است. ما در اين زمينه‌ها يك عقب‌افتادگى مزمنِ تاريخىِ فاحشى داريم، كه گناهش به گردن آن كسانى است كه با سياست خودشان، با رفتار خودشان، با طمع‌ورزى‌هاى خودشان، با سهل‌انگارى‌هاى خودشان، اين بيمارى مزمن را بر يك چنين ملت بزرگى تحميل كردند. و ما حالا ميخواهيم خودمان را از زير اين بار، از زير اين بختك سنگين خلاص كنيم. بنابراين من، شما، مسئولين ذى‌ربط، مسئولين بخشهاى مختلف كشور و هر انسان باشرف در اين كشور كه امكانى دارد، بايد در اين زمينه تلاش كند؛ هر كس به قدر خودش. همه مسئولند؛ از يك دانشجوئى كه امسال وارد دانشگاه شده، تا دانشجوهاى برتر و بالاتر، تا اساتيد، تا مسئولين نظام آموزشى و علمى كشور، تا بخش هاى مختلف،  درسلسله‌مراتب ادارى و علمى كشور. همه بايد تلاش كنيم، همه بايد كار كنيم، همه بايد بدويم تا بتوانيم اين عقب‌افتادگىِ تاريخىِ تحميل‌شده‌ى بر خودمان را جبران كنيم؛ اين يك مسئله‌ى جدى است.

بيانات رهبری در ديدار نخبگان جوان‌

 

قابل توجه مسئولان دانشگاه!!!!

ما از دانشگاه‌ها ميخواهيم كه فعاليت خودشان را با نيازهاى جامعه تطبيق دهند. با دانشگاه، با اساتيد، با دانشجوها كه مواجه ميشويم، اين را مكرر از اينها ميخواهيم؛ ميگوئيم رشته‌هاى علمى‌تان را بر نيازهاى جامعه منطبق كنيد، ببينيد چه لازم داريم.بيانات در ديدار نخبگان جوان‌

من همين جا از مسئولين درخواست ميكنم كه ديدارهاى دانشجوئى‌شان را زياد كنند. امروز بهترين قشرهاى كشور اينهايند؛ هم جوانند، هم باسوادند، هم تحصيلكرده‌اند، داراى فهمند، داراى انگيزه‌اند؛ مسئولين بروند شركت كنند.

بيانات رهبری در ديدار دانشجويان-  در رمضان 1431

 

ميدانيد من از سابق عقيده‌ام بر اين بوده است كه در دانشگاه بايد روح سياسى زنده باشد؛ اين يك نشاطى به جوان ميدهد. ما جوان بانشاط لازم داريم. دانشگاهى كه از سياست دور باشد و بكلى از سياست بركنار باشد، اين دانشگاه خالى از شور و نشاط خواهد بود؛ بعلاوه كه محلى خواهد شد براى رشد ميكروبهاى خطرناك فكرى و رفتارى. بنابراين خوب است و بايد در دانشگاه سياست باشد؛

بيانات در ديدار وزير علوم و استادان دانشگاه تهران‌

 

گفته ميشود كه در دانشگاه‌ها برخوردهاى انضباطى و امنيتى صورت ميگيرد. من نميدانم چه جور برخورد تندى از لحاظ انضباطى و امنيتى در دانشگاه شده، اما اين را ميدانم كه بالاخره در دانشگاه انضباط لازم است. حالا اگر يك وقت در يك جائى در باب انضباط و اِعمال انضباط يك خرده تندروى بشود، من نميدانم- ممكن هم هست - ليكن بالاخره انضباط هم لازم است، امنيت هم لازم است. نميشود محيط دانشگاه را رها كرد... (لیکن) به نظر ما تندروى و زياده‌روى در هيچ كارى خوب نيست؛ از جمله در اين كار.

بیانات رهبری در ديدار دانشجويان - 11 رمضان 1431

 

قابل توجه استادان!!!!!

طهارت و صفاى نفس براى همه مهم و لازم است اما به نظر من براى استادان مهمتر است، مفيدتر است، پرسودتر است. اولاً به خاطر اينكه شما كه استاد هستيد، بيش از آن مقدارى كه گفتار شما در تكوين شخصيت شاگرد و جوان اثر بگذارد، منش شما و رفتار شما اثر ميگذارد - غالباً اينجور است - به طورى كه اگر گفتار شما او را به يك جهتى سوق بدهد، اما رفتار شما همراه با آن هم جهت نباشد، اين رفتار و منش شما تأثير (سوءی) در مخاطب شما، در شاگرد شما، در آن متعلم و جوانى كه دانشجوى شماست، ميگذارد. اين، يك جهتِ اهميت صفاى نفس است. اگر استاد ما از معنويت و روح باصفا برخوردار باشد، فضاى كلاس را، فضاى درس را، فضاى دل متعلم را منور خواهد كرد. ما به اين احتياج داريم. علاوه‌ى بر اين، شما دانشمند هستيد؛ لذا دانش اگر با نورانيت همراه باشد، جهت درست را پيدا خواهد كرد.

بيانات در ديدار اساتيد دانشگاه‌ها- 25 رمضان 1431

 

در موارد بسيارى از خود دانشگاه‌ها به ما گزارش ميكنند كه درسهاى بعضى از اساتيد يك اداى تكليفى است؛ همين كه بالاخره بيايند و درس موظفى خود را بدهند و بروند. در حالى كه در تدريس استاد، مسئله نبايد مسئله‌ى اداى تكليف باشد؛ مسئله‌ى عشق، علاقه‌ى به علم، علاقه‌ى به تربيت دانشجو؛ اينجورى بايد باشد.استاد بايد پدرانه و برادرانه رفتار كند و دانشجوى خودش را رها نكند؛

بيانات در ديدار وزير علوم و استادان دانشگاه تهران‌

 

من خلأيي را در ارتباط استاد و دانشجو مشاهده مي کنم که اين خلأ بايد به وسيله شما پُر شود. دانشجوي ما در محيط علمي ضمن اين که علم مي آموزد، مي تواند خيلي از درسهاي غير آن علم مورد نظر را هم از استاد بياموزد و فراگيرد. از جمله آنها، غرور ملي، علاقه مندي به ميهن، دلبستگي به آينده کشور و افتخار به تاريخ و گذشته کشور است. اينها عواملي است که مي تواند در يک جوان دانشجو تأثيرات بسيار عميق و مثبتي بگذارد.

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با اساتيد دانشگاه شهيد بهشتي- 1382

 

قابل توجه گروه معارف!!!

بايد كلاس معارف بگذاريد؛ معارف مطابق با زبان روز، متناسب با فكر دانشجو، متناسب با ادبيات دانشجو بايستى ارائه بدهيد؛ اينها كارهاى لازم و اجتناب‌ناپذيرى است. به لسان قوم حرف زدن، يك مصداقش اينجاست. با زبان دانشجو بايد حرف زد. با ادبياتى كه براى دانشجو قابل فهم است، بايد حرف زد. اى بسا ادبياتى است كه در يك محيطى كارآمد است، اما در محيط ديگرى كارآمد نيست. اگر چنانچه انسان با ادبيات محيط جوان و محيط دانشجوئى آشنا نباشد، از اين ادبيات استفاده نكند، راه ارتباط فكرى بسته خواهد شد و تأثيرگذارى كم خواهد شد. پس به لسان قوم بودن خيلى لازم است.

بيانات در ديدار اعضاي نمايندگى رهبرى در دانشگاه‌ها- 28 رجب 1431

 

قابل توجه دانشجویان!!!!

اگر دانشگاه ما دانشگاه اسلامي است، يکي از بزرگترين مظاهرش بايستي احترام به اساتيد باشد؛ مخصوصاً از طرف شاگردان. شاگرد بايد به استاد، بي‏قيد و شرط احترام کند. اگر آن استاد بد هم است، بايد او را احترام کنند. فرض کنيد استاد کافري را آوردند و در يک کلاس پُرحزب‏اللهي گذاشتند. آيا اين حزب‏اللهي‏ها بايد به اين کافر احترام کنند، يا بايد اهانت نمايند؟ نه خير، بايد احترامش کنند، از او تجليل نمايند، او را بر خودشان مقدّم بدارند؛ چون استاد آنهاست، هيچ دليل ديگر نمي‏خواهد. اين درحالي است که گفتيم اين شخص اصلاً معتقد به اعتقاد اينان نيست؛ چه رسد که استادي مؤمن و مسلمان باشد. به‏هرحال، احترام استاد در محيط دانشجويي و دانشگاهي بايستي خيلي محفوظ باشد.

بيانات در ديدار با وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشکي و رؤساي دانشگاههاي علوم پزشکي سراسر کشور

  

 قابل توجه پرستاران!!!

من به پرستاران عزيزمان - چه مردان پرستار و چه زنان پرستار - عرض مي‏کنم: شما که اين توفيق را پيدا کرده‏ايد و اين کار بزرگ را برعهده گرفته‏ايد و اين خدمت باارزش را انجام مي‏دهيد، آن را گرامي هم بداريد. نگذاريد که خداي ناخواسته، با يک قصور يا تقصير يا برخورد نامناسب، کاري به اين عظمت و ارزشمندي، مخدوش شود. اين خدمت را هر چه بيشتر و صحيح‏تر ارائه دهيد، نظام امور زندگي مردم بهتر خواهد شد و اجر و ثواب شما هم بالاتر خواهد بود. خداوند به شما اجر بدهد. و اين خدمت بزرگ را برايتان خدمتي با برکت و براي مردمِ ما يک خدمت مؤثّر در پيشرفت امورشان قرار دهد.



:: موضوعات مرتبط: :: علمی، :: فرهنگی، :: شماره 61
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر
عاشق شوید.برادرها، خواهرها ، عاشق شوید.زندگی به عشق است.عقل به آدم زندگی نمی دهد.عقل به آدم حساب می ده که چه جور بهتر بخوره،چه جور بهتر بخوابه،چه جور بهتر پلاسیده بشه،چه جور بهتر دل مرده باشد.عشق است که در درون انسان آتش زندگی،شعله زندگی برمی فروزاند. (شهید بهشتی)
سلام،اگر علت ذکر جمله ی بالا را می پرسید،می گویم: این راه و رسم پرستاری است.پرستاری که عاشق خدمت نباشد، زیان دیده؛ چه بسا پرستاری که بی هیچ میلی به مراقبت از مریض میپردازد و در این نحوه مراقبت هم خود را زجر میدهد و هم بیمار را.پرستار در مراقبت از مریض فقط با یک نیت قربت الی الله کاری را میکند که آن علامه شهیر،علامه طباطبایی،حاضر است حاصل هفتادسال عبادتش را با آن معاوضه کند.این چه حکمتی است که خداوند این اجر عظیم را در شغل تو نهاده است؟! شاید اگر عاشق باشی و در خدمت به بیماران،اقتدا کنی به پرستار زخمهای کربلا،مصداق آیه یا ایتهاالنفس المطمئنه گردی . . .
شاید در این برهه از زمانر، کمتر کسی ارزش شغل تو را بداند و تو را فقط مجری دستورات پزشک تصور کند، ولی بدان شخصی که باید ارزش کار تو را درک کند، خودش خوب حواسش هست، چرا که او عالماً به کل امور است و بدجوری هوای تو و شغلت را دارد،بطوری که پیامبرش نوید میدهد که اگر در رفع نیازهای بیماران اهتمام بورزی،بلیط سریع السیر عبور از صراط را برای تو صادر می کند؛ پس خدایی که اینجوری برای تو پارتی بازی می کند، تو نیز رضایتش را جلب کن که آن هم کاری ندارد، فقط با یک نیت ساده!!!
چیزی که قابل انکار نیست، لزوم وجود واحد بهداری در هر سپاه و لشگری است،پس بطور قطع لشکر صاحب الامر نیز از این قاعده مستثنی نیست.مژده میدهیم به تمام عاشقان خدمت که جهت آزمون استخدامی آماده شوید، که روز موعود نزدیک است.موارد امتحانی هم برونر و سودارث نیست،بلکه مهرعلی،ایمان حسینی،مرام اباالفضلی و خوی زینبی است و اگر تا به الآن این واحدها را پاس نکرده اید، هرچه سریعتر پاس کنید زیرا که اگر کمی  دقیق شویم،بوی ظهور را حس می کنیم.
و کلام آخر، نشریه بینش پرستار که اینک وارد پانزده سالگی خود می شود،در حالی شماره 60 خود را تقدیم شما عزیزان پرستار و دانشجوی پرستار می کند که مسیری بس طولانی و سخت را پیموده است و از سال 78 که شروع به انتشار کرد، هیچگاه خود را جدای از دانشجو ندانست و به تمجید و مدح هیچ مسئولی نپرداخت و هیچ مسئله ای از دانشکده را از نظر دور نداشت؛ بینش تا زمانی که هست (و خواهد بود) خود را بلندگوی دانشجو می داند.
در پایان لازم می دانم از تمامی دوستان عزیزم که در هیئت تحریریه بدون هیچ چشم داشتی مشغول به فعالیت اند،کمال تشکر را داشته باشم و نوید دهم که اجر شما إن شاالله، عندالله محفوظ است چرا که حقیقتاً زنده کننده کلام امیرالمومنین هستید آنجا که فرمود:لکل شیء زکات و زکات علم،نشره.

ومن الله التوفیق
مصطفی قزوینیان


:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 60
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر
پیشگفتار:
فطرت اجتماعي بشر از آغاز آفرينش به نوع دوستي و همدلي و مهرباني با همنوعان گرايش داشته است. اين نوع دوستي و احساس پيوند و تعلق خاطر به يكديگر ، همگام با زندگي اجتماعي بشر در خانواده، قبيله و اجتماعات بزرگتر ظهور چشمگير يافته است. بر اين اساس، آدميان از آغاز حيات تا واپسين روزهاي زندگي، خود را بي نياز از اين روابط و همدلي ها نمي بينند و سلامت جسم و جان خود را نيازمند مراقبت، پرستاري و همدلي ديگران مي يابند.اديان الهي به ويژه اسلام، مؤمنان و جامعه ايماني را در پيوند، احسان و مهرورزي نسبت به يكديگر همانند پيكر واحدي مي داند كه هر فرد عضوي از آن محسوب ميشود و هرگاه يكي از اعضاء دستخوش بيماري شود، قرار و آرامش از ديگر عضوها مي ربايد.در این رابطه امام صادق(علیه السلام) مي فرمايند:« مؤمنان در احسان و نيكي به يكديگر و مهرورزيدن و مهرباني به هم، به سان پيكري هستند كه هرگاه عضوي از آن به درد آيد، اعضاء ديگر نيز به بي خوابي و تب با او همدردي مي كنند.»
همیشه در میدان است. سربازی است که در سخت‌ترین شرایط نیز مشکلات را می‌پذیرد و به بیماران و دردمندان رسیدگی می‌کند و اجازه می‌دهد تا همه بیماران صعب‌العلاج،‌ بیماران عفونی و واگیردار،‌ بیمارانی که شعله‌های آتش چهره‌شان را متلاشی کرده است و کسی طاقت دیدن آنها را ندارد، در وسعت دست‌های آسمانی‌اش، آرامش یابند. این، حرفه او است. حرفه‌ای که پرستار با قلبی سفید و قدمهایی سبز در آن گام برمی‌دارد.
امروره با گذشت زمان و پیشرفت علم و تکنولوژی، حرفه پرستاری یک رشته علمی است و متخصص این رشته باید علوم بسیاری را فرا بگیرد و کاربرد آنها را در ارتباط با مریض بیاموزد. از سوی دیگر باید توجه داشت که وظیفه یک پرستار تنها مراقبت از بیمار در بیمارستان نیست بلکه یک پرستار با مراقبت از افراد در تمام مراحل زندگی آنها از پیشگیری از بیماری‌ها گرفته تا مراقبت در هنگام بیماری و توانبخشی پس از بیماری‌ها سر و کار دارد. زیرا بسیاری از بیماری‌ها ریشه در عادت‌های غلط و شیوه نادرست زندگی دارد. برای مثال زمینه بسیاری از سکته‌های قلبی از مدتها قبل فراهم می‌شود و دلیل آن نیز نوع غذای فرد، وزن او و مقدار فعالیت بدنیش می‌باشد. حال این پرستار است که با آموزش‌های لازم در مورد نوع غذا،‌نحوه و مقدار فعالیت بدنی و نحوه جلوگیری از فشار خون و افزایش چربی سعی می‌کند تا از بیماری پیشگیری کند یا افراد را با علایم و اختلالات بیماری آشنا سازد تا بیمار به موقع و پیش از پیشرفت بیماری به دکتر مراجعه کند.در کل می‌توان گفت که پرستار یک‌ عضو مهم‌ در تیم‌ مراقبت‌ بهداشتی‌ است‌ و نقش‌های‌ گسترده‌ای‌ از جمله‌ نقش‌ مراقبتی‌، حمایتی‌، درمانی‌، هماهنگی‌، مشورتی‌، مدیریتی‌ و تحقیقاتی‌ دارد. به‌ این‌ معنا که‌ پرستار وظیفه‌ مراقبت‌ و حمایت‌ از بیمار، هماهنگی‌ بین‌ بیمار و پزشک‌ ، بیمار و خانواده‌ بیمار (انتقال‌ دهنده‌ خواست‌ها و نیازهای‌ بیمار یا مددجو)، مسؤولیت‌ مدیریت‌ بخش‌ (اولویت‌بندی‌ برای‌ رسیدگی‌ به‌ بیماران‌ و تصمیم‌گیری‌ به‌ موقع‌ در مورد بیماران‌ اورژانسی‌)، آموزش‌ به‌ بیمار در جهت‌ تطابق‌ با مشکلات‌ و ناراحتی‌های‌ پیش‌آمده‌، تحقیق‌ درباره‌ روش‌های‌ مراقبتی‌ که‌ اعمال‌ کرده‌ است‌ و تحقیق‌ بر روی‌ نحوه‌ کاهش‌ تعداد روزهای‌ بستری‌ یک‌ بیمار را برعهده‌ دارد.

پرستار و دانشجوی‌ پرستاری‌ باید عاشق‌ انسان‌ و انسانیت‌ باشد تا بتواند در شرایط‌ سخت‌ و بحرانی‌ حتی‌ زمانی‌ که‌ خسته‌ است‌ یا آمادگی‌ جسمی‌ و روحی‌ لازم‌ را ندارد، به‌ دیگران‌ کمک‌ کند. او‌ باید فردی‌ منظم‌ و دقیق‌ باشد و بداند که‌ نظم‌ و سختگیری‌ اساس‌ کار رشته‌ پرستاری‌ است‌ و در ضمن‌ باید از سلامت‌ کامل‌ جسمانی‌ برخوردار باشد تا به‌ یاری‌ دید قوی‌ بتواند کارهای‌ ظریف‌ و دقیق‌ پرستاری‌ را به خوبی‌ انجام‌ دهد. در کل‌ باید گفت‌ که‌ پرستاری‌ علم‌ و هنر است‌؛ برای‌ همین‌ یک‌ پرستار باید علاوه‌ بر دانش‌ لازم‌، از آمادگی‌ روحی‌ و روانی‌، صبر و حوصله‌، روابط‌ عمومی‌ خوب‌ و قدرت‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ بالا برخوردار باشد. به‌ عبارت‌ دیگر یک‌ پرستار نمی‌تواند تنها با تکیه‌ بر دروس‌ دانشگاهی‌، در کار خود موفق‌ شود بلکه‌ باید از دانش‌ خود در شرایط‌ مختلف‌ و متفاوت‌ به‌ درستی‌ استفاده‌ کند و این‌ نیاز به‌ قدرت‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ خوب‌، سرعت‌ عمل‌ و آمادگی‌ روحی‌ و روانی‌ دارد.
 
تاریخچه پرستاری نوین
واژه پرستار به معنای پرستنده؛ غمخوار و حافظ می‌باشد. و در فرهنگ لاتین پرستار از لغت Nutricious گرفته شده است كه به معنای پروردن؛ تغذیه كردن و پرورش دادن است. با توجه به این معنا هرگونه مراقبت و مواظبتی كه فرد از فرد دیگری اعم از بیمار یا سالم به عمل آورد پرستاری نامیده می‌شود.
در اواسط قرن نوزدهم (1858 میلادی) پرستاری به نام "فلورانس نایتینگل" در دنیای پرستاری قد علم كرد و شیوه پرستاری نوین را ابداء و پایه گذاری كرد. و انقلابی عظیم در تربیت و آموزش پرستاران ایجاد كرد. او هدف از انجام خدمات پرستار را قرار دادن بیمار در بهترین شرایط ممكن به نحوی كه طبیعت بتواند اثرات خود را اعمال نماید تعریف نمود. وی در سال 1860 اولین مدرسه پرستار نایتینگل را در بیمارستان سنت توماس تاسیس نمود.
مجمع پرستاران كانادا (C.N.A )پرستاری را اینگونه تعریف می‌كند:
حرفه پرستاری در پاسخ به نیاز جامعه به وجود آمده است و در رابطه با سلامت انسان در طول زندگی ایده‌آل‌هایی را مد نظر دارد. پرستاران در جهت پیشبرد؛ حفظ و بازگرداندن سلامت و پیشگیری از بروز بیماری؛ تسكین دردها تلاش می‌كنند.
رهبران پرستاری این حرفه را به عنوان یك علم و هنر تلقی كردند. با این وجود؛ تعریف حرفه پرستاری به مرور زمان تغییر كرده است. انجمن پرستاران آمریكا ( A.N.A. ) در بیانیه‌ای در سال 1995 پرستاری را تشخیص و درمان پاسخ‌های انسان به سلامتی و بیماری تعریف نمودند.


موقعیت‌ شغلی‌ در ایران
در کشور ما با این‌ که‌ پرستاران‌ جایگاه‌ واقعی‌ خود را نیافته‌اند و در چند سال‌ اخیر نیز با تعداد قابل‌ توجهی‌ فارغ‌التحصیل‌ رشته‌ پرستاری‌ از دانشگاه‌ آزاد و دانشگاه‌های‌ علوم‌ پزشکی‌ و خدمات‌ بهداشتی‌ درمانی‌ روبرو هستیم‌ اما هنوز مراکز بهداشتی‌ ـ درمانی‌ به‌ پرستارانی‌ متخصص‌، مجرب‌ و توانمند نیازمندند و در واقع‌ بازار کار برای‌ فارغ‌التحصیل‌ خوب‌ این‌ رشته‌ وجود دارد. چون‌ پرستاران‌ علاوه‌ بر کار در بیمارستان‌ها و مراکز بهداشتی‌ درمانی‌ می‌توانند در صنعت‌ برای‌ مراقبت‌ از سلامت‌ و بهداشت‌ کارکنان‌ صنایع‌ مختلف‌، در سازمان‌ تربیت‌ بدنی‌ و مراکز ورزشی‌ به‌ عنوان‌ یکی‌ از اعضای‌ اصلی‌ تیم‌ مراقبت‌ پزشکی‌ و در آموزش‌ و پرورش‌ فعالیت‌ نمایند.حتی‌ یک‌ پرستار می‌تواند به طور مستقل‌ فعالیت‌ کند؛ یعنی‌ با تأسیس‌ مرکز بهداشت‌ خصوصی‌ به‌ ارزیابی‌ وضعیت‌ سلامت‌ افراد جامعه‌ بپردازد یا مهدکودک‌ دایر نماید.

پرستاری در فرهنگ اسلامی
در فرهنگ اسلامی و تعابیر قرآنی، آن هنگام كه پرستار برای یاری انسان نیازمندی تلاش می‌كند و نیازهایش را برمی آورد، ‌مثل آن است كه او را از مرگ رهایی بخشیده و بدین كار، موجبات خرسندی خداوند را فراهم كرده است؛ زیرا پرستاری كه با تلاش خویش جان مجروح یا بیمار ناتوانی را نجات می‌دهد و برای بهبودی وی فعالیت می‌كند، به یقین او را زنده كرده است و هر كه فردی را زنده كند و به جامعه باز گرداند، مثل آن است كه خدمتی شایان به همه مردمان كرده است. قرآن كریم در آیه 32 سوره مائده در این باره می‌فرماید: "و هر كس انسانی را از مرگ رهایی بخشد، ‌چنان است كه گویی همه مردم را زنده كرده است."
پیامبر گرامی نیز در این زمینه می‌فرماید: هر كس برای برآوردن نیاز بیماری بكوشد چه آن را برآورده سازد و چه نسازد، از گناهانش پاك می‌شود مانند روزی كه از مادر زاده شده است.
سیره رهبران الهی نیز همواره بر این بوده كه در میدان انجام كارهای پسندیده، گوی سبقت را از همه انسان‌ها بربایند و انسان كامل عصر خویش و الگو برای آیندگان باشند تا بدین ترتیب، بزرگ‌ترین مشوق انسان‌ها در عمل به نیكی‌ها گردند. یكی از كارهای نیك ، پرستاری از بیماران است و رهبران الهی نیز بدان همت می‌گماردند.

پرستاری در اسلام
آغاز پرستاری در اسلام با شروع جنگ‌های مسلمین و جهاد بوده است. در این جنگ‌ها؛ هم بانوان خاندان پیامبر صلی ‌الله علیه و آله و هم سایر زنان مسلمان در مراقبت از مجروحان جنگی شرکت داشتند. باید تاریخ پرستاری در اسلام را از پرستاری حضرت فاطمه علیهاالسلام دانست،ایشان در جنگ احد از پدر بزرگوارش پرستاری نمود و با چهارده تن از زنان مسلمان از زخمی‌ها پرستاری میكردند.
از نام آوران و ستارگان آسمان پرستاری در صدر اسلام میتوان از: ام عماره(انیسه)؛ میمونه؛ رفیده؛ ام سلمه؛ ام عطیه و حضرت زینب كبری (كه از پنج امام در زمان‌های مختلف پرستاری نمود) نام برد.
نکته!!
حیف است زینب سلام الله علیها را تنها پرستار بیمار بخوانند زیرا پرستارى از بیمار یكى از كوچك‏ترین مسؤولیت‌‏هاى حضرت زینب (سلام الله علیها) بود، و هر چند پرستارى وظیفه سنگین و ارزشمندى است ولى با این حال ‏مقام زینب كبرى آن ‏قدر والا و عظیم است كه باید ایشان را "پرستار انقلاب حسینى" بنامیم، زیرا این پرستارى به مراتب مهم‏تر و سرنوشت‏ سازتر از پرستارى بیمار بود. زینب نقش نگهدارى از قیام خون بار حسینى را بر عهده داشت كه ‏قطعا اگر او این بار را بر دوش نمى‏گرفت، خون سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین صلوات الله علیه پایمال مى‏شد و بسیار دشوار بود كه نهضت ابى‌عبدالله علیه السلام به مردم‏ اعلام و ابلاغ گردد.

پرستاری در ایران
در سال 1294 شمسی نخستین آموزشگاه پرستاری در ایران گشایش یافت كه دوره آموزشی سه ساله جهت علاقه‌مندان این رشته برگزار می‌كرد. در سال 1314 در شهرهای تبریز؛ مشهد و شیراز آموزشگاه‌های پرستاری تاسیس شد. در سال 1320 آموزشگاه پرستاری دانشگاه تهران افتتاح شد. و در سال 1335 وزارت بهداری برای تدوین برنامه‌های آموزشی پرستاری از كارشناسان بین‌المللی پرستاری استفاده نمود و اولین كنفرانس بزرگ پرستاری را در تهران برگزار كرد.
از آنجایی كه نیروی انسانی تعلیم یافته پرستاری جوابگوی نیاز جامعه نبود در سال 1338 به منظور جبران این كمبود اولین آموزشگاه بهیاری تاسیس شد.و اینک تعلیم پرستاران با مهارت‌های روز پرستاری جهان تا مقطع دكترای پرستار در ایران انجام می‌گیرد و همه ساله خیل مشتاقان به این سفید جامگان می‌پیوندند.

پرستار مهربان زندگی من...
در خاتمه شایسته است از پرستاران فداكار و بی‌توقعی یاد كنیم كه همواره از مهربانی و دلسوزیشان بهره‌مند بوده‌ایم؛ به مادرانی كه همواره در زندگی به شیر زنانی همچون زینب علیهاالسلام تاسی نموده‌اند تا در رویارویی با مصائب و دشواری‌های زندگی مرهمی بر دل‌های مجروحمان گذارند.مادرم، ای كه هر روز و شب با اخلاق نیكویت، با دست مهربانت و با چشم دل سوزت به پرستاری از من همت می‌گماری و در ایام بیماری،‌ بی‌درنگ و سرگردان به دنبال التیامم می‌گردی و آسایش من را به همه دنیا ترجیح می‌دهی، این روز را به تو نیز تبریك می گویم،‌ ای پرستار بی توقع زندگی من.

نسرین رحمانی – دانشجوی کارشناسی پرستاری89



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 60
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر

نامت را همنشین نام آسمانی زینب(س) کرده اند تا آسمانی شوی.مهربانیت را به مهرش پیوند بزن.آبی باش تا خداوند سبزینه حیات را در دستانت بگمارد.آدمی را زنده نگه دار با گرمیِ قلبت تا عالمی را زنده کرده باشی.

چه لطفی است درپناه خداوند شافی بودن وچه لذتی است درهمنشینی با دوستان آفریدگار؛ که  بیماران را دوستان خدا نامیده اند.

قلبت زنده باد به گستردن نوع دوستی.

سپیدار وجودت را آیینه ی ساحت مقدس زینبی کن.

بازهم می شمارم،امسال چندمین تولد زینب گونه ی توست؟

هرسال چقدر بیشتر قد کشیده ای؟ دستانت به آسمان رسیده است؟

آن سوی آسمان دستی منتظرتوست...


فائزه کاظمی دانشجوی کارشناسی پرستاری89



رسول الله صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :
المَرضى أحِبّاءُ اللّه‏ِ .
پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :بیماران ، دوستان خدایند .

الفردوس ، جلد ۳ ، صفحه ۱۵۷ ، حدیث ۴۴۲۴ عن دانش نامه احادیث پزشکی : ۱ / ۱۴۸





:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 60
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر
سفیدپوش صبور
شبی به نم نم باران، هوا مصفا بود        فضای شهر پر از عطر ربّناها بود
کریمه ای در شهر چون ستاره ای پرنور        صفادهنده ی جانها، امید دلهابود
سفیدپوش صبور بادلی سفید از مهر        برای بیمارش در حال مداوا بود
به همدلی با بیمار لحظه ها بگذشت        و بینشی که پرستار داشت والابود
دلش هوای حرم کرد، دل به باران داد        نگاه مضطربش هم چقدرگویا بود
کنار پنجره ی بخش ایستاد و به لب        سلام داد به آن گنبدی که بی تا بود
دلی به وسعت یک آسمان آبی داشت        چراکه الگویش بانوی شکیبا بود
همان که بانویی جاودانه تا ابد است        درست نام قشنگش زینب کبری بود
همیشه قلبش آکنده از محبت وعشق        برای خدمت خلق، همواره مهیا بود
دوباره رفت که شرحی زحال بیماران        بگیرد و بدهد مرهمی، چه زیبا بود
علی عظیمی-پرستاری89
متخلص به عدنان



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 60
اخبار
 
 
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر
مسابقه پوستر روز پرستار 
مسابقه پوستر روز پرستار امسال که با شعار «سبک زندگی، عدالت وکارآمدی و سلامت خانواده»  طراحی شده، برگزار می شود.
 مدیر روابط عمومی سازمان نظام پرستاری با تبریک میلاد حضرت زینب و روز پرستار گفت: مراسم روز پرستار امسال 22 اسفند با حضور مسئولان کشور در تهران برگزار می شود، شعار امسال روز پرستار نیز «سبک زندگی، عدالت و کارآمدی و سلامت خانواده» تعیین شده است که پوستری نیز با همین مضمون برای این مراسم طراحی شده است. وی گفت: در پوستر روز پرستار امسال یک نکته نهفته است که به 10 نفر از افرادی که بتوانند این نکته را در این پوستر کشف و به شماره 20001023 پیامک کنند، به قید قرعه در مراسم روز پرستار جوایزی اهداء می شود. 


دبیر بورد پرستاری وزارت بهداشت خبر داد: تدوین برنامه درسی  «پرستار خانواده»، «پرستار انفورماتیک»   و «پرستار قانونی» 
 دبیر بورد پرستاری وزارت بهداشت گفت: تدوین برخی برنامه های درسی جدید کارشناسی ارشد پرستاری ازجمله پرستار خانواده، پرستار انفورماتیک و پرستار قانونی در  کمیته های تخصصی در دست بررسی است.  برنامه درسی «پرستاری سنتی/ مکمل»، «پرستاری قانونی»، «پرستاری انفورماتیک»، «پرستاری سرطان (انکولوژی)»  و «پرستاری تسکینی» نیز در کمیته های تخصصی در دست بررسی است. وی ادامه داد: البته تهیه کوریکولوم آموزشی پرستاری دستگاه گوارش نیز پیشنهاد شده است که در دست بررسی است. دبیر بورد سیاستگذاری پرستاری وزارت بهداشت با بیان اینکه هم اکنون شماری از گرایش های کارشناسی ارشد بالینی پرستاری نیز تصویب و در برخی دانشکده ها در حال اجراست، افزود:«پرســـــتاری مراقبت های ویژه»،  «پرستاری مراقبتهای ویژه نوزادان»، «پرستاری سالمندان»،«پرستاری توانبخشی» و «پرستاری نظامی» از آن جمله است. همچنین مقطع کارشناسی و دکترای پرستاری نیز در مرحله بازنگری است و جلسات کمیته های تخصصی پرستاری و جلساتی نیز با حضور صاحبنظران گروه پزشکی در خصوص بازنگری برنامه درسی پرستاری در مقطع کارشناسی برگزار شده است. 


100هزار پرستار كشور به صورت  قراردادي كار مي‌كنند.
 عضو شوراي عالي نظام پرستاري گفت: به علت به روز نبودن چارت بيمارستان‌هاي كشور، بيش از 100 هزار نفر از پرستاران كشور به صورت قراردادي فعاليت مي‌كنند و از امنيت شغلي برخوردار نيستند ضمن اينكه بايد با اصلاح چارت سازماني بيمارستان‌ها تعداد پرستاران كشور حداقل 3 برابر شود.
 كمبود شديد نيروي پرستار در بيمارستان‌ها مانع از بازنشسته شدن پرستاران مي‌شود و از طرفي با خارج شدن هر پرستار از سيستم درماني تلاش مي‌شود نيروي جوان طرحي جايگزين شود تا موقتاً مرهمي بر زخمشان باشد. وي با بيان اينكه حداقل 3 برابر نيروهاي موجود به پرستار نياز داريم. با وجود افزايش ساخت و احداث بيمارستان‌هاي جديد در كشور، به تناسب آن شاهد افزايش چارت و نيروي انساني مورد نياز نبوده‌ايم. با وجود افزايش تعداد بيمارستان‌ها هيچ تعيير چارتي در بيمارستان‌ها نداشته‌ايم، بنابراين مراكز درماني براي تأمين نيروي انساني ناگزيرند پرستاران را به صورت قراردادي و شركتي جذب كنند. اين در حالي است كه بنابر دستور رئيس جمهوري هر گونه استخدام شركتي در دانشگاه‌ها ممنوع است. وي به وجود بيش از 100هزار نيروي پرستار قراردادي در سراسر كشور اشاره كرد و افزود: اين ميزان نيروي قراردادي به علت نداشتن چارت تشكيلاتي لازم در بيمارستان‌ها است.  عضو شوراي عالي سازمان نظام پرستاري كشور، گفت: هم‌اكنون شمار فراواني از پرستاران نه به علت فرار از كار بلكه به علت نداشتن توان كار متقاضي بازنشستگي پيش از موعد هستند؛ اما با وجود قانون مبني بر بخشودگي خدمت و بازنشستگي پيش از موعد هيچ يك از دانشگاه‌ها به علت كمبود نيروي جايگزين توان اجراي آن را ندارند. با وجود مصوبات قانوني براي بازنشستگي پيش از موعد براي پرستاران، متأسفانه بخشنامه‌هاي صادر شده پس از اين مصوبات مانع از اجراي قانون مي‌شود


:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 60
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر
جناب آقای دکتر محمد عباسی دارای مدرک کارشناسی پرستاری از دانشگاه علوم پزشکی گیلان و مدرک کارشناسی ارشد پرستاری از دانشگاه ایران هستند.همچنین ایشان در حال تحصیل در رشته دکترای پرستاری در دانشگاه تهران هستند. تدریس عملی را در سال 1380 از دانشکده پرستاری و مامایی تهران آغاز کرده اند و مولف چندین کتاب در زمینه پرستاری می باشند.
نشریه بینش پرستار این افتخار را داشت تا به مناسبت روز پرستار با ایشان گفت و گویی داشته باشد.
با ما همراه باشید:
در خانواده شما افرادی هستند که در  زمینه علوم پزشکی فعالیت داشته باشند؟
بلی- همسر بنده پرستار هستند.

زوج پرستار بودن چه مزیت هایی دارد؟
شاید تعامل دو طرفه یکی از مهمترین مزیت هایی باشد که به نظر می رسد بعضی از مسایل بدین شکل در محیط بالین پیش نمی آید.

آیا زوج پرستار بودن رسیدن به اهداف را برایتان هموار کرده است؟
زوج پرستار یک مسئله جدا از رسیدن به هدف است. شاید انسان اهدافی را انتخاب کند که ارتباطی با پرستاری و پرستاری نداشته باشد؛ الزاما زوج پرستار بودن به معنای رسیدن به اهداف نیست.

آیا موافق ازدواج دانشجویی هستید؟
با توجه به اهداف عالیه ازدواج که در دین ما تاکید فراوانی شده است، که هر چه زودتر این امر مهم صورت بگیرد، در صورت اینکه زمینه های آن از هر جهت فراهم باشد امر نیکویی است .

تاثیرگزارترین و بهترین استاد شما چه کسی بوده است؟
بنده بطور کلی از همه اساتید مطالب متنوعی یاد گرفتم و در حال حاضر هم یاد می گیرم. به نظر بنده استاد باید راهنما و مشاور دانشجوی خودش باشد و راه و روش زندگی و کلا اصول کار را یاد بدهد نه اینکه سر ساعت کلاس حاضر شود و فقط مطالب علمی یاد دهد. بهترین استاد بنده همانی بود که راه را به من یاد داد و من فهمیدم که شاید راه را اشتباهی ادامه می دهم.

از یاد گرفتن کدام درس بیشترین لذت رو برده اید؟
کلا بنده کلاس های پرستاری ویژه را بیشتر در دوران کارشناسی دوست داشتم. مثل بقیه های دانشجویان ما که علاقه بیشتری به قلب و عروق  و ویژه دارند. بنده هم این درس ها را بیشتر دوست داشتم و دارم...

کدامیک از مباحثی را که  تاکنون خوانده اید در زندگی شخصیتان بیشترین کاربرد را داشته است؟
بنده همیشه خدمت دانشجویان عزیز هم عرض می کنم پرستاری علمی کاربردی است  و در زمینه های مختلف کاربرد دارد.

چرا از بالین خارج شده و به دانشگاه آمده اید؟
بنده به هیچ عنوان از بالین خارج نشده ام، بلکه تا چند مدت پیش همزمان در هر دو  فعال بودم و اگر فرصتی دست دهد دوباره علاقه دارم در بالین هم حضور داشته باشم.

به کدام بیشتر علاقه دارید؟ بالین یا دانشگاه؟ مراقبت یا تدریس؟
اگر زمینه فعالیت فراهم شود اصلاً بالین با دانشگاه دو معقوله جدا از هم نیستند که یکی را به دیگری ترجیح دهم. زمانی که بالین بودم واقعا لذت می بردم و الان هم که به تدریس مشغول هستم  به هیچ وجه احساس خستگی نمی کنم. هر کدام جذابیت خاص خودش را دارد، درست نیست این ها را جدا از هم در نظر بگیریم.

بزرگترین اتفاق زندگی شما چه بوده است؟
هنوز اتفاق بزرگی رخ نداده. بزرگترین اتفاق زندگی این است که انسان هر روز روی به کمال دارد و در کاروان هستی رو به پیشرفت. یه برنامه در زندگی شخصی ام دارم شاید آن بزرگترین اتفاق زندگی هم خواهد بود اگر خدا بخواهد.

دلیل موفقیت شما در زمینه شغلی و تحصیلی چه بوده است؟چه کسانی به شما کمک کرده اند؟
هنوز بنده خودم را انسان موفقی تلقی نمی کنم. چه در زمینه شغلی و در سایر زمینه ها.

برنامه ای برای آینده دارید؟
برنامه بنده ادامه تحصیل است اگر خدا کمک کند و زمینه فراهم باشد.

به رویاهایی که داشته اید رسیده اید؟
خیر، هنوز نرسیده ام.

آرزوی شما در زمینه شغلی و تحصیلی چیست؟
بنده هم آرزو دارم هر کاری را که انتخاب می کنیم واقعا با جان و دل کار کنیم و به اصطلاح ادای آن کار را در نیاوریم. موفقیت همه
دوستان آرزوی ماست.

فکر میکنید نظر دانشجویان در مورد شما چه باشد؟
بهتر بود از خود دانشجویان پرسیده شود. ان شالله همانی باشد که ما لیاقتش را داریم.



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 60
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر
1.    از شغلتون راضی هستید؟
رضایت مطلق از همه ی جوانب خیر، ولی نیازهای روانی، روحی، اقتصادی و اجتماعی بنده را تا حد مورد نیاز که بشود نفسی کشید، دم و بازدمی انجام داد، قوت لایموتی خورد و علایم حیاتی برقرار باشد برآورده کرده، خدا رو شاکرم آب باریکه ای ایجاد شده...
2.    نظر خانواده تان نسبت به انتخاب شغل و رشته ی تحصیلی شما چه بود؟
قاعدتا انتخاب به مفهوم واقعی در مورد بنده هم مثل بسیاری از افراد جامعه صدق نمی کند، ولی با توجه به شرایط روحی بنده، وقتی که متوجه شدند پرستاری قبول شده ام و می بایست وارد محیط بیمارستان بشوم، ناراحت شدند...
3.    اگر پرستار نمی شدید چه شغلی را انتخاب می کردید؟ 
دوست دارم پرستار بالینی باشم و در کنارش آموزش را هم داشته باشم در غیر این صورت باز هم پرستار بالینی باشم و در کنارش یک کار آزاد هم داشته باشم. نسبت به شغل خاصی علاقه و حسرت ندارم ولی اعتقاد پیدا کردم که شغل آزاد داشتن بهتر از کارمند بودن است ...
4.    یک پرستار باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟ کدام ویژگی از همه مهمتر است؟
دانش علمی، مهارت عملی، اخلاق، نظم و به نظر من مهمترین ویژگی آن است که بتواند همه ی این ویژگی ها را در بالین بیمار به اجرا دربیاورد و اعتماد مردم را نسبت به پرستاری بالا ببرد. جدایی این ویژگی ها پرستار خوب می بایست برای احقاق حقوق فراموش شده اش هم فعالیت کند حداقل در حد اعتراض کلامی ...
5.    آیا رشته پرستاری را به دیگران توصیه می کنید؟
پرستاری در حد مقطع کارشناسی را هم به آقایان و هم به خانم ها بله، مقطع کارشناسی ارشد رو فقط برای آقایان مناسب می دانم، آن هم به شرطی که1) بالین را کنار نگذارند 2)پس از چند سال سابقه ی کار اگر دیدند تناقضی با ماهیت پرستاری دارند،ادامه بدهند. 3)حتماً  مقطع دکترا را مدنظر داشته باشند و یا هدف پرستاری بالینی که هیئت علمی دانشگاه بشوند،ادامه بدهند.
. ولی به نظر من در جامعه و در تمام سطوح، فقر مطلق احساس مسئولیت وجود دارد...
6.به نظر شما کدام یک در پرستار قوی تر باشد؟علم ومهارت ؟ یا معنویت و حس انسان دوستی؟
تصور بنده این است که هر پرستاری که یکی از این ویژگی ها را دارد،ناخودآگاه ویژگی دیگر را در خودش پرورش میدهد و معمولاً پرستار خوب هر دو ویژگی را دارد.ولی باز اگر اصرار دارید یکی از این ها را انتخاب کنم گزینه ی علم و مهارت را ترجیح میدهم.
7.فکر میکنید در مراقبت از بیماران احساس مسئولیت وجود دارد؟
هیچ وقت نباید سعی کنیم همه ی سازمان ها را  بدون خطا و سیستم پرستاری را سرشار از خطا تلقی کنیم، معمولاً دوستان پرستار سعی می کنند  ایرادهای یکدیگر را نشان بدهند و نقاط قوت و قدرت را نبینند، لذا جواب مستقیم به سوال شما نمیدهم
به نظر من پرستاری بیشتر از آن چیزی که به آن بها میدهند در حال حاضرارائه خدمت است و بعنوان خط مقدم درمان خیلی از ضعف های سیستم درمان را پوشش میدهد.
8.دید بیماران را نسبت به پرستار چگونه ارزیابی می کنید؟
سوال سخت و حساسی است .اجازه دهید وارد جزئیات نشوم ولی امیدوارم خودمان این دید را عوض کنیم.
9.فکر می کنید در عرصه ی کار و حرفه چقدر با استانداردها فاصله داریم؟
احتمالاً مثل همه ی رشته ها و حرفه ها فاصله محسوس و معنی داری وجود دارد ...
10. جایگاه پرستاران در کشور ما چگونه است؟
از آنجایی که پرستاران عزیز(یعنی خود ما ) جایگاه درون فردی و درون گروهی مناسبی را برای خودشان طراحی نکرده اند، قاعدتاً کسی دلش برای پرستاری نمی سوزد و جایگاه مناسبی برایشان ایجاد نمی کند، تا وقتی که خودمان برای خودمان احترام قائل نشویم و دنبال حق و حقوقمان نباشیم با فریب " یک شب پرستاری برتر از هفتاد سال عبادت است" حق ما را می خورند و با این شعار که "پرستار اسوه ی صبر و فداکاری است" و باید برای خدا کار کرد نه برای...(اجازه بدهید ادامه ندهم حرف هایی است در دل برای نگفتن!) "خیلی تلخ، خیلی شیرین"، "خیلی دور، خیلی نزدیک"
11. به نظر شما دانشجویان پس از فارغ التحصیلی از مهارت کافی در مراقبت از بیماران برخوردارند؟
به نظر من مثل همه ی رشته های دیگر کمبودهایی احساس می شود ولی جای تعجب و تاسف دارد که به راحتی می شود پرستاران ماهرتری را تحویل داد ولی چون انگیزه ها در جامعه و دانشگاه بیدار نیستند، این چنین مسئله ای عملی نمی شود...
12. کار بالین را بیشتر دوست دارید یا کار آکادمیک در دانشگاه؟
ترجیح میدهم هر دو را داشته باشم ولی اگر باز هم بخواهید یک گزینه را انتخاب کنم ترجیح می دهم پرستار بالین باشم...
13. به نظر شما پرستار نمونه کیست؟
نظر من زیاد مهم نیست، ولی چقدر خوب است به جای مسئولین ، بیماران از پرستار راضی باشند، وقتی از پیششان می روند برایشان دعا کنند ، وقتی می بیننشان خوشحال بشوند (ببخشید خیلی ساده و ابتدایی گفتم) 
14. به عنوان یک پرستار خدوم از مردم و مسئولین چه انتظاری دارید؟
به عنوان یک پرستار از مردم و مسئولین انتظار خاصی ندارم، چون ما خودمان هستیم که به مردم و مسئولین می گوییم چه تصوری از ما داشته باشند و چه برخوردی با ما داشته باشند (از ماست که بر ماست)
15. یک خاطره ی ناب از دوران خدمتتان بفرمایید.
واژه ی ناب قدری جواب دادن را سخت کرده، اجازه بدهید به روش دیگری جواب بدهم
سوال جالب و غم انگیز یک بیمار:" بیمار صد در صد سوختگی:  جایش می ماند؟! "
و "هنوز میکروست باب نشده بود، آمدم آنتی بیوتیک 6 صبح بیمار را بریزم با سرم در حال اتمامش برود، اتاق نسبتا تاریک بود، یک دفعه بیمار از خواب پرید ، متوجه شدم سرم مچاله شده بود نوک سوزن از آن طرف بیرون زده بود و آمپول روی صورت بیمار ریخت."

16 . یک توصیه به مخاطبان بینش پرستار:
از آنجایی که بینش پرستار طیف وسیعی از مخاطبان را دارد شاید اگر بخواهیم یک خواهش کوچک از آن ها داشته باشیم، این باشد که با بینش پرستار همکاری بیشتری داشته باشند، البته خود شما باید پا پیش بگذارید. به عنوان یک مخاطب هم از بینش پرستار خواهش دارم مطالب سیاسی، دینی، فرهنگی، اجتماعی را حذف کند و مطالب علمی و اخبار حرفه ی پرستاری را بیشتر کند، اگر می شد در حد یک پاراگراف هم که شده از آنچه در تحصیلات تکمیلی میگذرد بیاورد تا دانشجویان واقع بینانه تر تصمیم بگیرند. مطالب ساده و کاربردی خیلی زیادی هست که دانشجوها و حتی پرستاران نسبت به آن ها ضعف دارند، شاید بهتر باشد به جای بعضی مطالب نادر و انتزاعی از این مطالب استفاده شود، بینش پرستار باید دنبال اجرای یک همایش علمی دانشجویی هم باشد...


:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 60
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر
من «آقـای دکتر» هستم، هرگاه مادربزرگـم مـرا در روپـوش سفید می بیـند و مدام قربان صدقه ام می رود.

من «کلیه ی پرسنل تـیم درمانی» هستم، هرگاه از بلنـدگو کد 99 اعلام می شود و برای احیـای قلبی ریـوی یک بـیمار می شتابم.

من «کارشناس نرسینـگ» هستم، هرگاه مادرم در مراسم خواستـگاری مـرا به خانواده ی عروس معـرفی می کند.

من «تلاشگـرِ بی منـّت» هستم، هرگاه وزیـر بهداشت در مراسم بزرگداشت روزِ مان، به ایــراد سخنـرانی می پردازد.

من «فرشته ی بهـره مند از پاداش اخروی» هستم، هرگاه بر سر حق و حقـوقم با این و آن می جنـگم.

من «بی غیرت» هستم، هرگاه تصمیـم به ازدواج با یکی از همکارانِ مؤنـث خویش می گیــرم.

من «زنی با لباس سراسر سفید» هستم، هرگاه از بینـندگانِ رسانه ی ملی کشورم می خواهم، حرفـه ام را توصیف کنند.

من «بـرج زهرمار» هستم، هرگاه بعد از یک شیفتِ 24 ساعتـه ی پر کار محل کارم را ترک می کنم و به کسی محـل نمی دهم.

من «آمپول زن»، «پانسمانـچی» و «بخیـه کش» هستم، هرگاه روزانه خدمتِ چندیـن و چند آدم عامی می رسم.

من «نیروی تـازه نفس» هستم، وقـتی مرا برای شروع دوره ی طرحـم به جایی انـتقال می دهنـد که ناجور تریـن بخش یک بـیمارستان است.

 

سعیــد خلیلی زاده 

فارغ التحصیل کارشناسی پرستاری (ورودی 86)


:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 60
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر
 دریادل
آقای 65 ساله با تشخیص پای دیابتی بستری شده بود.دیابت کاملا عروق پا رو درگیر کرده بود و انگشت های پا هم نکروز شده بود. پزشک معالج هم تشخیص داده بود که پای بیمار باید آمپوته (قطع) شود. من داشتم پانسمان پا تعویض میکردم که هدنرس محترم بالا سر بیمار اومد و دست هایش روی شانه های پیرمرد گذاشت و گفت پدر جان الان قراره به اتاق عمل بری حق داری که بدونی دکتر گفته احتمالا ممکنه پاتو قطع کنند مشکلی نداری؟؟پیرمرد با آرامش زاید الوصفی که در چهره داشت گفت نه راضی هستم به رضای خدا. هدنرس دوباره تاکید کرد گفت پدر جان ممکنه حتی تا بالای مچ ،پاتو قطع کنند ایرادی نداره؟؟باز هم با همون آرامش پاسخ داد،گفت نه هرچی خدا بخواد همون میشه راضی هستم به رضای خدا هر کاری که درسته انجام بدید... من فقط با تعجب و بهت تمام به پیرمرد دریا دل نگاه می کردم که با اینکه میدونست قراره پاشو قطع کنند اما با آرامش فقط میگفت:  راضی هستم به رضای خدا. خدایی خیلی دل بزرگی میخواد و ایمان قوی ای ...  مصطفی قزوینیان – دانشجوی کارشناسی پرستاری 89
--------------------------------------------------------------

پرستار مهربانم
خیلی وقت بود از دوستم (خانم پرستار ث) خبری نداشتم، بهش زنگ زدم کمی صداش ناراحت و آمیخته به درد بود؛ تو مطب دکتر بود و گفت بعدا زنگ میزنه... نگرانش شدم زنگ زدم به یکی از دوستان مشترکمون و احوالشو پرسیدم؛ خانم پرستار ل گفت : موقعی که شیفت شب بوده بچه ای موقع خواب غلت میخوره و از تخت  می افته اما قبل از اینکه به زمین برسه می افته رو دستای خانم پرستار ث و از عوارض سقوط از تخت در امان میمونه اما ...  این همون دستی است که موقع احیای مریض ضرب دیده و شکسته بود، البته جان مریض با شکستن دست خانم پرستار ث تضمین شد و حالش خوب شد و مرخص شد.  الان هم همون دست دچار آسیب شدید (تاندونهای مچ دست) شده ...  چند هفته بعد رفتم بیمارستانشون بچه ها میگفتن بعد از فیزیوتراپی هنوز هم کارهای شخصیش رو با سختی زیاد انجام میده و استعلاجی میاره و کسی که همیشه فعال بوده مجبوره خونه بمونه از همه دردناکتر اینکه مسئولین پرستاری میگن چرا نمیاد شیفت بده؟ استعلاجیش مورد قبول نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (مهتا)

-----------------------------------------------------------------------

آیدا
وارد اتاق شدم مثل گروه سنفونیک همه بیماران با دیدن روپوش سفید من شروع به گریه کردن کردند.بیمار من دختر 6 ساله ای به نام آیدا بود .خیلی گریه می کرد و اصلا اجازه نمیداد که سرم برایش وصل کنم.حدود 20 دقیقه با آیدا صحبت می کردم؛ بعد متوجه شدم که قرار بوده که آخر هفته از طرف پیش دبستانی به پارک ارم برود.  من: خاله جان بذار سرمتو بزنم که دوستات میخوان برن پارک تو هم باهاشون بری آیدا: نمیخوام بزنی،من نرم  پیش ممستانی (پیش دبستانی) اونا هم نمیرن پارچ (پارک)  من: خاله جان بذار دارو بزنم که زود زود خوب بشی؛ بعد رفتی پارک با دوستات بازی کنی،تازه آمپول که نمیخوام بزنم...  آیدا: اگه آمپول بهم بزنی من میزنمت ( با گریه ) من: باشه خاله اگه آمپول زدم تو منو بزن.من میخوام زودتر خوب بشی بری پارک  آیدا: آقا جونمم قول داده منو ببره پارچ(پارک) نمیذارم بزنی( گریه و جیغ ) من: خاله مگه نمیخوای بری پارک؟! بذار زودتر خوب بشی رفتی پارک بهت خوش بگذره؛ بری بازی کنی سوار ترن بشی، سورتمه، آبشار، تاب، ماشین و... بعد بری با دوستات پفک ،پشمک ، چیبس  و بستنی بخوری... آیدا: (با فریاد ) من نمیخوام چیپس پفک بخورم، نمیخوام، اصلا بستنی نمیخوام من: چرا خاله جان؟؟ آیدا: چیپس پفک ضرر داره، موشمک (نوشمک) هم رنگ داره، نمیخوام دوباره بستنی (بستری) بشم من:!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دوستم: آبرو پرستار و پرستاریو بردی... من:[نیشخند] به این میگن یک آموزش پرستاری موفق [نیشخند]  بالاخره بعد 25 دقیقه موفق شدم یک سرم وصل کنم. خدایی اگه قرار بود اورست فتح کنم زودتر موفق میشدم. والااااااااااااا  ---------------------------------------------------------------------------
موبایل
گاهی اوقات برای اکثر ما اتفاق افتاده که وقتی سر کلاس نشته ای (بالجبار) واقعا حوصله گوش کردن به سخنان گهربار استاد محترمو نداری (خیلی بده آدم حوصله استاد نداشته باشه) اما چند راه وجود دارد که کمتر خسته بشوی: 1. عاقلانه ترین راه این است اگر غیبت نداری از کلاس بیرون بروی 2. بخوابی 3. با دوستان بلوتوث بازی کنی 4. با هندزفری آهنگ گوش کنی 5. نقطه بازی کنی (البته من این روش توصیه نمیکنم .زخم خورده این روش هستم) 6. ... یک روز من و دوستم به اتفاق حوصله استادو اصلا نداشتیم، احساس میکردیم استاد خیلی صحبت می کند و صحبت هایش اصلا به درد ما نمیخورد.(!!!!) ما هم گزینه گزینه سوم رو انتخاب کردیم .گوشی دوستم  فوق العاده گوشی بی جنبه ای بود، اگر بر روی یک فایل صوتی مدتی کوتاه توقف میکردی به صورت خودکار شروع به پخش موزیک می کرد؛ من هم از این قابلیت گوشی کاملا بی خبر(!!!!) گوشی دوستمو گرفتم و شروع کردم به دیدن عکس ها؛ از آنجایی که شانس بسیار قشنگی دارم به محض اینکه روی یک فایل صوتی رفتم احساس کردم استاد نگاهم می کند مثلا برای اینکه تابلو نشم به نگاه استاد کردم که یکدفعه گوشی با صدای بلند شروع به خوندن کرد:  تویی که عطر نفس هات نفس ماه بریده / خدا مثل تو عزیزم هیچ کس نیافریده .... 
--------------------------------------------------
طفره کم و بیش برای همه ما اتفاق افتاده است که بیمار یا همراهیانش از ما سوالی بپرسند که از جواب دادن به سوال ناتوان و عاجز باشیم. اگر از کنار بیمار بی تفاوت بگذریم اصلا جلوه خوبی ندارد و اگر هم به او بگوییم نمیدانم باز هم زیاد جالب نیست.گاهی اوقات ما از ترفند هایی برای «در رفتن» برای پاسخ دادن به جواب سوال استفاده می کنیم.من و دوستانم هم گاهی از این قاعده مستثنی نیستیم مثلا: من و دوستانم در حیاط بیمارستان بودیم که یکی از همراهیان بیمار جلو دوستم را گرفت و گفت ببخشید خانم اینجا چی نوشته؟؟ دوستم نگاهی به برگه انداخت و از انجایی که پزشک محترم بسیار خوش خط تشریف داشتند، نتوانست بخواند؛ با اعتماد به نفس کامل رو بیمار کرد و گفت ببخشید آقا من اجازه ندارم به شما بگم. مرد بیچاره که از شدت بهت شوکه شده بود پرسید چرا؟؟دوستم هم بدون اینکه خدشه ای به اعتماد به نفس کاذبش وارد کند، گفت چرا نداره دیگه. (بیچاره  فکر کنم، فکر کرده چه مریضی صعب العلاجی داشته....) یکی دیگر از دوستانم نیز مهارت زیادی در پیچاندن بیمارها داشت، هنگامی که سوالی از او میپرسیدند که پاسخ آن را نمیدانست بیمار را بمباران اطلاعاتی مربوط و نامربوط به سوال بیمار می کرد و بحث را به سمتی دیگر سوق میداد... خانم مسنی ، بیمار دوستم بود و به معنای واقعی کلمه دوستم را گیر آورده بود تا می توانست سوال می پرسید؛ دوستم هم هر چه در چنته داشت رو کرد اما دیگر داشت کفگیرش به ته دیگ اطلاعاتش می خورد که با کلی ایما و اشاره طوری که بیمار متوجه نشود به من اشاره کرد که صدایش کنم قیافه ای بسیار دیدنی پیدا کرده بود.حسی درونی به من اجازه نمی داد که این صحنه زیبا را از دست بدهم و اصلا به روی خودم نمی آوردم و گذاشتم بیمار تا جایی که میتواند سوال بپرسد.... (البته دوستم بعداً حسابی از خجالتم در آمد)
خاطرات از حمیده عبداللهی  فارغ التحصیل کارشناسی پرستاری (ورودی 87 آزاد قم)
-----------------------------------------
درس آخر
  تا به نکات درس اول نگاهی می اندازم، نکات درس دوم را فراموش می کنم. و چون درس دوم را هم مرور می کنـم، ریز نکته های درس سوم از ذهن من پر می کشد. بی خیالِ مروز نکته ها و سوالات شده، جزوه و دفـترچه ها را می بندم و منـتظر تقدیری می مانم که با امتـحان سخت استاد مقدر خواهد شد. همیشه انـزجار خاصی از این گونه فضا ها داشتـم. فضای اضطراب آلود آمیخـته با ترس. ترس از امتحان شفاهی، تـرس از افتادن از آخرین کارورزی تـرم. آن هم کارورزی CCU که گـروه های قبل، از امتحان پایان دوره ی استـادش با نام «روز قـتل عام» یاد می کردند. دقایقی بـیش به برگزاری امتـحان نمانده است. رنگ رخساره ی همگروهی ها خبر می دهـد از آشوب و توفان درونـشان. تمام این حالات یک معنی دارد: «تـقلا برای پاس کردن»...      استاد بی هیچ صحبـتی وارد کلاس می شود. مثل همیشه در چشم های عسلی اش نوری از جدیّـت می درخشد. یک صندلی را در کنار تـخته می گذارد و ردیف آخر کلاس را برای نشستنِ خود انـتخاب می کند. دست های گره کرده در میـان روپوش سپید، فـرم زیـبایی به اندامش می دهد. استرس ِبچه های کلاس شعله می گیرد. هرکـدام به یک دیگر صندلی مذکور را نشان می دهند و با اشاره به هم می فهمانند کـه: «این به معنای واقعی کلمه، همان صندلی داغ است!» استاد سخن خود را شروع می کند: «اولیـن داوطلب برای امتحان بـره روی صندلی بشیـنه» همه یکدیگر را نظاره می کنند. با گذشت ثانیه ها هیچ داوطلبی نمی رود روی صندلی بنشیند. روشن بود که توی دل ها چـه خبر است.    از میان جمـع، ناگهان یک نفر دل به  دریا می زند و می رود به سمت صندلی داغ. در دل حلوا حلوایـش می کنم که توانستـه در این وانفسا قلب دوستانـش را نسبتـاً شاد کند! همکلاسی جوانـمرد روی صندلی می نشیند و انـتظار شنیدنِ اولین سوالِ استاد را می کشد. تا این که استاد می گویـد: «حالا برو سر جای اولـت بشیـن!» تا چشم بچه ها از این حرکت او حالتِ گرد به خود می گیرد، ادامه می دهـد: «همین مهم ترین درس امروز بـود...»      ... حال، مدتی از آن خاطره می گذرد. عاقبت نسخه ی کارورزی آن استاد با نمره ی 15 پیچیده شد. اما هر موقع از کنار اتاقش در دانشکده ی پرستاری عبور می کنـم، پژواک صدایش در گوشم می پیچید: «همین مهم ترین درس امروز بـود...» نه تـنها مهم ترین درس برای آن روز کــه برای تک تک دقایق زندگی ِ من و آنـهایی که خواستند یک عمر حرفه ی پر استـرس ِخود را با عشق سپری کنند. اما نمی دانستـند عشق کافی نیست! شاید این درس یک کلیـد طلایی بود برای ورود به دنیای درونی پرستاری و دست یافتـن به این حقیقت که:  «شهامت» مکملِ اصلی عشق است و لازمه ی اصلی پرستاری.  آری... «همین مهم ترین درس امروز بـود...»  سعیــد خلیلی زاده   فارغ التحصیل کارشناسی پرستاری (ورودی 86)
--------------------------------------
از آمپول میترسی؟!
اورژانس چندان شلوغ نبود ولی با تمام این وجود به کادر-که ما بین شان بازار اس ام اس و موبایل داغ بود- گفتم که در امور بیماران اورژانسی باید سریع مثل ، جت اقدام کنند تا کار بیمار زمین نماند . آنقدر این حرف ها رو گفتم که تمامی موبایل ها و اس ام اس بازی ها تعطیل شد. در این اثنا یک بیمار که دستش شدیداً متورم بود به اورژانس آمد و خانم پرستار تریاژ و منشی اورژانس ، بیمار را به عنوان عقرب زدگی پذیرش کردند. خواستم قدرت مانور و عمل خود را نشان دهم رو به پرستاران کردم گفتم بچه ها الان وقت اش است که خودتان را نشان بدهید و دستورات زدن آمپول دگزامتازون، واکسن ضد عقرب، آمپول ضد درد ترامادول و آمپول ضد حساسیت کلرفنیرامین و آمپول ضد کزاز را یک جا صادر کردم . بچه های پرستار یک دفعه غیرتی شدند هر کدام یکی ازآمپول هایی رو که گفته بودم جدا جدا به سرنگ ها کشیدند و بالای سر بیمار رفتند،  من نیز به آنها پیوستم تا این عقرب زده را از نزدیک ببینم . بله دیدم که دست بیمار ورم کرده و بیمار از درد دستش ناله می کند ولی با تمامی این حال ، دیدم که رنگ بیمار مثل گچ سفید شده است.  بچه ها به بیمار گفتند آقا زود بخواب روی تخت تا آمپول هایت را بزنیم . بیمار با ترس و لرز گفت آمپول ، آمپول، کدام آمپول؟ بابا من که چیزیم نشده فقط...   بچه ها نگذاشتند ادامه بدهد وگفتند آقا دراز بکشید که ما وقت نداریم . دکتر گفته تا این آمپول ها را به شما بزنیم تا خدایی نکرده دچار عوارض نشوید . ما نه از شما دفترچه ای خواستیم و نه گفتیم برو قبض و دارو بگیر، این کارها را گفتیم، که بعد میتوانی انجام بدهی پس می بینی که به نفع شما کار می کنیم . . . بیمار که اشکهایش در آمده بود، گفت بابا من اومدم فقط عکس دست  از من بگیرن، من که چیزیم نیست مگه قبل عکس گرفتن این همه آمپول می زنند!!!!! یکی از پرستارها گفت راستشو بگو از آمپول میترسی نه ؟! متاسفانه چون تو را عقرب زده ما مجبوریم به خاطر سلامتی شما این آمپول ها را تزریق کنیم، حالا دیگه پسر خوبی باش و دراز بکش تا آمپول هایت را بزنیم .مریض که دیگر اشک ریختنش به گریه بلند تبدیل شده بود گفت بابا منو عقرب نزده من از درخت افتادم و دستم دچار ضربه شده و تورم اونم بخاطر افتادن از درخته ؛ ترسیدم که شکسته باشه، برای اطمینان اومدم که از دستم عکس بگیرن ! حالا که میبینم قبل عکس گرفتن این همه آمپول باید بزنم !! از خیرش گذشتم، خداحافظ .... بیمار که بلند شد برود ، من تازه به اشتباه خود و دیگر پرستاران مخصوصا اشتباه پرستار تریاژاورژانس پی بردم و بعد از پوزش از بیمار بخاطر اشتباهمان ، او را از نزدیک معاینه و به گرافی ساعد دست فرستادم . و به این نتیجه رسیدم که در اورژانس سرعت عمل مهم است ولی دقت و معاینه از نزدیک و عدم اطمینان کامل به گفته اطرافیان مهم تر است.  ع. شریفی مقدم
-------------------------------
خاطره ای از کارآموزی
با صدای مامانم از خواب بیدار شدم: "پاشو پسر، باز دیرت میشه ها" چشامو که باز کردم به اولین چیزی که نگاه کردم ساعت بود: 7:15 یه لحظه ترسیدم. یاد حرف دیروز استادمون افتادم که بهم گفت:  "اگه یه بار دیگه دیر بیای یا حتی یه دقیقه تاخیر داشته باشی کل واحدو حذفت میکنم" استاد خیلی سخت گیریه. 3 هفته هم باهاش داریم. همه باید راس ساعت 7:30 آماده تو بخش باشن. منم اصلا دوس ندارم 9ترمه شم. سریع از جام پریدم و لباسامو پوشیدم. کیفمو برداشتمو کاملا NPO از خونه زدم بیرون! همچین تا سرکوچمون دویدم که هرکی منو میدید یاد بازی دیشب رئال و استارت های کریس رونالدو می افتاد! خلاصه رسیدم و از شانس خوبم به اولین تاکسی که گفتم " دربست بهشتی"؛ نگهداشت. بدون چک و چونه سوار شدم. راننده پرسید:"بیمارستان بهشتی دیگه؟" گفتم:"بله اگه میشه یکم سریعتر".  نگام به ساعت روی داشبورد افتاد: 7:23 کلی استرس داشتم. به این فکرکردم که بیشتر وقتا استاد ساعت 7:35 میومد تو بخش، همین 5دقیقه یکم بهم آرامش داد! رسیدیم. ساعت دقیقا 7:30 بود. کرایه رو دادم و با سرعت دویدم داخل بیمارستان. دیگه سمت پاویون نرفتم و مستقیم رفتم داخل آسانسور و دکمه طبقه 4 رو زدم. تو همون آسانسور روپوشمو از کیف درآوردم و پوشیدم! در آسانسور که باز شد و تابلوی داخلی مردان رو که دیدم یه نفس راحت کشیدم. کیفمو گذاشتم تو قفسه ای که بیرون بخش هست و خودم رفتم داخل. ساعت7:35 بود. ولی خبری از بچه ها نبود! تریتمنت و استیشن و همه اتاقارو نگاه کردم، نه خبری از استاد بود نه بچه ها! با خودم گفتم شاید هنوز نیومدن، شاید تو پاویونن، شاید تاکسی گیرشون نیومده، ولی... ولی فلانی که همیشه7:25 تو بخشه! (فلانی از بچه های خییییلی درسخون کلاسه) خلاصه تو همین فکرا بودم که گوشیم زنگ خورد. اِ خود فلانی بود! چه حلال زادس. جواب دادم: -    سلام. چطوری فلانی؟ پس کجایی؟ -    سلام. تو کجایی؟ بیا دیگه... میخای امروزم مثل دیروز حالت گرفته شه؟!! بدو بیا. منتظرته. خدافظ ! ! اوه اوه . . . تازه فهمیدم چی شده! امروز سه شنبه بود و باید میرفتم نکویی...!!!
علی کبیری پور
-----------------------------------------------------------

در عصر روز هشتم محرم بنده در بخش سوختگی بیمارستان نکویی شیفت بودم و در استیشن پرستاری نشسته بودم که دیدم یکی از بیماران بستری در بخش که آقایی حدودا شصت ساله بود و خالکوبی هایی نیز بر روی بدنش داشت از سمت سالن ملاقات وارد بخش شده و در حال عبور از جلوی استیشن بود.یه ماشین ریش تراشی هم دستش بود. بهش گفتم که "این چیه دستته؟؟!!". گفت:"هیچی،میخوام یه صفایی به صورتم بدم". من در حالیکه لب خود را گاز گرفته بودم با تعجب پرسیدم"شب تاسوعا؟".او سکوت کرد و به سمت اتاقش رفت ...
حدود لحظه بعد دیدم که با عجله از جلوی استیشن رد شد و به سمت سالن ملاقات داره میره.صدایش زدم و گفتم:"کجا با این عجله؟". در حالی که به سمت در خروجی می رفت گفت:" داداش حرفت خیلی روی من تاثیر گذاشت؛ پشیمون شدم و میخوام این ماشین ریش تراشی رو بدم همرام ببره تا نرفته ...".
نتیجه اخلاقی: بیماران به رفتار و گفتار پرستاران خیلی اهمیت می دهند و صحبت های پرستار تاثیر زیادی بر روی بیمار می گذارد. پرستار بایستی از این فرصت استفاده کرده و نکات آموزنده به بیمار آموزش دهد و در زمینه های بهداشتی-درمانی وهمچنین موضوعات دیگر مثل مسایل اعتقادی ،تربیتی ،اجتماعی و  ... راهنما ، مشاور و الگوی خوبی برای بیمار باشد.
خاطره از: ثاراله شجاعی (دانشجوی دکترای آموزش بهداشت وارتقاء سلامت، فارغ التحصیل پرستاری از دانشگاه علوم پزشکی قم)
----------------------------------
در دوران تحصیلم دریکی از کارآموزی ها در بیمارستان کامکار بودم که یه پیرمرده اومد بهم گفت: یه سری دارو که دکتر اورژانس برام نوشته رو الان از دارو خونه گرفتم، بی زحمت ببینین درسته؟ نسخه شو نگاه کردم و گفتم: داروهاتون درسته اما از این قرص یه بسته بهتون کم داده. دست مشت کرده شو باز کرد و بسته قرصو از توش درآورد و گفت: آفرین!!!!
محمدحسین یزدانی پناه – فوق لیسانس پرستاری داخلی جراحی
--------------------------------------------

با دوستم فاطمه از استاد اجازه گرفتیم که همراه مریض بریم اتاق عمل تا نحوه سزارین شدن رو ببینیم.بعد از اینکه سزارین تموم شد، اولین نفری که از اتاق خارج شد من بودم (متاسفانه ماسکی رو که زده بودم هم گره اش باز نمیشد و نمیتونستم درش بیارم).
همینکه اومدم بیرون یهو همه واسم بلند شدن و خسته نباشید گفتن (طفلکی ها فکر کردن من جراحی کردم!)....
 منو میگی، چشمام 4 تا شده بود ( نمیتونستم تحمل کنم نخندم ،خیلی سخت بود، فک کنم یه ذره بیشتر طول میکشید، لو میرفتم).
به مرده گفتم:خانومه شما بودن؟! اونم گفت:"بعله"
منم کم نیووردم و گفتم: حال مادر و بچه خوبه... و سریع جیم فنگ شدم...
Zeinab


:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 60
مسابقه
 
 
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر
1.از عوامل اصلی خطرزایی بیمار آرترواسکلروز عروق کرونر، کدام است؟
1.تیپ شخصیتی          2.سبک زندگی با فعالیت بدنی کم            3.مصرف سیگار            4.مصرف قرص ضد بارداری

2. مناسب ترین پوزیشن برای بیمار پریکاردی، جهت کاهش درد و برقراری راحتی کدام است؟
1.خوابیده به پشت          2. نشسته کمی خمیده به جلو          3. خوابیده به پهلو           4. حالت نیمه نشسته
 
3. به علت محدودیت زمانی در زمان ایست قلبی- تنفسی، کدام دارو را می توان از طریق لوله تراشه به بیمار داد؟
1.لیدوکایین            2.اپی نفرین            3.مورفین            4.نیفدیپین

4. شایعترین تشخیص پرستاری در بیمار، قبل از عمل جراحی قلب کدام مورد زیر است؟
1.کاهش برون ده قلب            2.کمبود آگاهی            3.اضطراب            4.عدم تحمل فعالیت

5. بیماری درCCU به دلیل انفارکتوس میوکارد بستری می باشد، ناگهان دچار افزایش CVP شده است، اقدام مناسب پرستاری کدام است؟
1. دادن مایعات بیشتر به بیمار            2.دادن داروهای وازوپرسور به بیمار           3. قراردادن بیمار در وضعیت خوابیده به پشت            4. دادن دیورتیک به بیمار و کاهش حجم مایعات

6. مهمترین اقدام مراقبتی از بیماری که تحت ترومبولیتیک تراپی (استرپتوکیناز) قرار دارد، کدام است؟
1.کنترل درجه حرارت و کاهش تب            2.کنترل و پیشگیری از خونریزی            3.اکسیژن تراپی و پوزیشن مناسب          4.آماده سازی پروتامین سولفات

7. از نقطه نظر پرستاری بهترین مداخله ی مراقبتی بعد از بروزMI کدام مورد زیر است؟
1.کنترل رگ و اکسیژن تراپی            2.CV/S و شروع ترومبولیتیک تراپی            3.کنترل ؟؟؟ و ارسال نمونه خون به آزمایشگاه           4.استراحت مطلق و آرامش دادن

8. در حین انجامCPR پزشک دستور تزریق 1 میلی گرم آدرنالین (یک در هزار با حجم 1 میلی لیتر) را صادر می کند. شما به عنوان پرستار چه مقدار از دارو را تزریق می کنید؟
1.نصف آمپول            2.تمام آمپول            3.یک دهم آمپول            4.یک هزارم آمپول

9. علائمی چون برجستگی پیشانی، چشم منگولی، بینی پهن و افزایش فاصله چشم ها، از ویژگی های کدام بیماری خونی می باشد؟
1.تالاسمی ماژور            2.آنمی داسی شکل            3.فقرآهن            4.آنمی پرنشیوز

10. به منظور انفوزیون 100 میکروگرم نیتروگلیسرین (5 میلی گرم در 100 میلی لیتر میکروست)، چند قطره میکروست در دقیقه تنظیم می نماید؟
1. 18 قطره            2. 6 قطره            3. 60 قطره            4. 12 قطره 

11. از نظر پرستاری، کدام عامل زیر می تواند در بروز بحران آنمی داسی شکل مؤثر باشد و باید به همراه بیمار آموزش داده شود؟
1.مصرف مایعات زیاد و محرک            2. فعالیت و بازی با همسالان          3. بی حرکتی و کم آبی            4. تب و کم آبی

12. در حین CPR ، کنترل نبض....... از اهمیت بیشتری برخوردار است؟  
1.فمورال             2.رادیال            3. بازویی             4. کاروتید   

13. در کدام مورد زیر ، تزریق ترومبولیتیک در MI کنتراندیکاسیون مطلق دارد؟
1.سابقه ی زخم اثتی عشر            2.دورهی خونریزی قاعدگی             3. CPR که بیش از 10 دقیقه طول کشیده باشد           4.سابقه ی سکته مغزی در یک سال اخیر 
14. آقای 48 ساله که به علت HTN  تحت درمان می باشد، اخیرا دچار ژنیکوماستی شده است. عارضه ی فوق مربوط به مصرف کدامیک از دارو های زیر است؟
1. هیدروکلروتیازید            2. فروزماید            3.اسپیرونولاکتون            4. تریامترن H

15. علت بیشترین صدمات وارده بر سیستم گوارش پس از شیمی درمانی کدام مورد زیر است؟
1.رشد سریع سلول های اپی تلیال            2.مصرف غالب داروها از راه خوراکی            3. بی اشتهایی ناشی از پیشرفت بیماری    4. اختلال آب و الکترولیت ها

16. دارویی که نمی توان از طریق TPNتزریق کرد و باید از طریق ورید محیطی تزریق شود، کدام است؟
1.کلسیم            2.انسولین            3.دیگوکسین            4.بی کربنات سدیم     

17.چنانچه در حین شستشوی کلستومی، بیمار علائم درد و کرامپ شکمی را اظهار نماید:
1.جریان شستشو را قطع می کنیم            2.جریان مایع شستشو را بیشتر می کنیم             3.جریان مایه شستشو را کم می کنیم   4.مایع وارد شده را تخلیه می کنیم 
18. مناسب ترین وضعیت برای بعد از جراحی گاسترکتومی چیست؟
1.Supine            2.Fowler           3.Flat          4.Lateral

19. به منظور پیشگیری از تورم لنفاوی دست پس از درمان سرطان پستان، کدام مورد صحیح است؟ 
1.استفاده از حمام سونا          2.استفاده از ورزش مناسب            3.استفاده از حرکات چرخشی ناگهانی            4.محدودیت مصرف مایعات 

20. در تزریق فراوان مایعات وریدی که حاوی الکترولیت نیستند، (از قبیل سرم قندی5%)، احتمال اختلال در کدام الکترولیت بیشتر است؟
1. پتاسیم            2.سدیم            3.کلسیم            4.فسفر 


طراحی: سعید شاهی- دانشجوی کارشناسی پرستاری89



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 60
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر
تاجر عشقیم وکالای وفا داریم ما                             اصلا ای اهل عالم کیمیا داریم ما
بارش مهریم بر درمانده ها و دردمند                          چشم یکسانی بر فقر و غنا داریم ما
سرو ایستاده بپائیم تا بخوابد مهر وماه                     چشم ما نرگس ندارد، ادعا داریم ما
شام تاریک است و درد سنگین و ما درد آشنا                   اندر آن تاریکی ظلمت خدا داریم ما
با صدای پای ما، خورشید برخیزد زخواب                          با نماز صبح بیماران، صفا داریم ما
مونس ما آه یلدا و حدیث درد و رنج                              همنشینی با نوای بینوا داریم ما
پای هرتختی دمی درد دلی باید شنید                      گوش عادت کرده ای با لهجه ها داریم ما
نیستی ای دوست تا اشکش ببینی در سپاس                 ما چنین دردانه را اشک خدا داریم ما
این سجایا را پرستار از برای خود نگفت                 این اقلی بود درتقدیر ایشان که رجاء داریم ما
    

شبتاب همدانی



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 60
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر
     سلام و درود بی پایان خدمت شما دوستان و همراهان همیشگی "بینش پرستار"
سرآغاز سخن را با نام و یاد خداوندی زینت می دهم که موهبت ارزشمندِ اندیشه و اندیشیدن را به انسان ارزانی داشت.
انسان به پشتوانه همین موهبت است که مسیر تکامل خویش را از لابه لای راه های مبهم و پرپیچ و خم جهل دریافت و آن را با چراغ معرفت و دانش روشن گرداند.
پس بکوشیم تلاشمان بر این باشد که زیباترین و با ارزش ترین نقش های زندگی را به درگاه معبودمان هدیه نماییم و زیبایی های او را به قلب کوچکمان بسپاریم تا با هر تپش به یادش باشیم.
بیایید با خود عهد ببندیم که در دریای آگاهی و دانش غرق شویم و هیچ گاه عشق ، ایثار و فداکاری را فراموش نکنیم که آدمی ، انسانیت خود را وام دار این سه عنصر الهی است.
در پایان لازم است، از اقبال و اهتمام اساتید محترم و دوستان علاقه مندی که تامین کننده مطالب این فصلنامه بودند تقدیر و تشکر شود، که به راستی بدون همراهی این عزیزان تهیه این نشریه امکان پذیر نبود.
ما را از نظرتان مطلع کنید، با ما در ارتباط باشید ، حضور ما با شما معنا پیدا میکند.                                   



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 59
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر
در واقع آموزش بالینی فرصتی را برای دانشجویان فراهم می سازد تا دانش نظری را به مهارت های ذهنی و روانی متنوع که جهت مراقبت از بیماران ضروری است تبدیل کنند.
ارتقای کیفیت آموزش بالینی مستلزم بررسی مستمر وضعیت موجود ، شناخت نقاط قوت و اصلاح نقاط ضعف است. همچنین ابتدایی ترین شرط برای کارآمد کردن واحدهای کارآموزی این است که مراکزی که کارآموزان را می پذیرند آنها را جدی بگیرند و برای دانشجو این مسئله را یادآور شوند که برای رفع تکلیف و کسب نمره به کارآموزی نیامده اند و مهارت های به دست آمده تاثیر حیاتی بر پرستار شدن آن ها دارد.
در این شماره با یاری استاد ارجمند جناب آقای احمدی به بررسی برخی از مشکلات دانشجویان در کارآموزی ها پرداختیم و سعی کردیم با کمک ایشان برای حل این چالش ها چاره ای بیندیشیم.
با ما همراه باشید:
از مهم ترین و اساسی ترین مشکلات، عدم دسترسی به امکانات رفاهی و عدم وجود زمینه علمی مناسب در بخش هاست و از طرفی فقدان بخش های تخصصی در بیمارستان ها باعث می شود تا دانشجویان نتوانند بیماران مربوط به دوره مورد نظر را ارزیابی کنند؛ لذا اگر آموزش همراه با بیمار مورد نظر صورت پذیرد مطلوب تر است. همچنین دانشکده می تواند با تدوین برنامه هایی از بیمارستان های نزدیک استان کمک بگیرد تا کارآموزان هر نوع بیماری را ارزیابی کنند و آموزش ببینند.
متاسفانه دانشجویان پرستاری از جایگاه مطلوبی برخوردار نمی باشند و این مسئله در دوران کارورزی پررنگ تر می شود. آقای احمدی نیز افزودند: عدم وجود یک منبع حمایتی از دانشجویان باعث می شود در صورت بروز کوچکترین اشتباهی متهم ردیف اول دانشجوی پرستاری باشد (انگشت اتهام به سمت دانشجوی پرستاری باشد!!!) و این امر باعث کم شدن اعتماد به نفس درانجام امور شود. در صورتی که اگر از دانشجویان پرستاری به اندازه دیگر گروه ها حمایت شود چنین مشکلاتی را نخواهیم داشت.
گاهی فراموش می شود که دانشجو به چه منظور در بخش است و از او انتظار انجام اقدامات ساده و پیش و پا افتاده ای می شود که خود پرسنل کمتر راغب به انجام آن می باشد؛ در صورتی که هدف از کارآموزی انجام دادن اقداماتی است که دانشجو در انجام آنها مهارت لازم را کسب ننموده و نه انجام کارهای ساده و تا حدودی خسته کننده!!! در این باره آقای احمدی چند نکته را متذکر شدند:
*هیچ ارتباطی بین  اساتید هیئت علمی و آموزش  مراکز درمانی وجود ندارد که اگر اشتباهی در پروسیجرها توسط پرسنل مشاهده شود  و یا اگر اختلاف در  دانش تئوری و عملی در مرکز وجود داشت هم اندیشی شود و علت آن برطرف گردد.
*سوپروایزهای آموزشی در مراکز درمانی با اهداف آموزشی دانشکده ها آشنایی ندارند و نمی توانند همکاری مطلوبی با دانشجویان و مربی مربوطه داشته باشند.
*از مشکلات دیگر میتوان به کمبود اعضای هیئت علمی در دانشکده و تعداد بالای دانشجویان درهر گروه اشاره کرد که کیفیت آموزش و بهره وری دانشجو را پایین می آورد. تعداد بالای دانشجویان در هر گروه باعث می شود مربی  گروه را به دو گروه کوچکتر تقسیم کرده و هریک را در بخشی خاص مستقر سازد که این امر فشار کاری مربی را بیشتر کرده و نظارت او بر کار دانشجویان کمتر شده و از کیفیت آموزش می کاهد.
ایشان نیز به برخی از مشکلات اشاره کردند که به آنها می پردازیم:
نبودن  یک محتوای آموزشی واحد در کارموزی ها از دیگر مسائل است.در هر کارآموزی باید اهداف مشخص بوده و مربی بر اساس آن برنامه ریزی کند که اخیرا تا حدودی اهداف را مشخص می سازد. همچنین مدت کارآموزی ها در بعضی موضوعات کم است، بعضی از موارد وسعت یادگیری بیشتری دارند و در مدت 9 روز زمان کافی در اختیار مربی وجود ندارد تا آموزش جامع و کاملی را بتواند به دانشجویان ارائه دهد.

آموزش فرهنگ دانشجویی به دانشجویان نباید فراموش شود این که دانشجو باید در چه مسیری حرکت کند دانشجویان هدفمند شناسایی شوند و برنامه خاصی برای آنها تعیین شود، تا در مسیر آموزشی صحیح قرارگیرند، این مهم با برگزاری کرسی های آزاد اندیشی و انجام مشاوره های بیشتر امکان پذیر خواهد بود تا دانشجویان در مسیر موفقیت گام بردارند.

نسرین رحمانی/پرستاری89



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 59
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر
این اولین بار نیست که خطر مهاجرت پرستاران هشدار داده می شود.
مهاجرت پرستاران کشور برای کار در خارج از کشور، در سال های اخیر افزایش یافته است؛ تا جایی که چندی پیش رئیس هیئت مدیره انجمن کاریابی های بین المللی از مهاجرت 2000 پرستار ایرانی فقط به به کشور ترکیه در سال 90 خبر داد.(1)
این در حالی است که هیچ عدد و رقمی از این مهاجرت ها معلوم نیست ، چون مسیرهای مهاجرت پرستاران تنها به مراکز کاریابی ختم نمی شود و تقریباً اکثر ایشان شخصاً برای رفتن اقدام می کنند.از بین کشورهایی که پرستاران ایرانی را جذب می کنند کانادا با 47 درصد، امارات متحده عربی با 33 درصد بیشترین آمار را در این زمینه به خود اختصاص داده اند(2). استرالیا، آمریکا و انگلیس به ترتیب از کشورهایی هستند که شرایط خوبی را برای اشتغال پرستاران ایرانی فراهم کرده اند و لذا پرستاران مایل هستند برای کار به این کشورها مهاجرت کنند.
پرستاری تنها رشته گروه پزشکی محسوب می شود که به گفته مسئولان، بیکاری ندارد. در واقع حتی به رغم زیاد بودن تعداد فارغ التحصیلان این رشته (چه از دانشگاه های دولتی و چه از دانشگاه های آزاد)، اغلب ایشان در بیمارستان ها و مراکز دولتی و خصوصی جذب می شوند؛ البته شاید این اتفاق از نگاه پرستاران یک حُسن محسوب نشود چرا که بیکار نبودن آنها به دلیل سختی کار آنها است. اغلب فارغ التحصیلان رشته پرستاری بین کار کردن در این شغل به همراه تمام سختی ها و استرس و پرداخت های کم، بیکار بودن یا کار در سایر مشاغل را بیشتر ترجیح می دهند.
علت مهاجرت پرستاران نیز به نوعی به همین دلایل بر می گردد؛ مثلاً متوسط حقوق یک پرستار در کشور در بهترین حالت، حدود 400 دلار است، اما همین میزان در کشورهای پیشرفته حدود 4000 دلار است. علاوه بر این اختلاف  ده برابری در میزان حقوق، سختی کار پرستاران نیز در ایران بیشتر است، چون در مراکز بیمارستانی ما به دلیل کمبود نیروی پرستار بطور میانگین به ازای هر 10 تا 12 تخت بیمارستانی، یک پرستار مشغول به کار است؛ در حالیکه در کشورهای پیشرفته یک پرستار تنها مسئول چهار تخت است و در شیفت کاری اش مسئولیت بیش از چهار بیمار را ندارد. (3)
جدا از مشکلات مالی پرستاران و سختی های این حرفه که میتوان گفت در مورد آن اتفاق نظر وجود دارد، یکی دیگر از عوامل مهم در مهاجرت پرستاران را میتوان منزلت و شأن اجتماعی این حرفه در کشورهای مقصد دانست. مثلاً در کشوری مانند کانادا، پرستاران از نظر منزلت اجتماعی در رده شهروندان درجه اول  اجتماع محسوب میشوند و در تیم درمان ، کار آنها از تشخیص پزشکان هم مهم تر است، در حالیکه همه ی ما می دانیم هرگونه اظهار نظر پرستاران در تیم درمانِ بیمارستانهای داخلی از طرف برخی پزشکان نوعی مداخله محسوب می شود. متأسفانه شأن حرفه پرستاری در داخل کشور به شدت تحت تأثیر حرفه پزشکی قرار گرفته است و پرستاری را تنها مجری دستورات پزشک تعریف کرده اند.
با این تفاسیر نه تنها می توان افزایش مهاجرت پرستاران را پذیرفت بلکه حتی می توان به آنها حق هم داد که برای فشار کاری کمتر و درآمد بیشتر به مهاجرت تن دهند. برای کسانی که شغل آنها جزء سخت ترین مشاغل به حساب می آید، داشتن  تسهیلات و مزایای جانبی میتواند انگیزه و مشوق خوبی باشد تا سختی ها را تحمل کنند و حرفه ای را که با علاقه به آن وارد شده اند، ترک نکنند و یا کشورهای دیگر را برای انجام آن انتخاب نکنند. که این امر، توجه بیشتر مسئولان مربوطه را می طلبد، لذا جا دارد یادآوری کنیم کلام رهبرمان را در جمع پرستاران؛که خطاب به مسئولین گفتند:
"اما نکته اي که به مسؤلان عرض مي کنم اين است که مسؤلان ذيربط  باید براي اين شغل يک باب جداگانه و تازه اي باز کنند. مسأله ي استخدام، مسأله ي آموزش در حين خدمت، استراحت دادن به قشر پرستار، موضوعاتي است که در ماهيت کار پرستاری اثر مي گذارد. اگر نقش پرستار اين قدر مهم است - که هست - پس پرستار خسته، پرستار از کار مانده، پرستار چند نوبت کاري پشت سر هم کار کرده ي از روي ناچاري، ديگر نمي تواند اين نقش را ايفا کند. پرستاری که با دل زدگي و بي حوصلگي و خستگي بخواهد کار کند و راضي از کار خود نباشد، ديگر نمي تواند اين نقش را ايفا کند. پرستار بايد با نشاط، سرحال، آماده و شائق به خدمت باشد و امکانات و مقدمات اين مسائل را بايد مسؤلان فراهم کنند." (4)
نباید از نظر دور داشت که پرستاری که برای کار در کشورهای توسعه یافته پذیرفته میشود، باید از تجربه کاری و دانش بالایی برخوردار باشد و به زبان انگلیسی هم آشنایی داشته باشد؛ به بیانی بهتر، ان دسته از پرستاران ایرانی مهاجرت می کنند که در رده بهترین ها هستند و سالها در بیمارستانهای تجربه کسب کرده اند.
حقوق و مزایای مالی کم، سختی کار ، شأن و منزلتی که در خور نام این حرفه نیست و شرایط شغلی و منزلت مطلوب این حرفه در خارج از کشور (که میتوان نمونه آن را در سریال پرستاران دید) باعث شده است تا آن دسته از پرستارانی که توانایی بالایی دارند، ترجیح دهند از بیمارانی مراقبت کنند که اگرچه هم زبان انها نیستند اما گویا جامعه ی آنها قدر زحمات آنها را بهتر می داند.


1.    به نقل از مهرداد ایوبی؛ رئیس هیئت مدیره انجمن کاریابی های بین المللی
2.    به نقل از جام جم آنلاین
3.    به نقل از شریفی مقدم؛ دبیر کل خانه پرستار
4.    بيانات مقام معظم رهبری در ديدار با جمعي از پرستاران - تیرماه 1383


مصطفی قزوینیان



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 59
تاريخ :  جمعه یازدهم اسفند 1391
نويسنده :  دبیر
اظهارات دانشجوها را جدى بگيرید
گزیده ای از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان – مردادماه 91


1.    من به مسئولين سفارش ميكنم كه در جلسات دانشجوئى شركت كنند؛ بيايند، بشنوند از دانشجوها، و بگويند به دانشجوها.
2.    يكى از چيزهائى كه ما از دانشجوها توقع داشتيم و اين به طور طبيعى در دانشگاه و در محيط جوان وجود دارد و بنده هم اصرار داشتم كه اين حالت در دانشگاه زنده بماند، مسئله‌ى آرمان‌گرائى است. آرمان‌گرائى، هم در سياست، هم در همه‌ى صحنه‌هاى ديگر - مثل آرمان‌گرائى در علم - بايد مورد توجه باشد. آرمان‌گرائى در علم، يعنى در زمينه‌ى مسائل علمى بايد دنبال قله بود؛ كه اين، توجه شما را به درس خواندن و خوب درس خواندن بايد نتيجه بدهد. من به شما عرض بكنم؛ امروز درس خواندن، علم‌آموزى، پژوهش و جديت در كار اصلى دانشجوئى، يك جهاد است.
3.    حضور فيزيكى و فكرى در مسائل عمومى كشور از سوى مجموعه‌ى دانشجوئى حتماً لازم است. با همين رسانه‌هاى دانشجوئى، با اجتماعات دانشجوئى، با اظهاراتى كه اينجا و امثال اينجا ممكن است بكنيد، با ارائه‌ى نظراتتان به دستگاه‌هاى ذى‌ربط و وزارت هاى مربوط - اگر اهل اقتصاديد، به دستگاه‌هاى اقتصادى؛ اگر اهل مسائل فرهنگى هستيد، به دستگاه‌هاى فرهنگى نامه بنويسيد، پيشنهاد بدهيد، نظر بدهيد، اعلام موضع كنيد.
4.    من اعتقاد ندارم كه نبايد انتقاد كرد؛ اتفاقاً اصرار دارم بر اين كه جريان دانشجوئى و جنبش دانشجوئى موضع انتقادى خودش را حتماً حفظ كند. به‌هيچ‌وجه توصيه‌ى ما اين نيست كه شما انتقاد نكنيد. خب، چه كار كنيم كه اين انتقاد، تكميل كننده‌ى پازل دشمن نباشد؟ روى اين مسئله فكر كنيد. نه اينكه بگوئيم تكميل پازل دشمن كه يك امر منفى است، با لزوم انتقاد كه يك امر مثبت است، منافات دارد؛ نه، خب خود شما هم گفتيد؛ من انتقاد كردم، در همه‌ى دنيا نقل هم شد؛ اما هيچ كس در دنيا ادعا نخواهد كرد كه فلانى عليه نظام اسلامى يا فرض كنيد كه عليه تشكيلات مديريت اجرائى يا تقنينى كشور دارد اقدام ميكند. خب، شما هم همين جور انتقاد كنيد.

5.    مطلب دیگر ، مسئله‌ى سايت ها و وبلاگ ها و برخوردى است كه در محيط دانشجوئى با اين ها ميشود. من اتفاقاً اخيراً يك گزارشى در اين زمينه خواستم و دريافت هم كردم. البته نهادهای ذی ربط  قاعدتاً استدلالهائى دارد؛ كه اگر چنانچه بيايند در جلسات جوان ها و دانشجوها شركت كنند و بشنوند و بگويند، احتمالاً بعضى از سؤالها پاسخ داده خواهد شد؛ ليكن من هم عقيده‌ام همين است كه در قبال اظهارنظرِ احياناً قدرى تند يك جوان دانشجو خيلى نبايد حساسيت وجود داشته باشد. فرق است بين آن كسى كه با نظام مخالف است، با نظام معارض است، قصد دشمنى دارد، قصد عناد دارد، با آن كسى كه نه، از روى احساسات يك مطلبى را بيان ميكند؛ ولو ممكن است آن مطلب درست نباشد، یا به نحوی بیان کند که من هم نپسندم،؛ ولى برخورد با اين جوان ها نبايد خيلى برخورد خشن و تند و آنجورى باشد.

6.    در مسئله‌ى اخلاق، اين نكته را عرض متذکر می شوم که از قول به غير علم، از غيبت، از تهمت پرهيز کنید. من خواهش ميكنم شما جوان هاى عزيز به اين مسئله اهتمام بورزيد. همين طور كه در زمينه‌هاى مختلف اهتمام به طهارت عملى داريد - به نماز اهتمام داريد، به روزه اهتمام داريد، به پرهيز از تعرض هاى جنسى اهتمام داريد - به اين مسئله هم اهتمام داشته باشيد.

7.    عزيزان من! سقف معرفت خودتان را، سايت هاى سياسى و اوراق روزنامه‌ها و پرسه زدن در سايتهاى گوناگون قرار ندهيد؛ سقف معرفت شما اينها نيست ؛ با قرآن، با نوشته های مرحوم شهيد مطهرى، با نوشته های فضلاى بزرگى كه خوشبختانه امروز در حوزه‌هاى علميه حضور دارند، آشنا شويد. امروز فضلاى جوانى در حوزه‌هاى علميه هستند كه ميتوانند در اين قسمت به مجموعه‌ى جوان هاى دانشگاهى يارى بدهند.

8.    من عقيده‌ام اين است كه شما جوان ها همچنان كه در نيروى جسمانى بر ما پيرمردها فائق هستيد، در نيروى اراده و توانائىِ تسلط بر نفس هم بهتر از مائيد. جوان اگر چنانچه همت كند، انگيزه داشته باشد و بخواهد عمل كند، در زمينه‌هاى معنوى و روحى و مبارزه‌ى با نفس هم از آدم هاى مسن و پا به ‌سن‌گذاشته و پيرمردى از قبيل ما ها  قوى‌تر است و توانائى‌اش بيشتر است.

9.    من توقعم اين است كه كسى كه وارد دانشگاه مي شود، اگر قبل از آنكه وارد دانشگاه بشود، تقيدات دينى‌اش ضعيف بوده، با ورود به دانشگاه، تقيدات دينى‌اش تقويت شود.

10.    از جمله‌ى سخت‌ترين كارهائى كه عليه من و شما دارد انجام مي گيرد، اين است كه اميد را در (دل هایی) ما بميرانند. سعى كنيد اميد را زنده نگه داريد. هرچه ميتوانيد، شعله‌ى اميد را در دل خودتان و در دل مخاطبانتان زنده نگه داريد. با اميد است كه مي شود  پيش رفت. اميد هم اميد بيجا نيست؛ اميدى است كه واقعيتها كاملاً ما را به درستى آن نويد مي دهد.



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 59
مناجات
 
 
تاريخ :  چهارشنبه یکم آذر 1391
نويسنده :  دبیر

پروردگارا...

در دلم غمی دارم بزرگ وبر دیدگانم نگاهی پر از حسرت، تردید دارم که آیا گریستن و طلب بخشش به درگاهت پذیرفتنی است؟ آیا لایق بخشش هستم؟

اما...

شنیدم بخشنده ای...

تا دیده ام بزرگ و مهربانی و هنگامی که در برابر بی کرانه هایت خواسته ای داشتم با سخاوت بی دریغت ازبنده ای چون من که سخاوت را فراموش کرده پذیرفتی و اجابت نمودی...

همواره مرا بخشیدی و با قدرت بی کران و نور بصیرتت دستانم را فشردی و مرا نظاره گر بودی...

در اعتکاف دل بساط عشق و بندگی را برایت گستراندم و به امید کوچکترین نگاهی از جانبت به درگاه لطف و رحمتت گریستم.

الهی...

در برابر عظمتت چه حقیرم...

که غصه ام را می خوری ، گناهم را می پوشی...

ودر دل شکسته ام خانه داری...

تولد هر انسانی مرا بر آن میدارد که هنوز از انسان ناامید نشدی...

معبودا...

به تو پناه می برم و از تو یاری می جویم تا ایستادگی مرا در برابر ظلم آسان گردانی وشکیبایی در برابر مشکلات را برایم میسر کنی و تواناییم را در مقابله با شکست بالا ببری.

می خواهم لذت با تو بودن را بدون نعمت های مادی تجربه کنم.

محبوب من...

ازتو می خواهم ذره ای از نور مهرت بر من بگسترانی تا به خود ببالم و به آن افتخار کنم و عابر راه بندگیت شوم...

نسرین رحمانی / دانشجوی کارشناسی پرستاری 89



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 58
تاريخ :  چهارشنبه یکم آذر 1391
نويسنده :  دبیر

رهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش

چند کلام حرف حساب با دانشجویان جدید الورودی

دانشجویی فقط درس خواندن نیست،دانشجویی آداب و رسومی دارد.جدیدالورودی عزیز دیگر تو دانش آموز نیستی،تو اینک با گذشتن از پرچین کنکور، دانشجو شده ای. دانشجویی،مسئولیت خطیری روی دوش تو میگذارد،چرا که تو موءذنِ بیداری جامعه هستی؛پس قدر این دوران و این عنوان را بدان و به نحو احسن از آن استفاده کن.در این متن به ذکر چند نکته و توصیه؛نه نصیحت(!!!) می پردازم.باید بگویم که دانشجویی،یعنی درس خواندن به اضافه ی همین ها...

دانشجو هر چیزی را با فلسفه اش می پذیرد و حتی آب را فلسفه اش می نوشد، او محتاط است نکند بدون پرسش چیزی را قبول کند.

وقتی استاد برای انجام کاری مهلتی برای شما تعیین میکند، زود آنرا بعنوان فرصتی برای خود تعبیر کنید؛فرصتی که هرطور دلتان بخواهد میتوانید از آن استفاده کنید.به این ترتیب شما تصمیم گیرنده خواهید بود نه کس دیگر.

 کوشش کنید وقتی از دانشگاه بیرون می آیید یک انسانی باشید که هم معلومات داشته باشید و هم امانت دار باشید. (امام خمینی)

مدرک شما،تنها مدرک صادر شده در ایران نیست،پس اگر دنبال یادگیری فن و تخصصی نیستید،از همین الان به فکر خرید کوزه باشید. 

در کلمه "دانشجو" ،حقیقتاً "دانشجو شدن" مهم نیست،چون بالاخره کسی که به دانشگاه رفت و درس خواند،دانشجو میشود،در اینجا عمل کردن به وظایف دانشجویی،آنگونه که شایسته است، مهم است. (امام خامنه ای)

اگر بخواهی فراگیری مطالب سود مند علمی را به آینده و زمانی موکول سازی که در آن زمان ، آسوده باشی؛ باید بدانی که خداوند متعال، چنین زمانی را هنوز خلق نکرده است.

اگر در یک جمله کوتاه از من بپرسند که شما از جوان چه میخواهید ، به او خواهم گفت:تحصیل/ تهذیب/ ورزش (امام خامنه ای)

دست کم روزی 15دقیقه را در سکوت بگذرانید وبه نیازهای واقعی خود و چیزهایی که دارید فکر کنید،سکوت عصاره ی آرامش است که با زور نمی توان آنرا ایجاد کرد.

در ساعات تفریح،درس نخوانید و در ساعات درس خواندن، تفریح نکنید؛هرکدام در جای خود. (امام خمینی)

اگر هدف دانشجو این باشد که درس بخوانم  برای اینکه زندگی شخصی خودم رامثلاً آباد کنم،بقیه هر چه شد، بشود؛ این خطر بزرگی است.

دانشجو وقتی تحصیل میکند، تحصیل برای او یک عمل مقدماتی برای  زندگی است. (شهید مطهری)

سعی کنید بیشتر شنونده خوبی باشید تا نویسنده خوب؛ البته یادداشت برداری روزانه، شما را از هرگونه خفت و خواری در انتهای ترم در امان نگه میدارد.

بعضی از جوانان هستند که اگر گفته شود این کار را بکن، میگوید وِلش!! مثلاً امتحانات درسی یا قضیه ی دیگری در پیش است، میگوید وِلِش!! این "وِلش" بدترین بلا برای جوانان است. احساس مسئولیت یعنی رها کردن این حالت "وِلش". (امام خامنه ای)

اگر معنای چیزی را نفهمیدید،حتماً بپرسید؛ سوال نپرسیدن در دانشگاه مثل دویدن در اتاق تاریک است.

کار فرهنگی و کار سیاسی  و کار صنفی، مستحب؛ اما مشروط شدن، حرام!!!

یادداشت برداری سرکلاس را طوری انجام دهید که رویتان بشود آنها را به دیگران هم بدهید.

اگر عادت دارید شبها درس بخوانید، خرید یک چراغ مطالعه چند هزار تومانی،به شنیدن غرغر بقیه یا کتاب خواندن زیر نور گوشی نوکیا 1100 شرف دارد.

کسی که در جوانی چیزهایی را می خرد که لازم ندارد،در پیری ناچار میشود چیزهایی را که لازم دارد بفروشد؛ پس بهتر است از همین الان مدیریت هزینه ها را یاد بگیرید.

اگر پول نداری، برای عاشق شدن زیاد عجله نکنید،تا آخر ترم شش و هفت، وقت دارید.

بعضی به درک می اندیشند و بعضی به مدرک.میان این دو تفاوت بسیار است،شما از کدام گروه هستید؟!

هنگامی که روان آدمی نیرومند گردد به اندیشه تکیه میکند و هنگامی که ناتوان شود به بخت روی می آورد. (امام علی علیه السلام)

در دنیا، تنها کسی موفق میشود که به انتظار دیگران ننشیند و همه چیزرا از خود بخواهد.

هرگز خود یا موفقیتتان را با دیگران مقایسه نکنید و همواره به رقابت با خود بپردازید، زیرا هر کس از شرایط و امکانات خاص خود برخوردار است.

عزت و سربلندی انسان در گروی عدم درخواست های مکرر از دیگران است،تا میتوانید به خودتان متکی باشید و به آنچه هستید و دارید ، اکتفا کنید تا اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید.

بعضی از مسائل هستند که حل آنها از عهده ی شما برنمی آید،نسبت به آنها بی اعتنا باشید و سعی کنید همه نیرویتان را صرف مسائلی کنید که از عهده حل آنها برمی آیید.

مهم نیست که با شما مودبانه برخورد کنند یا نه، برخورد مودبانه شما، باعث ایجاد آرامش و یک احساس خوب در شما خواهد شد.

در دوستی ها باید چهاردانگ حواستان جمع باشد، چون دوست پیراهن نیست که بتوانید عوضش کنید.

در انتخاب دوست و رفیق، فوق العاده دقیق باشید،که مارِ خوش خط و خال فراوان است. (شهید مطهری)

علم وجود انسان را بصورت افقی گسترش میدهد و ایمان به شکل عمودی بالا می برد؛ علم، طبیعت ساز است و ایمان،انسان ساز. (شهید مطهری)

دانشگاه جایی است که مسیر زندگی را مشخص میکند، چون خیلی از تصمیم های مهم زندگی در همین دوران دانشجویی گرفته میشود.

دانشگاه را باید شما[دانشجویان] رو به خدا ببرید، رو به معنویت ببرید و همه درسها هم برای خدا خوانده بشود. (امام خمینی)

کتابخانه ی دانشگاه محل بدی نیست؛ برنامه ریزی کنید تا در طول دوران دانشجویی حداقل یکبار از آنجا بازدید کنید.

عزیز! هرکس هرچه گفت، سر تکان نده!دانشگاه جایی است برای تحلیل کردن شنیده ها و ایده ها .

انعطاف پذیر باشید و شاگردی کنید و از دیگر دانشجویان ترم بالایی مهارتهای جدید یاد بگیرید، دانشگاه جامعه ای کوچک برای رشد شماست.

یادتان باشد که سیگار، فکر را باز نمیکند و حتی هیچ کمکی به بیدار ماندن شبهای امتحان نمیکند.

خوابگاهی ها توجه کنند!!! مواظب استعداد عجیب و غریب خوابگاه در بلعیدن وقت باشید.

زندگی خوابگاهی ، یعنی زندگی دُنگی، از الان حساب دخل و خرج دستتان باشد.

در خوابگاه ، یخچال و محتویاتش، مکانی عمومی بحساب می آیند؛ لذا هندوانه سرخی که در یخچال گذاشته اید تا خنک شود، متعلق به اولین کسی است که بعد از شما در یخچال را باز میکند.

از لحظات زندگی لذت ببرید و از ساعت ها استفاده کنید، بدون آنکه در انتظار لحظات و ساعات بهتر و نیکوتر باشید.

مصطفی قزوینیان/ دانشجوی کارشناسی پرستاری ۸۹

 



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 58
تاريخ :  چهارشنبه یکم آذر 1391
نويسنده :  دبیر
با دیده ی دل به پیشواز عطر حرمت می آیم! آهسته از جاده های رأفت و عطوفتت می گذرم و با تمسک به نامت، تا خدا پرواز می کنم.

السلام علیک یا امام الرحمة.سلام بر تو، سلام بر تو و جد بزرگوارت، سلام بر تو و خاندان پاکت.

 خداوندا به راستی اینجا قطعه ای از بهشت است، جایی که به واسطه صاحبش اهل بهشت می شوی. اینجا چشمه ی عشق ملکوتیان است. از اینجا تا آسمان تنها به اندازه ی یک قطره اشک معرفت راه است، از اینجا تا خدا...

دلم باران می شود از عشقت، ستاره های آسمان قلبم به پیشگاهِ ماهِ تبسمت سجده می کند و قطره قطره بر آستان مهربانیت می بارد. و چقدر زود لحظه ی  وداع نزدیک می گردد؛ درست در زمان دلبستگی. و من قلبم را حَرَمَت می کنم تا شیشه دلبستگی هایم شکستن نگیرد. و من به مهربانی هایت دل می بندم. آقا اینبارهم ضامن شو.

         فائزه کاظمی/ دانشجوی پرستاری89

 



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 58
تاريخ :  چهارشنبه یکم آذر 1391
نويسنده :  دبیر

حالا چه کار کنیم؟!!...

اصولا تو دوران دانشجویی، ما دانشجوها سعی میکنیم یه آینده ای، یه راهی برای خودمون انتخاب کنیم.گاهی وقتها همه فکر و ذهنمون درگیر کنکور پرستاری به پزشکی میشه؛ هراستادی رو که میبینیم می پرسیم: ببخشیداستاد، قضیه این کنکور پرستاری به پزشکی چیه؟راسته که میگن باید مدرک تافل داشته باشیم؟آزمونش سخته یا نه؟ و هزار تا سوال دیگه که هنوزم جواب سوالاشو کامل و درست هیچ کس نمیدونه!!! بعضی وقتها هم پزشکی رو می بوسیم و میذاریم کنارو با دیدن یه پرستار که با 206 صندوق دار میاد بیمارستان، دلمون میره و تصمیم میگیریم بریم سر کار و البته یه عده زرنگی میکنن و از همون موقع دستشون از جیب بابای محترم بیرون میاد و مستقیم میره تو جیب خودشون و فعلا باماهی 300-400 تومن خوشحالند و عده ای که نمیخوان یا نمیتونن درس و کار رو کنار هم ادامه بدن هرشب در رویاهاشون خواب فارغ التحصیلی و طرح رو میبینن که ماهی 700-800 هزار تومن درآمد دارند و بعد شروع میکنن به نقشه کشیدن واسه حقوقشون که حقوق اولو میدم به مامان که بره کربلا، با دومی گوشیمو عوض میکنم و... گاهی وقتا هم برعکس، اونقدر از درس و بیمارستان خسته میشیم که به ذهنمون میرسه کلا انصراف بدیم حتی گاهی تا پای مشورت پیش میریم و تعداد واحدها رو میشماریم که لااقل بهیار بشیم.بعضی وقتاهم خودمونو اونقدر درگیر کارای بسیج و نهاد و فرهنگی میکنیم که به ذهنمون میاد آخرشم همینجاها کار کنیم و کم کم سعی میکنیم با مدیران و مسئولین عالی رتبه هم سلام علیک پیدا کنیم که ما رو استخدام کنند.

اما...اما بعضی وقتها زرنگ تر از این حرفا میشیم و به چیز دیگه ای هم فکر میکنیم! درست حدس زدید! به ارشد...البته نوع ارشدش هم مهمه...

بعضی وقتها که از بیمارستان خسته ایم یا حوصله داخلی جراحی رو نداریم یا برحسب علاقه، ذهنمون میره روی آناتومی، فیزیولوژی، میکروب، تغذیه و...گاهی هم به تربیت بدنی، روانشناسی و حتی مهندسی کامپیوتر یا عمران فکر میکنیم!!!

وقتایی هم که امتحانات آقای عباسی، آقای احمدی یا خانم حیدری رو خوب میدیم یا سوالی رو وسط کلاس درست جواب میدیم یا گاهی براساس علاقه می فهمیم که ما حیفیم و با این همه استعداد و علاقه باید در همون رشته خودمون ادامه تحصیل بدیم!!! شروع میکنیم به تحقیق درمورد پرستاری!از همون ترم 1 قلب و عروق برونر و سودارث درس میگیریم و ترم 2 icu شیری میخونیم!!! یا فقط تو ذهنمون شب و روز به ارشد پرستاری فکر میکنیم بدون اینکه اطلاعات کافی داشته باشیم و بدونیم باید چی و چطور بخونیم!

ما در آزمون کاررشناسی ارشد 3 سهمیه داریم:

1.سهمیه رزمندگان که 20درصدازسهمیه کل رودر بر میگیرد

2. سهمیه آزاد که 80 درصد ظرفیت است

3. سهمیه استعداد درخشان که مازاد بر ظرفیت پذیرش کل است. از سهمیه استعداد درخشان به دو صورت استفاده میشه: بدون آزمون و با آزمون ورودی؛ که شاگرد اول هر کلاس میتونه بدون شرکت در آزمون ورودی انتخابرشته و دانشگاه رو انجام بده و 10% برتر کلاس هم با شرکت در آزمون و به شرط اینکه 90%نمره آخرین نفر پذیرفته شده را کسب کنند میتونند به دانشگاههای مورد علاقه شون بروند

در آزمون کارشناسی ارشد ما فقط میتونیم در یک رشته شرکت کنیم که اگه به دنبال پرستاری باشیم باید در یکی از کنکورهای زیر شرکت کنیم:

پرستاری، پرستاری ویژه، پرستاری ویژه نوزادان، پرستاری سالمندی

البته اخیرا از طرف وزارت بهداشت اعلام شده که فقط افرادی که دو سال سابقه کار بالینی داشته باشن میتونند در آزمون پرستاری ویژه و پرستاری ویژه نوزادان شرکت کنند ولی از اونجایی که احتمال تغییر این مصوبه هم وجود داره ما در مورد همه رشته ها کمی توضیح میدیم:

1.      پرستاری: همچنان پرطرفدارترین رشته است. در آزمون ارشد سال 90، 7136نفر در رشته پرستاری شرکت کردند. دانشجوهای کارشناسی پرستاری، پرستار ماما، هوشبری و اتاق عمل میتونن تو این آزمون شرکت کنند. پرستاری شامل گرایش های زیاد و متنوعی میشه شامل پرستاری آموزش داخلی جراحی، پرستاری کودکان، مدیریت پرستاری، پرستاری بهداشت جامعه و...

در این آزمون باید این دروس رو بخونید:1. پرستاری داخلی جراحی که معمولا از برونر، فیپس و بلک سوال داده میشه و ضریب 4 داره

2.پرستاری کودکان که بهتره ونگ رو مطالعه کنید و ضریب 2 داره

3.پرستاری بهداشت جامعه، روانپرستاری که از باربارا یوال میدهند و بهداشت مادران و نوزادان که هر3 ضریب 2 دارند

2.پرستاری مراقبت های ویژه: همونطور که از اسمش پیداست یک رشته تخصصیه که نیروهای متخصص برای کار در بخش های آی سی یو، سی سی یو ، دیالیز و اورژانس فراهم میکند. در آزمون کارشناسی ارشد سال 90 ، 4733 نفر در کنکور پرستاری مراقبت های ویژه شرکت کردند. بچه های پرستاری، هوشبری و اتاق عمل میتونند در این آزمون شرکت کنند. دروسی که باید برای شرکت در این آزمون بخونیم : 1. پرستاری مراقبت های ویژه که در کنکور امسال بیشتر از تلان سوال داده شده بود، این درس ضریب 5 داره.

2.پرستاری داخلی و جراحی که از برونر و فیپس سوال داده میشه و ضریب 2 داره

3.پرستاری بهداشت روان که باربارا یکی از رفرنس های اصلیشه و ضریب 1 هم داره

3. پرستاری مراقبت های ویژه نوزادان: یک رشته به شدت تخصصی که حیطه کاریش بخش NICUاست. در آزمون ارشد سال 90، 961 نفر در این آزمون شرکت کردند. دانشجوهای پرستاری، هوشبری و اتاق عمل میتونند در این آزمون شرکت کنند. این دروس رو باید برای شرکت در این آزمون بخونیم:

1.پرستاری کودکان با ضریب3

2. پرستاری مراقبت های ویژه با ضریب2

3. پرستاری بهداشت مادران و نوزادان با ضریب 2

4. برنامه کشوری شیر مادر و احیا نوزاد، واکسیناسیون و ارتقاء سلامت مادر و نوزاد که این هم ضریب2 داره

4. پرستاری سالمندی: در آزمون سال 90، این رشته فقط 343 شرکت کننده داشت. البته در نظر داشته باشید که در این رشته فقط کارشناسان پرستاری میتونند شرکت کنند. مباحثی که باید مطالعه کنید مثل پرستاری است.

مهسا حاجی حسینی / دانشجوی کارشناسی ارشد داخلی جراحی



:: موضوعات مرتبط: :: فرهنگی، :: شماره 58
پرستاري حرفه‏ ي شريف و ارزشمندي
است که کمتر به مقام معنوي و قداست
والاي آن توجه شده است. اين حرفه‏ ي
پرستاري، ترکيب عجيبي است ... از يک
سو، ترکيبي است از رحمت و عطوفت و
مهرباني و مراقبت ، و از سوي ديگر ،
دانش و معرفت و تجربه و مهارت .
عزيزان من ! اين موقعيت را قدر بدانيد،
اين خدمتگزاري را بزرگ بشماريد ، از
خدا به خاطر آن سپاسگزاري کنيد که
شما را به اين کار مهم توفیق داده است
و سعی کنید آنرا هر چه مي‏توانيد،بهتر
انجام بدهيد.


----------------------------------------
ارسال مطالب و مقالات به:
Sardabir_Binesh@yahoo.com